Comparative Collation of Distributional Semantics and the Common Method of Semantics Known as Structuralist in Quranic Studies

Document Type : Research Article

Authors

1 Assistant Professor, Department of Quranic Studies and Hadith, Faculty of Theology, Alzahra University, Tehran, Iran

2 Associated Professor of Qur'an and Hadith Department, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

Abstract

Distributional semantics is a neostructuralist method in semantics that attempts to identify the meaning of words by examining their contexts of use. On the other hand, one of the topics of interest in Quranic studies in recent years is finding the meaning of Quranic words through their Quranic usage, which has been implemented in many Persian-language research under the title of structuralist semantics. Due to the similarity of the goals of the two mentioned methods, comparing them from different aspects can provide a basis for promoting Quranic studies. In this research, the common method in Quranic studies has been evaluated with the comparative-analytical method. The most important similarities between the two methods are the origin of the structuralist approach and the use of syntagmatic and paradigmatic relationships. The differences between the two methods have various aspects. For example, in distributional semantics, the similarity of words is graded; Attention is paid to the occurrence of words in different texts as well as the types of co-occurrents, and co-occurrences are weighted due to their value. On the contrary, in the common structuralist method in Qur'anic studies, similarities are not graded; To find paradigmatic relations, only complementary co-occurrences are emphasized, and co-occurrences are not weighted. Some criticisms of the common structuralist method are the mismatch of the title with the content, the failure to explain how to adapt the method with the well-known methods of semantics, the failure to provide valid reasons for determining the steps, and, therefore, the arbitrariness of the result.

Keywords

Main Subjects


Article Title [Persian]

مقایسة تطبیقی معنی‌شناسی توزیعی و روش معنی‌شناسی رایج موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی

Authors [Persian]

  • آسیه ذوعلم 1
  • نصرت نیلساز 2
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
Abstract [Persian]

معنی‌شناسی توزیعی روشی نوساخت‌گرا در معنی‌شناسی است که می‌کوشد معنای واژگان را با استفاده از کاربرد آنها در متون طبیعی شناسایی کند. از سوی دیگر، یکی از موضوعات جالب توجه در مطالعات قرآنی سال‌های اخیر، یافتن معنای واژگان قرآنی از طریق کاربرد قرآنی آنهاست که در پژوهش‌های متعدد فارسی‌زبان، تحت عنوان معنی‌شناسی ساخت‌گرا اجرا شده است. به دلیل شباهت هدف دو روش نام‌برده، مقایسة آنها از جنبه‌های مختلف می‌تواند زمینۀ ارتقای مطالعات قرآنی را فراهم کند. در پژوهش حاضر، با روش تطبیقی-تحلیلی، ضمن این مقایسه، روش رایج در مطالعات قرآنی ارزیابی شده است. مهم‌ترین شباهت‌های دو روش سرچشمه گرفتن از رویکرد ساخت‌گرایی و استفاده از روابط هم‌نشینی و جانشینی هستند. تفاوت‌های دو روش جنبه‌هایی مختلف دارند. از جمله در معنی‌شناسی توزیعی، مشابهت واژگان درجه‌بندی می‌شود؛ به وقوع واژگان در متن‌های مختلف و نیز انواع هم‌نشینان توجه می‌شود؛ و هم‌نشین‌ها ارزش‌گذاری می‌شوند. در مقابل، در روش رایج ساخت‌گرا در قرآن، مشابهت‌ها درجه‌بندی نمی‌شود؛ برای یافتن جانشینان، صرفاً بر هم‌نشینان مکمّلی تأکید می‌شود؛ و هم‌نشینان ارزش‌گذاری نمی‌شوند. برخی از نقدهای وارد به روش رایج ساخت‌گرا، عدم تطابق عنوان با محتوا، عدم تبیین چگونگی اقتباس از روش‌های شناخته‌شدۀ معنی‌شناسی، عدم ارائة دلایل متقن در تعیین گام‌ها، و بنابراین، سلیقه‌ای بودن نتایج هستند.

Keywords [Persian]

  • معنی‌شناسی توزیعی
  • نوساخت‌گرایی
  • ساخت‌گرایی
  • قرآن
  • مقایسه

1-  طرح مسأله

در علم معنی‌شناسی[1]، با رویکردهایی متفاوت، معنا بررسی و شناسایی می‌شود. از میان آنها، رویکرد ساخت‌گرا با بهره‌گیری از آرای سوسور[2]، نظام زبان را بر اساس قواعد هم‌‌نشینی و جانشینی، مطالعه می‌کند. در این رویکرد، «زبان»[3] متمایز از «گفتار»[4] است و فقط از جنبۀ قواعد یا نظام زبانی بررسی می‌شود. در ادامۀ معنی‌شناسی ساخت‌گرا، رویکردهای نوساخت‌گرا با اندکی تمایز از ساخت‌گرایی شکل گرفتند. یکی از آنها معنی‌شناسی توزیعی[5] است که برگرفته از فرضیه‌ای بیان شده از سوی هریس[6] پایه گذاری شد. این روش اگرچه در موضوع توجه به روابط هم‌‌نشینی و جانشینی از معنی‌شناسی ساخت‌گرا الهام گرفته است، در مسألۀ کاربردمداری و به عبارتی توجه به گفتار، از آن فاصله دارد و می‌کوشد تا معنای واژگان را بر پایۀ چگونگی کاربرد آنها در بافت بررسی کند. به این منظور، توزیع واژگان با یکدیگر در زبان طبیعی[7] را مقایسه می‌کند[8]. در علم معنی‌شناسی، این روش از نظر هدف و مبانی، روشی منحصربه‌فرد شناخته می‌شود.

از سوی دیگر، در سال‌های اخیر، در مطالعات قرآنی، روشی با عنوان معنی‌شناسی ساخت‌گرا به کار گرفته می‌شود که هدف آن یافتن معنای واژگان از طریق بررسی هم‌نشینان و جانشینان آنها در متن قرآن است. با توجه به اینکه هدف این روش و تا حدودی گام‌های اجرایی آن مشابه هدف و گام‌های اجرایی معنی‌شناسی توزیعی است، مقایسۀ تطبیقی دو روش یادشده می‌تواند با ایجاد شناخت عمیق‌تر نسبت به هر دو، موجب ارتقای علمی مطالعات قرآنی باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد پاسخ‌گویی به دو پرسش اصلی است: شباهت‌ها و تفاوت‌های معنی‌شناسی توزیعی با روش رایج موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی چیست؟ با توجه به عناصر مختلف دو روش، روش رایج ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی چگونه ارزیابی می‌شود؟

2- پیشینۀ پژوهش

از آنجا که در هیچ پژوهشی تفاوت‌ها و شباهت‌های دو روش معنی‌شناسی توزیعی و معنی‌شناسی ساخت‌گرا در قرآن بررسی نشده‌اند، در پیشینۀ این پژوهش، آثاری بررسی می‌شوند که دو روش یادشده را تبیین کرده‌اند.

اگرچه استفاده از بافت زبانی قرآن برای یافتن معنای واژگان قرآنی از دیرباز در لابه‌لای سخن مفسران، لغت‌شناسان و پژوهشگران قرآن به چشم می‌خورد، در سال‌های اخیر، به طور ویژه استفاده از بافت زبانی برای شناخت معنای واژگان در قرآن به صورت نظام‌مند هدف برخی از مطالعات قرآنی قرار گرفته است. از اولین آثار در این زمینه می‌توان به پایان‌نامۀ معنی‌شناسی عقل در قرآن کریم با تکیه بر نظریۀ حوزه‌های معنایی (کرمانی، 1384ش) اشاره کرد. اما ارائۀ منسجم روشی با این هدف اولین بار در پایان‌نامۀ «معناشناسی تدبّر در قرآن کریم با سه رویکرد ساختاری، ریشه‌شناسی و تاریخ انگاره» (سلمان‌نژاد، 1391ش) انجام شد که در آن، با عنوان «معنی‌شناسی ساختاری»، جزئیات عملی روش بررسی شد. در ادامه، پژوهش‌های بسیاری با عنوان‌های معنی‌شناسی ساخت‌گرا یا ساختارگرا برای استفاده از این روش در قرآن شکل گرفته‌اند. در برخی از پژوهش‌های بعدی، تلاش شده است تا به منظور کارآمدترکردن روش، اصلاحاتی در آن صورت گیرند. برای نمونه، در رسالۀ «معناشناسی کرم در قرآن کریم» (قاسم احمد، 1396ش)، تمایز میان مفهوم و مصداق بررسی شده و در پایان‌نامۀ «معناشناسی فرح در قرآن و روایات» (ذوعلم، 1397ش)، به جانشین‌های به‌دست‌آمده از طریق هم‌‌نشینان متعدد توجه ویژه شده است.

شالودۀ معنی‌شناسی توزیعی، علاوه بر سنّت ساخت‌گراییِ توجه به هم‌‌نشین‌ها و جانشین‌های واژگان در مطالعۀ نظام زبان، فرضیۀ توزیعی[9] است که واژگانِ دارای توزیع مشابه در متن را دارای معنای مشابه می‌داند. این فرضیه که برای اولین بار در مقاله‌ای با عنوان «ساختار توزیعی»[10] (Harris, 1954) مطرح شد، با تبیین عملی و با استفاده از پیشرفت‌های حاصل‌شده در بهره‌گیری از رایانه، به پژوهش‌های گسترده در این موضوع منجر شده است. به‌تازگی، آثاری اندک کاربست این روش در قرآن را نیز بررسی کرده‌اند. مقالۀ «کاربست معنی‌شناسی توزیعی در قرآن، مطالعۀ نمونۀ موردی ریشه-واژۀ فرح» (ذوعلم و نیل‌ساز، 1404ش)، نحوۀ اجرای معنی‌شناسی توزیعی در قرآن و راه‌هایی برای برطرف‌کردن چالش‌های اجرایی، با اجرای عملی در یک نمونۀ موردی را بررسی می‌کند.

نوآوری پژوهش حاضر بررسی تطبیقی دو روش معنی‌شناسی توزیعی و روش موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی است. نوآوری دیگر تحلیل و ارزیابی روش رایج ساخت‌گراست که تا کنون با معیاری دقیق صورت نگرفته است.

 

3-   مفاهیم نظری پژوهش

برای شناخت چگونگی اجرای روشی در یک حوزه، لازم است ابتدا روش در شکل اصلی آن به‌درستی شناخته شود. سپس، با توجه به ویژگی‌های خاص حوزۀ مدنظر، چگونگی اجرای روش در آن بررسی شود. نظر به هدف پژوهش حاضر در مقایسۀ دو روش نام‌برده، پس از بیان مقدمه‌ای در موضوع علم معناشناسی، معرفی مختصری از معنی‌شناسی ساخت‌گرا و معنی‌شناسی توزیعی، از منظر مبانی، هدف و گام‌های اجرایی صورت می‌گیرد[11]. سپس، به‌اجمال نحوۀ کاربست رایج روش ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی سال‌های اخیر و نیز کاربست معنی‌شناسی توزیعی در قرآن معرفی می‌شود.

یکی از گونه‌های شناخت معنا، معنی‌شناسی زبانی است که اولین بار با عنوان «سمانتیک»[12] توسط برآل[13] در 1893 مطرح شد (صفوی، 1399ش، ص28). رویکردهای مختلف معنی‌شناسی هر یک از منظری به معنی می‌نگرند که برخی از آنها عبارت‌اند از: معنی‌شناسی تاریخی-فقه‌اللغوی[14]، معنی‌شناسی ساخت‌گرا[15]، معنی‌شناسی نوساخت‌گرا[16] و معنی‌شناسی شناختی[17] (گیررتس، 1398ش، ص۲0). از میان این رویکردها، رویکرد تاریخی-فقه‌اللغوی تقدم زمانی دارد و رهیافتی درزمانی، با نگاه به تحول معنی واژه‌ها در زمان و طبقه‌بندی سازوکارهای آنهاست (گیررتس، 1398ش، صص31-32). در ادامه، سوسور با مطالعۀ نظام زبان با رویکردی هم‌زمانی، پایۀ بسیاری از مطالعات زبانی در قرن بیستم را بنا نهاد (کالر، 1393ش، ص5).

1-3- معنی‌شناسی ساخت‌گرا

رویکرد ساخت‌گرا به معنی در پی رویکرد تاریخی و با استفاده از آرای دگراندیشانۀ سوسور در معنی‌شناسی شکل گرفت. این رویکرد به صورت یک نظام نشانه‌ای مستقل به زبان می‌نگرد و رابطۀ اجزای زبان با یکدیگر را بررسی می‌کند. اجزای نظام زبان، یعنی نشانه (دالّ)[18]‌‌ها، از دید سوسور کاملاً اختیاری هستند؛ یعنی هیچ رابطۀ طبیعی و اجتناب‌ناپذیری میان آنها و مدلول[19]شان وجود ندارد (کالر، 1393ش، صص18-19) و مانند مدلول­ها، تقابلشان با یکدیگر آنها را می‌شناساند (کالر، 1393ش، ص27). به عبارتی، همان‌گونه که در دنیای خارج، اشیای مختلف با تقابل میان مؤلفه‌های آنها از یکدیگر بازشناسی می‌شوند، در نظام زبان نیز، تقابل میان عناصر شکل‌دهندۀ این نظام که واحدهای زبانی هستند، آنها را متمایز می‌کند. به بیان سوسور، نظام زبان متشکل از واحدهای زبانی در سطوح مختلف (مانند واج، تک‌واژ، واژه و جمله) و قواعد ترکیب آنهاست که ترکیب این واحدها در هر سطح باعث شکل‌گیری واحدهایی از سطح بالاتر می‌شود. برای نمونه، قواعد ترکیب تک‌واژها، واژه‌ها را می‌سازد و قواعد ترکیب واژه‌ها با هم موجب ساخته‌شدن جمله‌ها می‌شود. بر همین اساس، رابطه‌های هم‌نشینی و جانشینی میان این واحدهای زبانی کل نظام زبان را توصیف می‌کنند. رابطۀ میان عناصر تشکیل‌دهندۀ واحد بزرگ‌تر که امکان‌های ترکیب را معرفی می‌کند رابطۀ هم‌نشینی[20] و رابطه‌ای که در آن عناصر متمایز از یکدیگر، برای تشکیل واحد بزرگ‌تر، جایگزین هم می‌شوند رابطۀ جانشینی[21] نامیده می‌شود[22] (کالر، 1393ش، صص32، 52-54). نکتۀ جالب توجه این است که معنی‌شناسی ساخت‌گرا با قائل‌شدنِ تمایز میان زبان و گفتار - که وجه عملی زبان یا کُنِش زبانی است - تنها به وجه «زبان»، یعنی از جنبۀ نظام و قواعد آن، توجه دارد. بر این اساس، واحدهایی فراتر از جمله، یعنی گفتار، بررسی نمی‌شوند؛ زیرا شکل گیری گفتار فراتر از نظام زبان و نوعی تحقق عملی قواعد زبانی است که گوینده برای بیان مقاصد شخصی خود به کار می‌برد و شامل یک سازوکار روانی-فیزیکی می‌شود (کالر، 1393ش، ص31). به عبارتی، معنی‌شناسی ساخت‌گرا فقط «امکان‌های» رابطه میان عناصر زبانی را مشخص می‌کند. برای نمونه، در رابطه با واج p در زبان انگلیسی، فقط همخوان‌های l و r امکان وقوع پیش از آن، و فقط همخوان s امکان وقوع پس از آن را در یک هجا دارند. همچنین، در سطح ساخت واژه از تکواژ، پسوندهای less، ly و ship برای واژۀ friend امکان وقوع دارند؛ اما پسوندهای ation و er به کار نمی‌روند. بنابراین، بین تکواژهای less، ly و ship رابطۀ جانشینی وجود دارد (کالر، 1393ش، ص53). در سطح ساخت جمله از واژه نیز چنین امکاناتی قابل بررسی است. این در حالی است که مطالعۀ گفتار، با بررسی بسامد کاربرد واحدهای زبانی در متون طبیعی، به ارائۀ الگوهای آماری منجر می‌شود که تحقق برخی از ترکیبات را در شرایطی ویژه نشان می‌دهد (کالر، 1393ش، ص36). سوسور بازی شطرنج را تمثیلی برای بررسی نظام زبان معرفی می‌کند. قراردادی‌بودن ارزش مهره‌ها بدون رابطۀ دقیق با شکل ظاهری آنها معادل اختیاری‌بودن نشانه‌ها در زبان است و تعیین هویت هر مهره بر مبنای تفاوت با دیگر مهره‌ها افتراقی‌بودن نظام زبان را نشان می‌دهد (کالر، 1393ش، ص29). نیز همان‌گونه که تبیین قواعد حاکم بر بازی شطرنج، بدون توجه به عواملی همچون وضعیت ذهنی بازیکنان یا مقایسۀ این بازی با بازی‌های دیگر، توصیفی کامل از چگونگی این بازی است، زبان را نیز می‌توان مستقل از کاربرد آن و فقط با توجه به نظام نمادین آن بررسی کرد (گیررتس، 1398ش، ص۱۲۴).

معنی‌شناسی ساخت‌گرا در سه رویکرد عمدۀ نظریۀ حوزۀ واژگانی[23]، تحلیل مؤلفه­ای[24] ­و معنی‌شناسی روابط مفهومی[25] بروز یافته است که هر یک تلاش می‌کند با مبنای ساخت‌گرایی، روشی عملی در معنی‌شناسی معرفی کند. در نظریۀ حوزۀ واژگانی، هر حوزه مجموعه‌ای از واژگان دارای ارتباط معنایی است که دامنه‌ای مشخص از واقعیت‌های جهان خارج را پوشش می‌دهد (کالر، 1393ش، ص131). تحلیل مؤلفه‌ای مبتنی بر تبیین معانی بر اساس مجموعه‌ای از واحد‌های تشکیل‌دهندۀ مفاهیم (مؤلفه­ها یا شرایط لازم و کافی) الگویی دقیق‌تر از نظریۀ حوزه‌های واژگانی برای توصیف معنای واژه‌ها به دست می‌دهد (کالر، 1393ش، ص163). در ادامه، معنی‌شناسی روابط مفهومی معنای واحد‌های زبانی را برحسب مجموعه‌ای از روابط با دیگر واحدهای زبان معرفی می‌کند. برخی از این روابط مفهومی میان واژگان شامل هم‌معنایی[26]، شمول معنایی[27]، انواع تقابل معنایی[28]، و جزء­واژگی[29] می‌شوند (کالر، 1393ش، صص184-۱۸6).

در ادامۀ رویکردهای مختلف ساخت‌گرایی، رویکردهایی جدید شکل گرفتند که هر یک از جنبه‌هایی با قبلی‌ها متفاوت است. این رویکردها به دلیل تفاوت‌هایی با کلیّت ساخت‌گرایی، نوساخت‌گرا نامیده شده‌اند.

2-3-  معنی‌شناسی توزیعی

معنی‌شناسی توزیعی یا تحلیل توزیع پیکره‌ای[30] روشی نوساخت‌گراست که از روابط هم‌نشینی و جانشینی در رویکرد ساخت‌گرا الهام گرفته است؛ اما به دلیل تأکید بر کاربردمداری از آن فاصله دارد. این روش بر مبنای فرضیۀ توزیعی شکل گرفته است که بیان می‌کند «واژگان با ویژگی[31] توزیعی مشابه، معانی مشابه دارند» (Harris, 1954, p. 156). در این روش که واژگان بر پایۀ پردازش متون طبیعی شناخته می‌شوند، ابتدا یک پیکرۀ[32] زبانی در نظر گرفته می‌شود. پیکره مجموعه‌ای بزرگ از نمونه‌های زبانی است که دارای ویژگی‌های مشترک بافتی یا موقعیّتی هستند و برای اظهار نظر دربارۀ کاربرد زبان استفاده می‌شود (کرافورد و سزومی، 1399ش، ص10). برای نمونه، مجموعه‌ای از مقالات یک مجله در ادوار مختلف به شرط داشتن حجم مناسب می‌تواند یک پیکرۀ زبانی را تشکیل دهد[33].

1-2-3-  گام‌های اصلی اجرای معنی‌شناسی توزیعی

اساس معنی‌شناسی توزیعی مقایسۀ واژگان با توجه به چگونگی توزیع در پیکره است. این توزیع با دو الگو قابل بررسی است. در یک الگو، برای مقایسۀ واژگان با هم، وقوع آنها در متن‌ها یا سندهای[34] مجزای پیکره مورد توجه قرار می‌گیرد (الگوی واژه-سند) که در این صورت، سندها ویژگی‌های توزیعی واژگان هستند. برای نمونه، در پیکره‌ای متشکل از مجموعه مقالات یک مجله در طول سالیان متمادی، هر مقاله را می‌توان یک سند به حساب آورد. در الگوی دیگر، به قرارگرفتن واژه (/عبارت[35])هایی در هم‌نشینی با واژگان مورد مقایسه، در کل پیکره توجه می‌شود (الگوی واژه-عبارت) که در آن، واژه‌ها یا عبارت‌ها ویژگی‌های توزیعی واژگان هستند. در هر دو الگو، شباهت میان واژگان بر اساس شباهت میان ویژگی‌های توزیعی آنها سنجیده می‌شود. گفتنی است، الگوی واژه-عبارت با لحاظ رابطۀ دستوری یا بدون آن قابل اجراست. در صورتی که رابطۀ دستوری میان واژگان لحاظ نشود، پنجرۀ بافتی[36] شامل زنجیره‌ای با اندازۀ مشخص از واژه‌ها یا حروف در متن تعریف می‌شود که قرارگرفتن دو واژه در آن پنجره، هم‌وقوعی آنها به شمار می‌آید (Schutze, 1992, pp. 787-793)[37].

در هر دو الگوی نام‌برده، به منظور مقایسۀ میان واژگان مختلف از نظر شباهت در ویژگی‌های توزیعی، برای هر واژه با توجه به ویژگی‌های توزیعی آن، یک بردار بافتی[38] تعریف می‌شود. این بردار شامل مجموعه اعدادی است که هر یک بسامد هم‌وقوعی واژه با یک ویژگی را نشان می‌دهد. بنابراین، هر مؤلفۀ بردار بافتی واژه در الگوی واژه-سند، تعداد وقوع واژه در یک سند، و در الگوی واژه-عبارت، بسامد هم‌‌وقوعی واژه با یک عبارت است.

با روی هم قراردادن بردارهای بافتی واژه‌های مختلف به صورت عمودی، ماتریس هم‌وقوعی[39] واژه‌ها و ویژگی‌ها تشکیل می‌شود. این ماتریس جدولی است که ستون‌های آن ویژگی‌های توزیعی (سندها یا عبارت‌های هم‌‌نشین با واژه) و سطرهای آن واژگانی برای مقایسه با واژۀ مدنظر را نمایش می‌دهند و در هر یک از خانه‌های آن، بسامد هم‌‌وقوعی واژه‌ها با ویژگی‌ها ثبت می‌شود.

برای شناخت دقیق‌تر روش در شکل اصلی آن، نمونه‌ای از اجرای این روش در یکی از متون زبان انگلیسی بررسی می‌شود. با هدف به دست آوردن شباهت میان واژگان bike، car، dog، و lion، واژگانی در جایگاه ویژگی‌های توزیعی انتخاب شده‌اند که عبارت‌اند از: bite، buy، drive، eat، get، live، park، ride، و tell. ماتریس هم‌وقوعی برای مقایسۀ این واژگان چنین به دست آمده است (Lenci, 2018, p. 155):

برای به دست آوردن مشابهت معنایی[40] دو واژه، کافی است بردارهای بافتی آن دو، یعنی دو سطر از ماتریس هم‌‌وقوعی، با هم مقایسه شوند. رایج‌ترین روش مقایسه بر اساس زاویۀ میان این دو بردار است. هرچه زاویۀ میان بردارهای بافتی دو واژه کمتر باشد، دو بردار مشابهت بیشتری با هم دارند که طبق فرضیۀ توزیعی، مشابهت معنایی دو واژه را نشان می‌دهد. بنابراین، از کسینوس زاویۀ میان دو بردار برای نشان‌دادن مشابهت میان دو واژه استفاده می‌شود که عددی بین صفر (متناظر با زاویۀ °90، یعنی کمترین مشابهت) و یک (متناظر با زاویۀ صفر، یعنی بیشترین مشابهت) است (Schutze, 1992, p. 787).

محاسبۀ مشابهت میان دو واژه از نظر توزیع در واقع مقایسۀ میان سندها یا واژه (عبارت)هایی است که دو واژۀ مدنظر در هم‌وقوعی با آنها مشترک هستند و از این رو، معیاری از جانشینی دو واژه است. با محاسبۀ مشابهت‌های میان واژگان مختلف در یک پیکره، می‌توان نقشۀ معنایی آنها را رسم و محدودۀ معنایی واژگان را نسبت به یکدیگر تعیین کرد.

2-2-3- گام‎های اصلاحی در به‌کارگیری معنی‌شناسی توزیعی

در اجرای روش معنی‌شناسی توزیعی، به منظور افزایش دقت محاسبات در یافتن مشابهت‌ها، مراحلی برای اصلاح روش اعمال می‌شوند که پیش‌پردازش[41] و وزن‌دهی[42] به ماتریس هم‌‌وقوعی نمونه‌هایی از آنها هستند.

پیش‌پردازش خود شامل چند مرحله است که از جمله می‌توان به ابهام‌زدایی[43] از واژگان، حذف واژه‌های غیرمفید (ایست‌واژه‌ها)[44] و ریشه‌یابی[45] واژگان اشاره کرد. ابهام‌زدایی به معنای توجه به معانی مختلف هر واژه و گزینش تعدادی از آنها برای محاسبه در ماتریس هم‌وقوعی است که بسته به نوع پژوهش و هدف آن انجام می‌شود. واژه‌های غیرمفید یا ایست‌واژه‌ها، واژه‌هایی هستند که بودن یا نبودن آنها در کنار یک واژه روشن‌کنندۀ چیزی از معنای آن نیست. این واژگان در همۀ انواع متون به کار می‌روند و معمولاً متعلق به مقوله‌های دستوری بسته[46] هستند (Sahlgren, 2006, pp. 71-72).

ریشه‌یابی نیز به معنای در نظر گرفتن ریشۀ یک واژه به‌جای عین آن یا گزینش صیغه‌هایی از واژگان هم‌ریشه با آن است که با توجه به اهداف پژوهشی تعیین می‌شود.

وزن‌دهی به عناصر ماتریس هم‌وقوعی بر این اساس صورت می‌گیرد که همۀ هم‌نشینان یک واژه ارزشی یکسان در تحلیل معنای واژه ندارند. به عبارتی، برخی از بسامدهای هم‌وقوعی در بردار بافتی بیشتر جالب توجه هستند و اگر بین دو واژه مشترک باشند، بیشتر نمایانگر شباهت میان آنها هستند. بنابراین، لازم است به هم‌وقوعی‌های باارزش‌تر وزن بیشتری داده شود. وزن‌دهی در الگوهای واژه-سند و واژه-عبارت با قواعدی مختلف اجرا می‌شود.

در الگوی واژه-سند که وقوع یک واژه در سندهای مختلف یک پیکره مورد توجه است، قاعدۀ وزن‌دهی به گونه‌ای اجرا می‌شود که هم‌وقوعی سندهای کوتاه‌تر و واژه‌های کم‌تکرارتر در اسناد مختلف ارزش بیشتری داشته باشد. برای نمونه، در مقایسۀ دو واژه در پیکره‌ای از مجموعه مقالات یک مجله در طول سالیان متمادی، اگر این دو در یک مقالۀ کوتاه وقوع یافته باشند، این هم‌وقوعی ارزش بیشتری برای مقایسۀ دو واژه دارد. همچنین، اگر دو واژه که در یک سند هم‌وقوع شده‌اند، در کل پیکره‌ کم‌تکرارتر باشند، این هم‌‌وقوعی در تعیین مشابهت آنها ارزشمندتر است (Sahlgren, 2006, pp. 31-32). با این هدف، قاعدۀ TFIDF[47] پیشنهاد شده است که بر اساس آن، در هر یک از بسامدهای هم‌وقوعی در ماتریس (متناظر با هم‌وقوعی یک واژه با یک سند)، ضریبی ضرب می‌شود. در نمونه‌ای از این وزن‌دهی، بسامد هم‌وقوعی واژة i با سند j، در دو ضریبِ «تابعی از معکوس تعداد سندهایی دارای عبارت i»[48] و «معکوس تعداد واژگان سند j» ضرب می‌شود (Sahlgren, 2006, pp. 31-32).

در الگوی واژه-عبارت نیز، هم‌‌وقوعی دو واژه با هم‌‌وقوعی مورد انتظار آنها، با توجه به تعداد کل واژگان از نظر قانون احتمالات، مقایسه می‌شود. به عبارتی، بر اساس قانون احتمالات، با توجه به تعداد کل واژگان پیکره و تعداد تکرار دو واژه در کل پیکره، احتمالی برای هم‌وقوعی دو واژه به دست می‌آید که بسامدِ مورد انتظار از هم‌وقوعی دو واژه را تعیین می‌کند. حال، اگر بسامد مشاهده‌شده از هم‌‌وقوعی دو واژه، نسبت به بسامدی که بر اساس قانون احتمالات انتظار می‌رود، بیشتر باشد، نشان دهندۀ معناداربودن این هم‌وقوعی و ارتباط معنایی دو واژه است و از این رو، این هم‌وقوعی در به دست آوردن مشابهت دو واژه تعیین‌کننده است. به منظور مقایسۀ بسامد مورد انتظار با بسامد مشاهده‌شده، قواعدی مختلف برای وزن‌دهی به ماتریس واژه-عبارت معرفی شده است (Lenci, 2018, p. 155). یکی از قواعد نام‌برده، قاعدۀ PPMI[49] است که در آن، اگر بسامد مشاهده‌شدۀ هم‌وقوعی یک واژه و یک ویژگی از بسامد مورد انتظار کمتر باشد، عنصر مدنظر در ماتریس هم‌وقوعی صفر است و اگر بیشتر باشد، معیاری از نسبت این دو مقدار در عنصر متناظر قرار می‌گیرد. گفتنی است، چگونگی به‌کارگیری الگوی واژه-عبارت که با لحاظ رابطۀ دستوری و یا بدون لحاظ آن و با انتخاب پنجرۀ بافتی صورت می‌گیرد، در نحوۀ اجرای قاعدۀ وزن دهی تأثیرگذار است.

پس از اجرای قاعدۀ وزن‌دهی PPMI بر روی ماتریس معرفی‌شدۀ پیش، ماتریس زیر به دست می‌آید (Lenci, 2018, p. 156):

سپس، مشابهت میان واژگان واقع در ستون‌های این ماتریس با محاسبۀ کوسینوس زاویۀ میان هر دو واژه به دست می‌آید:

در یک پیکره، به منظور مقایسۀ میان چند واژه، پس از انجام همۀ مراحل و محاسبۀ مشابهت میان هر دو واژه، با بهره‌گیری از محاسبات رایانه‌ای، نقشۀ معنایی این واژگان رسم می‌شود که شمایی کلی از مشابهت میان واژگان به دست می‌دهد. نمونه‌ای از نقشۀ معنایی به‌دست‌آمده از پیکرۀ BNC[50] در زیر مشاهده می‌شود.

با وجود آماری‌بودن روش، در برخی از مراحل اجرا مانند پیش‌پردازش، لازم است از اطلاعات زبانی (فراتر از اطلاعات آماری)، برای نمونه اطلاعات موجود در لغت‌نامه‌ها استفاده شود. برای مثال، برای حذف ایست‌واژه‌ها، تعلق هر واژه به نوع مقوله‌های واژگانی مهم است. علاوه بر این، برای تحلیل مشابهت‌های به‌دست‌آمده به منظور دست‌یابی به رابطۀ معنایی میان واژگان، لازم است از اطلاعات زبانی بهره گرفت. برای نمونه، رابطۀ تقابل معنایی، از نظر درجۀ مشابهت توزیعی، از هم‌معنایی قابل تشخیص نیست؛ زیرا هر دو تمایل به وقوع در ویژگی‌های مشابه دارند. به عبارتی، اصطلاح مشابهت معنایی در این روش به معنای هم‌معنایی یا هم‌سویی معنایی نیست و می‌تواند بیانگر انواعی دیگر از روابط معنایی از جمله تقابل معنایی نیز باشد. بنابراین، برای تحلیل مشابهت‌ها، راه‌هایی همچون تعیین بافت‌هایی که انتظار می‌رود تضاد را بیشتر متمایز کنند یا استفاده از مدل‌های ترکیبی که ضمن به‌کارگیری معنی‌شناسی توزیعی، از اطلاعات منابع واژگانی مانند لغت‌نامه‌ها نیز بهره می‌گیرند، پیشنهاد شده‌اند (Lenci, 2018, pp. 161-162). در هر حال، از رسم نقشۀ معنایی مشخص است که معنی‌شناسی توزیعی می‌تواند شباهت‌ها و تفاوت‌های کلی میان واژگان را به صورتی آماری نمایش دهد.

3-3- معنی‌شناسی ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی

در سال‌های اخیر، با هدف شناسایی معنای واژگان از طریق بافت کاربردی واژه در قرآن، روشی با عنوان معنی‌شناسی ساخت‌گرا[51] معرفی شده است و در پژوهش‌هایی متعدد در حوزۀ مطالعات قرآنی به کار گرفته می‌شود[52]. این روش که با جزئیات منحصربه‌فرد، پیش از این در حوزه‌های غیرقرآنی استفاده نشده بود، بومی‌سازی روش‌های معنی‌شناسی غربی در کاربرد قرآنی آن دانسته شده است. تکیۀ آن بر شناخت معنای واژه از طریق بافت زبانی[53] است که طبق تعریف، بر روابط دستوری و معنایی هر واحد زبانی با واحدهای دیگر زنجیرۀ گفتار دلالت دارد (صفوی، 1399ش، ص212).

1-3-3- گام‌های اجرایی معنی‌شناسی ساخت‌گرا در قرآن

اولین اثر در معرفی روش یادشده مبانی، گام‌های اجرایی و نمونه‌ای عملی برای آن را بررسی می‌کند (سلمان‌نژاد، 1391ش). گام‌های اجرایی معرفی‌شده برای شناخت معنای یک واژه از این روش به ترتیب زیر هستند: ابتدا هم‌نشینان واژه در بافت قرآنی شناسایی و بر اساس دو نوع رابطۀ نحوی-معنایی (مکمّلی) و رابطۀ معنایی-معنایی دسته‌بندی می‌شوند. رابطۀ نحوی-معنایی که بر اساس آن هم‌نشینان مکمّلی واژه به دست می‌آیند، رابطه‌ای است که با توجه به ارتباط نحوی میان واژگان جمله و نیز ارتباط معنایی آنها، بستر تمام‌شدن معنای جمله را فراهم می‌کند. رابطۀ معنایی-معنایی در عرض رابطۀ مکمّلی، مربوط به کلماتی است که در یک جمله، بدون داشتن رابطۀ نحوی، رابطۀ معنایی دارند و با تقسیم به سه نوع مجزا، هم‌نشینان اشتدادی، تقابلی و توزیعی واژه را شناسایی می‌کند. «رابطة اشتدادی» بین دو واژه‌ای‌ برقرار است که در مقام تقویت معنای یکدیگر هستند و می‌توان آن را به انواع هم‌‌معنایی و شمول معنایی تقسیم کرد. «رابطة تقابلی»[54] به معنای تضاد در یک یا چند مؤلفة معنایی، ضمن تشابه در مؤلفه‌های دیگر است[55] که خود اقسامی دارد. «رابطة توزیعی» نیز بین کلماتی برقرار است که در یک حوزۀ معنایی، قلمروهای متمایز دارند[56] (سلمان‌نژاد، 1391ش، ص17).

پس از تعیین هم‌‌نشینان یک واژه، جانشینان آن در متن از طریق هم‌‌نشینان مکملی شناسایی می‌شوند. به عبارتی، واژگانی را جانشین یکدیگر می‌نامند که هم‌‌نشین مکملی مشترکی داشته باشند. بر این اساس، با یافتن جانشینان واژۀ هدف، رابطۀ میان واژه و جانشینان آن شناسایی، و با بررسی آن، معنای واژۀ هدف تعیین می‌شود. توجه به انواع هم‌نشینان واژه نیز می‌تواند ابعادی از معنای آن را نمایان کند. آنچه در نهایت به دست می‌آید، تعریف واژۀ هدف بر اساس مؤلفه‌های معنایی آن است که با تحلیل هم‌نشینان و جانشینان واژه صورت می‌گیرد. در این روش، برای بررسی رابطۀ جانشین یک واژه با آن، پربسامدبودن این جانشینی نقشی مهم دارد (سلمان‌نژاد، 1391ش، ص21).

2-3-3- افزایش کارآمدی روش در برخی از پژوهش‌ها

در تکمیل چگونگی اجرای روش یا اصلاح آن، در پژوهش‌های بعدی نکاتی بیان شده‌اند که برخی از آنها به‌اختصار بیان می‌شوند. گفتنی است، به‌کارگیری این نکات در پژوهش‌های این حوزه عمومیت ندارد و فقط به صورت موردی به منظور کارآمدترکردن روش، مدنظر برخی از پژوهشگران قرار گرفته است.

  1. علاوه بر تحلیل‌های واژگانی یا توجه به روابط هم‌نشینی و جانشینی، توجه به مفاهیم به‌کاررفته در آیات قرآن به منظور روشن‌شدن معنای واژه در برخی از پژوهش‌ها ذیل عنوان استفاده از سیاق بیان شده است (شفیع‌زاده و همکاران، 1393ش، صص113، 122). از جملۀ این موارد می‌توان به استفاده از روابط متنوع معنایی میان جملات برای دست‌یابی به روابط میان واژگان و نیز جانشینان مفهومی اشاره کرد  (فائز و همکاران، 1398ش، صص106-111).
  2. با رویکردی تحلیلی-منطقی، می‌توان هم‌نشینان و جانشینان را به دو دستۀ مصادیق و مفاهیم تقسیم کرد که برخی از پژوهش‌ها نتایج این دسته‌بندی را دقیق‌تر دانسته‌اند (فرامرز قراملکی و همکاران، 1396ش، ص86؛ فائز و همکاران، 1398ش، ص101).
  3. تعدادی از هم‌نشینان به‌دست‌آمده برای واژۀ هدف، به دلیل عدم رابطۀ معنایی با این واژه، از تحلیل روابط واژگان قابل حذف هستند. پژوهش‌هایی با اطلاق عنوان «تکمیلی» به این نوع هم‌نشینان، کم‌بسامدبودن را ویژگی آنها برشمرده‌اند (فائز و همکاران، 1398ش، ص102)[57].
  4. برای یافتن جانشینان مؤثرتر در تعیین معنای واژۀ هدف، لازم است به وجود تنوع در هم‌نشینان مکملی واسطه توجه شود که این امر مرتبط با لحاظ بسامد در جانشینی واژگان است (ذوعلم و همکاران، 1399ش، ص6).[58]

3-3-3- کاربست معنی‌شناسی توزیعی در قرآن

کاربست هر روش در یک حوزه نیازمند بومی‌سازی است که شامل تطبیق شرایط روش با حوزۀ مدنظر، اجرای عملی گام‌ها در زبان و متن واقعی و شناخت چالش‌های اجرایی به همراه راهکارهایی برای برون‌رفت از آنهاست. اجرای روش معنی‌شناسی توزیعی به عنوان روشی که در مطالعات زبان‌شناسی ریشه دارد، در قرآن نیز مشمول همین قاعده است. گفتنی است، تبیین چگونگی اجرای دقیق و گام‌به‌گام روش توزیعی در قرآن، در پژوهش‌هایی به صورت مفصل بیان و بر واژگان قرآنی اجرا شده است (نک: ذوعلم و نیل‌ساز، 1404ش، ص 51- 62).

4-3-3- گام‌های اجرایی معنی‌شناسی توزیعی در قرآن

شناخت معنی واژه با استفاده از اطلاعات توزیع واژه در پیکر‌ة قرآنی عملاً برای واژه‌هایی سودمند است که در رابطه با معنای آنها اختلاف نظر وجود دارد. به منظور شناخت معنای یک واژه با روش توزیعی در قرآن مراحل زیر اجرا می‌شوند:

  1. انتخاب واژگانی برای مقایسه با واژۀ هدف: این واژگان از معانی متعدد و مختلف بیان‌شده در لغت‌نامه‌ها و تفاسیر و واژگان حوزۀ معنایی آنها گرفته می‌شوند.
  2. تعیین نوع ویژگی توزیعی بر اساس الگوی مدنظر: برای به‌کارگیری الگوی واژه-سند در پیکرۀ قرآنی، سند می‌تواند معادل سوره یا دستۀ آیات هم‌مضمون باشد که گاه از آن با عنوان رکوع یاد شده است. در الگوی واژهعبارت نیز، دو نوع هم‌وقوعی واژگان می‌تواند مورد توجه قرار گیرد: وقوع واژه‌ها در یک پنجرة بافتی (یا زنجیره‌ای از تعداد معین از واژگان، به تشخیص پژوهشگر) یا رابطة نحوی میان واژگان.
  3. پیش‌پردازش زبانی متن: در مرحلۀ ریشه‌یابی، باب‌ها و صیغه‌های متعدد یک ریشه در زبان عربی برای مقایسه با واژۀ هدف مورد توجه قرار می‌گیرند. با این حال، گاه این صیغه‌های متنوع معانی متفاوتی ایجاد می‌کنند که فقط برخی برای بررسی مناسب هستند. در مرحلۀ ابهام‌زدایی، از میان معانی متعدد واژگان چندمعنا، بعضی بر اساس کاربرد در متن قرآن، برای لحاظ در ماتریس هم‌وقوعی انتخاب می‌شوند. علاوه بر ریشه‌یابی و ابهام‌زدایی، ادغام واژه‌های هم‌معنا یا قریب‌المعنا در خانه‌های ماتریس هم‌وقوعی می‌تواند به دقت پژوهش بیفزاید.
  4. کاهش بُعد ماتریس هموقوعی: این کار با حذف ایست‌واژه‌ها صورت می‌گیرد که هم‌نشینی آنها اطلاعات چندانی برای شناخت معنا در بر ندارد. در زبان عربی، حروف، ضمائر و افعال ناقصه از این جمله هستند.
  5. تشکیل ماتریس هم‌وقوعی و وزن‌دهی به عناصر ماتریس: در عنوان سطرهای ماتریس هم‌وقوعی، واژگان مورد مقایسه با واژۀ هدف و در عنوان ستون‌ها، بسته به الگوی انتخابی روش، نام سوره‌ها یا واژگانی برای بررسی هم‌نشینی با هر واژه قرار می‌گیرند و در هر خانه از ماتریس یادشده، بسامد هم‌وقوعی متناظر با آن شمارش و ثبت می‌شود. سپس، وزن‌دهی مناسب هر الگو صورت می‌گیرد.
  6. محاسبۀ مشابهت واژگان و تفسیر آن: با محاسبۀ کوسینوس زاویۀ میان بردارهای هر دو واژه در ماتریس هم‌وقوعی وزن‌دهی‌شده، برای هر مشابهت، عددی بین صفر (کمترین مشابهت) و یک (بیشترین مشابهت) به دست می‌آید.

به عنوان یک نمونه از اجرای روش معنی‌شناسی توزیعی در قرآن، واژۀ فرح طبق الگوی واژه-عبارت و با لحاظ پنجرۀ بافتی 15واژه‌ای بررسی شده است. واژگان مورد مقایسه با این واژه، بر اساس نظر لغت‌شناسان و مفسران، از دو حوزۀ معنایی «کبر» و «سرور» انتخاب شده‌اند. ماتریس هم‌وقوعی برای مقایسۀ سه واژه از این دو حوزه شامل فخر، مرح و سرور با فرح، از طریق هم‌نشینی آنها با عبارت‌های شرک، سیّئه، ، رویگردانی، اختیال، عذاب (و جهنم) و «الله لا یحبّ» چنین است:

 

 

شرک (161)

سیئة (14)

رویگردانی

(137)

اختیال

(3)

عذاب و جهنم

(450)

الله لایحبّ (22)

فرح (22)

6

4

3

1

4

2

فخر (5)

0

0

2

3

2

3

مرح (3)

1

0

1

1

1

1

سرور (6)

0

1

0

0

0

0

 

در این ماتریس، پیش‌پردازش زبانی شامل ابهام‌زدایی و ادغام واژگان هم‌معنا نیز صورت گرفته است. در رابطه با واژۀ سیئه، فقط کاربردهایی به معنای «رخداد ناگوار» در ماتریس لحاظ شده (ابهام‌زدایی) و واژگان «اعراض» و «تولّی» تحت عنوان «رویگردانی» با هم ادغام شده‌اند. در مقابل هر واژه، بسامد وقوع آن در قرآن بیان شده است که برای وزن‌دهی به ماتریس لازم است در نظر گرفته شود.

با اجرای هر دو الگوی واژه-سوره و واژه-عبارت برای مقایسۀ واژگان بیشتری با واژۀ فرح در پیکرۀ قرآنی، مشابهت این واژگان چنین به دست آمده است:

 

ضحک

رضا

استبشار

سرور

شرک

ظلم

کفر

علوّ

بغی

کبر

مرح

اختیال

فخر

واژه‌های مورد مقایسه با فرح

03/0

04/0

12/0

0

43/0

34/0

26/0

15/0

3/0

17/0

14/0

23/0

3/0

مشابهت از طریق الگوی واژه-سوره

25/0

29/0

14/0

27/0

57/0

39/0

79/0

2/0

43/0

28/0

57/0

61/0

73/0

مشابهت از طریق الگوی واژه-عبارت (وزن‌دهی PPMI)

از تحلیل این نتایج اجمالاً و در نگاهی کلی نتیجه می‌شود واژۀ فرح، با واژگان حوزة معنایی «کبر» مشابهت بیشتری دارد تا واژگان حوزة معنایی «سرور» (ذوعلم و و نیل‌ساز، 1404ش، ص 62).

5-3-3-   چالش‌های استفاده از معنی‌شناسی توزیعی در قرآن و راهکارهای برون‌رفت از آن

به‌کارگیری معنی‌شناسی توزیعی دارای چالش‌هایی است که برخی به محدودیت‌های روش توزیعی و برخی به ویژگی‌های پیکرة قرآنی مانند زبان، حجم پیکره و ... مربوط می‌شوند.

از جملۀ محدودیت‌های روش توزیعی، به طور کلی، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: محدودیت استفاده از نرم‌افزار در برخی از مراحل پیش‌پردازش مانند ابهام‌زدایی و تشخیص روابط دستوری؛ عدم کفایت استفادۀ صرف از این روش برای تشخیص دقیق مشابهت واژگان و نیاز به ترکیب با روش‌های دیگر؛ و عدم امکان دست‌یابی به مراد دقیق گوینده، به ویژه در موارد نیاز به ارجاعات خارج از متن (Boleda, 2020, p. 224).

چالش‌های ویژۀ به‌کارگیری معنی‌شناسی توزیعی در قرآن نیز شامل موارد زیر هستند: حجم کم پیکرۀ قرآنی (حدود 78000 واژه) نسبت به پیکره‌های معمول برای اجرای روش و نیاز به دادۀ زیاد برای دقت روش؛ عدم وجود نرم‌افزار کارآمد در زبان عربی برای برخی از محاسبات مانند حذف ایست‌واژه‌ها، جداسازی واژگان باب‌های مختلف یک ریشه، و تشخیص معانی متفاوت واژگان؛ تفاوت زیاد طول سوره‌ها در الگوی واژه-سوره و عدم توجه به دوری و نزدیکی واژه‌ها در سوره‌های طولانی. حذف داده‌های بسیار کم‌بسامد؛ توجه عمده به مبنای روش توزیعی در قرآن در مقایسه با جزئیات و لحاظ فزونی اعتبار داده‌های زبانی پیکرۀ قرآنی در مقایسه با کلام انسان؛ استفاده از رکوعات قرآنی در جایگاه سندها در الگوی واژه-سند؛ و تصحیح خطای مربوط به تفاوت طول سوره‌ها، در مقایسه با نتایج الگوی واژه-عبارت، راهکارهای پیشنهادی برون‌رفت از چالش‌های نام‌برده هستند (ذوعلم و نیل‌ساز، 1404ش، ص 64- 65).

4-  مقایسۀ معنی‌شناسی توزیعی و روش رایج ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی

مقایسۀ دو روش شامل یافتن مشابهت‌ها و تفاوت‌های آنها در ابعاد مختلف از جمله مبانی، اهداف و روش اجرا می‌شود.

1-4-شباهت‌های دو روش

معنی‌شناسی توزیعی، در جایگاه روشی نوساخت‌گرا، از ساخت‌گرایی و به طور ویژه توجه به هم‌‌نشین‌ها و جانشین‌های واژگان در این رویکرد نشئت گرفته است. روشی که با عنوان معنی‌شناسی ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی رواج یافته نیز، اگرچه عملاً به طور دقیق بر ساخت‌گرایی منطبق نیست، اما با توجه به آن شکل گرفته است. از این رو، می‌توان خاستگاه شکل‌گیری معنی‌شناسی توزیعی و روش موسوم به ساخت‌گرا را مشترک دانست. مبنای اصلی معنی‌شناسی توزیعی فرضیۀ توزیعی است که بیان می‌کند واژگان با توزیع مشابه یکدیگر معنای مشابه دارند. به عبارتی، چگونگی توزیع واژگان در متون طبیعی که بر اساس چگونگی هم‌وقوعی واژه با سندها یا واژگان دیگر تعیین می‌شود، می‌تواند بیانگر مشابهت معنایی آنها با هم باشد. بنابراین، جانشینی واژگان با یکدیگر در متن (با توجه به تعداد و چگونگی این جانشینی) به معنای مشابهت معنایی آنهاست. در روش رایج موسوم به معنی‌شناسی ساخت‌گرا در قرآن نیز، به صورت پیش‌فرض و بر مبنای این واقعیت که «متن، محل شکل‌گیری فرایند معنایی است» (سلمان‌نژاد، 1391ش، ص14)، جانشینان یک واژه دارای مؤلفه‌های مشترک با آن شمرده می‌شوند و از این رو، در یافتن معنای واژه تعیین کننده هستند (سلمان‌نژاد، 1391ش، صص20-21). بنابراین، علاوه بر وحدت خاستگاه، در مبنای دو روش نیز مشابهت‌هایی مشاهده می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین اهداف معنی‌شناسی توزیعی شناخت معنای واژگان از طریق مقایسۀ کاربرد آنها در متون طبیعی است (Boleda, 2020, p. 229). هدف معنی‌شناسی ساخت‌گرا در قرآن نیز یافتن مؤلفه‌های معنایی واژگان است. از این رو، هدف دو روش نام‌برده در برخی از ابعاد شباهت دارد.

در گام‌های اجرایی معنی‌شناسی توزیعی و معنی‌شناسی ساخت‌گرای واژگان در قرآن نیز مواردی مشترک مشاهده می‌شوند. توجه به بافت کاربردی واژگان، استفاده از هم‌‌نشینان یک واژه برای یافتن جانشینان آن، مقایسه میان واژه و جانشینان آن برای تحلیل معنای واژه، توجه به بسامد جانشینی برای بررسی و شناخت معنا از این موارد هستند.

 

2-4-      تفاوت‌های دو روش

اگرچه مبنای شکل‌گیری معنی‌شناسی توزیعی با روش موسوم به ساخت‌گرا در قرآن مشابه است، در بیان این مبنا تفاوت‌هایی مشاهده می‌شوند. معنی‌شناسی توزیعی با تأکید بر فاصله‌گرفتن از ساخت‌گرایی و ایجاد روشی نو با توجه ویژه به کاربرد واژگان در متون، بر مبنای «فرضیۀ توزیعی» شکل گرفته است. اما در روش موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی، تأکیدی بر تفاوت مبنا با ساخت‌گرایی در شکل اصیل آن وجود ندارد و بنابراین، با وجود تأکید رویکرد ساخت‌گرا بر تفاوت میان زبان و کاربرد آن، استفاده از بافت کاربردی در به دست آوردن معنای واژگان در این روش بر اصلی ویژه‌ متکی نیست. مبنای دیگر معنی‌شناسی توزیعی استفاده از آمار برای یافتن مشابهت‌های معنایی است. به عبارتی، تأکید این روش بر مقایسۀ توزیع واژگان حتی‌الامکان بدون لحاظ معانی آنهاست که در نهایت، مشابهت توزیعی واژگان را در قالب نقشۀ معنایی به دست می‌دهد. اما روش رایج در مطالعات قرآنی، با وجود بیان اهمیت بسامد هم‌‌نشینی‌ها، بر آمار تکیه ندارد و از ابتدا «معانی» واژگان هم‌‌نشین و جانشین مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به معنای واژگان در تقسیم‌بندی اولیۀ انواع هم‌‌نشینان دارای رابطۀ معنایی-معنایی، شامل رابطۀ اشتدادی، تقابلی و توزیعی، قابل مشاهده است.

در اهداف میانی و هدف نهایی روش توزیعی نیز تفاوت‌هایی ظریف با اهداف روش یادشده مشاهده می‌شوند. هر دو روش با هدف میانیِ مقایسۀ میان واژه و جانشینان آن، در پی دست‌یابی به معنای واژه هستند. در معنی‌شناسی توزیعی، این مقایسه با لحاظ بسامد جانشینی، نمایی از دوری و نزدیکی معنایی میان این واژگان به دست می‌دهد که بر این اساس، معنای واژۀ اصلی به صورت تقریبی تعیین می‌شود. اما در روش موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی، مشابهت‌های معنایی میان واژگان جانشین درجه‌بندی نمی‌شود و با لحاظ تک‌تک جانشینی‌ها، تلاش می‌شود مؤلفه‌های معنایی واژۀ مدنظر به صورت دقیق تعیین شوند.

در گام‌های اجرایی دو روش نیز تفاوت‌هایی مشاهده می‌شوند که به قرار زیر هستند:

  1. روش رایج ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی، برای یافتن جانشینان یک واژه در کل پیکره، فقط به واژگان هم‌‌نشین آن توجه دارد. اما در معنی‌شناسی توزیعی، الگویی دیگر نیز معرفی می‌شود که وقوع واژه در متون مختلف موجود در یک پیکره، معیار توزیع واژه، و در پی آن، سنجش واژگان با یکدیگر است.
  2. در روش رایج ساخت‌گرا، برای تعیین جانشینان از طریق واژگان هم‌‌نشین، فقط به هم‌‌نشینان مکملی، یعنی واژگانِ دارای رابطۀ نحوی با واژه توجه می‌شود. اما در معنی‌شناسی توزیعی، این فقط یکی از الگوهای یافتن واژگان جانشین است. الگوی دیگر، استفاده از انواع واژگان (یا عبارات) هم‌‌نشین واژه، یا هم‌‌وقوع‌شدن در یک پنجرۀ بافتی، بدون توجه به رابطۀ دستوری آن با واژه است.
  3. در روش رایج، اولین قدم برای یافتن معنای واژه تعیین هم‌‌نشینان آن است و در گام بعدی، جانشینان واژه با توجه به این هم‌‌نشینان مشخص می‌شوند و مشابهت واژه با جانشینانش معیار دست‌یابی به معنای واژه است. اما در روش توزیعی، از ابتدا واژگانی برای مقایسه با واژۀ اصلی مشخص می‌شوند و میزان جانشینی واژه با آنها سنجیده می‌شود[lix].
  4. روش رایج، از طریق تک‌تک هم‌‌نشینان مکملی یک واژه، جانشینانی برای آن شناسایی می‌کند و آنها را معیار سنجش قرار می‌دهد. با وجود اینکه در این روش تأکید شده است بسامد هم‌‌نشینی نباید کم باشد، الگویی برای لحاظ تعداد هم‌‌نشینی‌ها و در پی آن، جانشینی‌ها معرفی نمی‌شود. اگرچه در بعضی از پژوهش‌ها، در بیان علت حذف عناصر کم‌بسامد، به عدم وجود رابطۀ معنایی میان هم‌‌نشینان کم‌بسامد با واژۀ هدف اشاره شده و برای این موارد، دسته‌ای دیگر از رابطۀ هم‌نشینی (رابطۀ تکمیلی) معرفی شده است (فائز و همکاران، 1398ش، ص102)، توجه به این نکته و کاربست آن در پژوهش‌های این حوزه عمومیت ندارد[lx]. نکتۀ دیگرِ مرتبط با موضوع بسامد که در برخی از پژوهش‌ها به صورت موردی به آن توجه شده، لزوم وجود هم‌نشین‌های مکملی متعدد در جایگاه واسطۀ میان دو واژة جانشین است (ذوعلم و همکاران، 1399ش، ص6).

در مقابل، در معنی‌شناسی توزیعی، مقایسه‌ها کاملاً کمی هستند و از ابتدا بسامد هم‌‌نشینی واژگان با هم مشخص و در الگویی ریاضیاتی محاسبه می‌شود. برای مقایسۀ یک واژه با واژۀ دیگر نیز، میزان جانشین‌شدن آنها با هم مورد توجه قرار می‌گیرد و با این هدف، کثرت هم‌‌نشینان مشترک میان دو واژه (جانشین) نقشی مهم در مشابهت آن دو دارد.

  1. روش رایج میان هم‌‌نشین‌های مختلف یک واژه برای دست‌یابی به جانشینان تفاوتی قائل نیست. به عبارتی، بسامد هم‌‌نشینان مختلف یک واژه در کل متن تفاوتی در اهمیت بررسی این واژگان برای تشخیص معنای واژه ایجاد نمی‌کند. اما در معنی‌شناسی توزیعی، هرچه تعداد یک هم‌‌نشین برای واژۀ هدف در کل متن کمتر باشد، آن هم‌‌نشین اهمیت بیشتری برای یافتن جانشین‌ها دارد. به عبارتی، هم‌‌نشین‌های مختلف یک واژه از نظر درجۀ اهمیت برای یافتن جانشین‌ها متفاوت هستند.
  2. در روش رایج، از آنجا که تک‌تک کاربردهای یک واژه از نظر هم‌‌نشین‌ها بررسی می‌شود، واژگانی با تکرار متوسط در قرآن (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد) برای شناخت معنا پیشنهاد می‌شوند. اما در معنی‌شناسی توزیعی، به دلیل آماری‌بودن روش، هرچه بسامد واژگان اصلی، واژگان مورد مقایسه با آنها و واژگان هم‌‌نشین بیشتر باشد، نتایجی بهتر حاصل می‌شود.

5-   ارزیابی روش ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی

با توجه به اینکه تا کنون اثری در رابطه با موضوع شناخت روش رایج موسوم به معنی‌شناسی ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی منتشر نشده است و فقط اجرای این روش در تعداد زیادی پژوهش قرآنی اطلاعاتی دربارۀ آن به دست می‌دهد، می‌توان با مقایسۀ تطبیقی این روش با معنی‌شناسی توزیعی و مستندات آن، که روشی اصیل و ثبت‌شده در معنی‌شناسی واژگان است، آن را نقد کرد. این نقدها عبارت‌اند از:

  1. عدم تطبیق عنوان روش با مبانی آن: این روش، ساخت‌گرا (ساختاری/ساختارگرا) نامیده شده و در توضیح نیز، به مستندبودن این روش به سوسور اشاره شده است؛ در حالی که روش نام‌برده با رویکرد ساخت‌گرا از نظر مبانی، اهداف و روش اجرا متفاوت است. اساس رویکرد ساخت‌گرا بررسی مستقل نظام زبان است که بخشی از آن شامل استقلال نظام زبان از حوزۀ کاربرد آن می‌شود. به عبارتی، در نگرش ساخت‌گرا، معنی‌شناسی و کاربردشناسی مجزا هستند. بنابراین، اساساً نام روشی که به این نوع از شناخت واژگان اطلاق شده است با هدف آن که شناسایی معنای واژه از طریق بافت کاربردی است، تعارض دارد. یکی از نمودهای تفاوت این روش با ساخت‌گرایی تأکید بر بسامد جانشینی است. اما رویکرد ساخت‌گرا آن‌گونه که سوسور بنیاد نهاده است، فقط به قواعد زبانی توجه دارد و بررسی الگوهای آماری را به گفتار و نه زبان مرتبط می‌داند.
  2. عدم تبیین ارتباط میان روش نام‌برده با روش‌های معرفی‌شده در علم معنی‌شناسی: در حالی که ادعا می‌شود روش نام‌برده بومی‌سازی روش‌های مطالعاتی غربی در شناخت معناست، شرایط بومی‌سازی در تبیین و اجرای آن رعایت نشده است؛ یعنی مشخص نیست دقیقاً بومی‌سازی چه روشی در معنی‌شناسی است، تبیین دقیق روش اصلی کدام است، و چگونه و با چه معیارهایی بومی‌سازی رخ داده است.
  3. عدم ارائة دلایل متقن در تعیین گام‌های اجرایی: در اجرای روش نام‌برده، مواردی مشاهده می‌شوند که دلیلی متقن برای آنها ارائه نمی‌شوند. برای نمونه، دسته‌بندی هم‌‌نشینان یک واژه (شامل مکملی، اشتدادی، تقابلی و توزیعی) جامع نیست و بعضی از موارد هم‌‌نشینی نشانگر هیچ یک از رابطه‌های نام‌برده با واژه نیستند[lxi]. نمونۀ دیگر نادیده‌گرفتن این نکته است که جانشینان یک واژه منطقاً در صورتی از نظر معنایی با واژه مشابهت دارند که با واسطۀ هم‌‌نشینان متعددی جانشین آن شده باشند.
  4. عدم لحاظ ارزش هم‌‌نشینی‌ها برای یافتن جانشینان مؤثر در تعیین معنا: در روش ساخت‌گرای رایج، همۀ هم‌‌نشینان مکملی از نظر یافتن جانشین‌هایی برای مقایسه با واژۀ اصلی مشابه هم هستند و تفاوت ارزش ندارند. این در حالی است که واژگان پرتکرار در متن به دلیل احتمال بیشتر در هم‌‌نشین‌شدن با واژگان متعدد، ارزش کمتری در تعیین جانشین‌ها و بر این اساس، در تعیین معنای واژه دارند.
  5. سلیقه‌ای‌بودن نتیجه‌گیری: از آنجا که در این روش معیاری دقیق برای تعیین میزان نقش هم‌‌نشینان و جانشینان یک واژه مشخص نشده است، و نیز عملاً امکان بررسی همۀ هم‌‌نشینان و جانشینان وجود ندارد، شناخت واژه بر اساس هم‌‌نشینان و جانشینان آن تاحدودی سلیقه‌ای است. به عبارتی، پژوهشگر خود تعیین می‌کند نقش کدام هم‌‌نشینی و جانشینی در شناخت معنای واژه مؤثرتر است.

6-نتیجه‌گیری

دو روش معنی‌شناسی توزیعی و روش موسوم به ساخت‌گرای رایج در مطالعات قرآنی از ابعادی مختلف قابل مقایسه هستند. سرچشمه‌گرفتن از رویکرد ساخت‌گرایی، استفاده از بافت کاربردی برای مقایسۀ میان واژگان و یافتن معنای یک واژۀ مشخص، از شباهت‌های دو روش نام‌برده هستند. تفاوت‌های این دو در مبانی و اهداف عبارت‌اند از: تأکید معنی‌شناسی توزیعی بر رویکردی متفاوت از روش ساخت‌گرا و در مقابل، تأکید روش رایج در مطالعات قرآنی بر ساخت‌گرایی؛ آماری‌بودن روش توزیعی به همراه انجام محاسبات و در مقابل، تکیۀ روش رایج بر مفاهیم واژگان؛ درجه‌بندی مشابهت میان واژگان جانشین و ادعای دست‌یابی به معنای تقریبی واژه در معنی‌شناسی توزیعی و در مقابل، پرداختن مساوی به جانشینان واژه و ادعای دست‌یابی به مؤلفه‌های معنایی مشترک میان جانشینان در روش رایج. برخی از تفاوت‌های دو روش نام‌برده در گام‌های اجرایی عبارت‌اند از: توجه معنی‌شناسی توزیعی به وقوع واژگان در متون مختلف یک پیکره و نیز انواع مختلف واژگان هم‌‌نشین به منظور یافتن جانشین‌ها، برخلاف روش موسوم به ساخت‌گرا که به منظور یافتن جانشینان، فقط به هم‌‌نشینان مکملی توجه می‌کند؛ لحاظ بسامد هم‌‌نشین‌های مختلف واژه در تعیین میزان مشابهت آن با واژه‌های دیگر، برخلاف روش موسوم به ساخت‌گرا که میزان هم‌‌نشینی‌های متعدد و بسامد آنها را محاسبه نمی‌کند؛ ارزش‌گذاری متفاوت هم‌‌نشین‌ها برای یافتن جانشین‌ها در معنی‌شناسی توزیعی، در مقابل عدم ارزش‌گذاری در روش رایج.

ارزیابی روش موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی با روشی دارای مشابهت با آن، وجود نقدهایی را بر آن نشان می‌دهد که شامل عدم تطابق عنوان روش با مبانی آن، عدم تبیین ارتباط میان روش نام‌برده با روش‌های معرفی‌شده در علم معنی‌شناسی، عدم ارائة دلایل متقن در تعیین گام‌های اجرایی، عدم لحاظ ارزش هم‌‌نشینی‌ها برای یافتن جانشینان مؤثر در تعیین معنا و سلیقه‌ای‌بودن نتیجه‌گیری می‌شود.

به منظور دست‌یابی به هدف یافتن معنای واژگان قرآنی با توجه به بافت کاربردی آنها، لازم است روشی با مبانی دقیق و گام‌های اجرایی متقن بر پایۀ روش‌های آزمودۀ علم زبان‌شناسی معرفی شود که در پژوهش‌هایی، این امر با بومی‌سازی معنی‌شناسی توزیعی در قرآن رخ داده است.

 

[1] Semantics

[2] Ferdinand de Saussure (1857- 1913)

[3] language

[4] parole

[5] Distributional Semantics

[6] Zellig Harris (1909- 1992)

[7] natural language

[8] زبان طبیعی یعنی متونی که به صورت طبیعی در یک زبان شکل گرفته‌اند.

[9] Distributional Hypothesis

[10] Distributional Structure

[11] به دلیل عدم رواج معنی‌شناسی توزیعی در پژوهش‌های فارسی‌زبان، این روش به صورتی مفصل‌تر بررسی شود.

[12] semantique

[13] M. Breal

[14] Historical- Philological Semantics

[15] Structuralist Semantics

[16] Neostructuralist

[17] Cognitive Semantics

[18] signifier

[19] signified

[20] syntagmatic

[21] paradigmatic

[22] سوسور روابط جانشینی را روابط متداعی (associative) نامیده بود که امروزه جانشینی گفته می‌شود.

[23] lexical field theory

[24] componential analysis

[25] relational semantics

[26] synonymy

[27] hyponymy

[28] antonymy

[29] Meronymy

رابطۀ میان کل و جزء است؛ یعنی مفهوم واژه‌ای جزئی از مفهوم واژۀ دیگر باشد (مانند رابطۀ زانو و پا) (گیررتس، 1398ش، ص197).

[30] Distributional Corpus Analysis

[31] feature

[32] Corpus

[33] گزارشی از پیکره‌های عمومی موجود در وبگاه byu.edu، تعداد واژگان این پیکره‌ها را از 9/1 میلیارد تا 50 میلیون واژه نشان می‌دهد (کرافورد و سزومی، 1399ش، ص72). اما پیکره‌های تخصصی کوچک‌تر از پیکره‌های عمومی هستند. برای نمونه، پیکرۀ مقالات دانشجویی سطح بالای میشیگان (Michigan Corpus of Upper-level Student Papers (MICUSP))، 6/2 میلیون واژه دارد (اقتباس از

https://eresources.eli.lsa.umich.edu/micusp-corpus-of-written-academic-papers/.)

[34] documents

[35] term

[36] context window

[37] گفتنی است، تعداد واژگان پنجرۀ بافتی دلبخواهی است و هیچ اصل نظری‌ برای مشخص‌کردن طول بهینه برای اندازۀ پنجرۀ بافتی معرفی نشده است (Lenci, 2018, p. 153).

[38] context vector

[39] co-occurrence matrix

[40] semantic similarity

[41] pre- processing

[42] weighting

[43] disambiguation

[44] stop words

[45] lemmatization

[46] مقوله‌های دستوری بسته، مقوله‌های واژگانی هستند که به‌ندرت عضو جدید می‌پذیرند؛ مانند ضمایر و حروف ربط و ... اما مقوله‌های دستوری باز، آنهایی هستند که جایگزین می‌شوند، تغییر می‌کنند و اجزای جدید می‌پذیرند؛ مانند اسم، صفت، فعل و ... (Sahlgren, 2006, p. 38).

[47] Term Frequency. Inverse Document Frequency

[48] این تابع به دلایل ریاضیاتی، لگاریتم نسبت «تعداد کل اسناد» به «تعداد سندهایی که واژه در آنها به کار رفته» معرفی شده است.

[49] Positive Pointwise Mutual Information

[50] British National Corpu

یا پیکرۀ ملی انگلستان، شامل 100 میلیون واژه است که دانشگاه آکسفورد در دهه‌های 1980 و 1990 جمع‌آوری کرده است.

[51] برخی از آثار با عنوان معناشناسی ساختاری و برخی با عنوان بررسی روابط هم نشینی و جانشینی واژگان، این روش را به کار برده‌اند.

[52] این روش، به عنوان محصول پروژۀ پژوهشی «گنج‌واژۀ قرآن کریم» در مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام، برای اولین بار در پایان‌نامۀ معناشناسی «تدبّر در قرآن کریم با سه رویکرد ساختاری، ریشه‌شناسی و تاریخ انگاره» (سلمان‌نژاد، 1391ش)، معرفی و تا کنون در پژوهش‌های بسیاری استفاده شده است. جست‌و‌جوی عبارت «معناشناسی ساخت‌گرا (ساختاری یا ساختارگرا) در قرآن» و نیز «معناشناسی روابط هم‌نشینی و جانشینی در قرآن» تعداد زیاد پژوهش‌های بهره‌گیرنده از این روش را نشان می‌دهد.

[53] linguistic context

[54] Semantic Opposition

[55] برای نمونه، واژه‌های زن و مرد، در مؤلفۀ «انسان‌بودن» اشتراک و در مؤلفۀ جنسیت با یکدیگر تضاد دارند (صفوی، 1399ش، ص280).

[56] برای نمونه، رنگ‌های اصلی رابطة توزیعی دارند (سلمان‌نژاد، 1391ش، ص17).

[57] برای نمونۀ بیان‌شده در عبارت «خَیرُ الکَلامِ ما قَلَّ و دَلَّ»، واژه‌های قلّت و دلالت با یکدیگر رابطۀ معنایی ندارند و این هم‌نشینی در کل متون کم‌بسامد است.

[58] برای نمونه، واژگان «خواندن» و «سوزاندن» که رابطة معنایی ندارند، ممکن است در اندک مواردی با واسطة هم‌نشین مکملی (مفعول) «کتاب» جانشین شوند. اما واژگان «خواندن» و «فهمیدن» که رابطة معنایی دارند، می‌توانند با واسطة هم‌نشینان مکمّلی متعددی، مانند کتاب، دیوارنوشته، آدرس و ... جانشین شوند.

[lix] اینکه با چه معیاری این واژگان انتخاب می‌شوند ممکن است به اهداف پژوهشگر مرتبط باشد. به عبارتی، اگر پژوهشگر در پی مقایسۀ میان چند واژۀ مشخص باشد، از ابتدا این واژگان را برای پژوهش برمی‌گزیند. برای نمونه، می‌توان واژگانی را برای مقایسه با آن انتخاب کرد که تصور می‌شود ارتباط معنایی دارند. در عین حال، برای تکمیل نقشۀ معنایی واژگان، هرچه تعداد این واژه‌ها بیشتر باشد، نتیجه‌ای دقیق‌تر حاصل می‌شود.

[lx] بیان این علت برای حذف عناصر کم‌بسامد از این رو حائز اهمیت است که در قرآن، به دلیل کم‌حجم بودن پیکره، ممکن است کم‌بسامدبودن به‌تنهایی موجب کنارگذاشتن هم‌نشین یا جانشین نشود. برای نمونه، در معنی‌شناسی کَرَم تأکید شده است هم‌نشینی واژۀ کرم با تقوی، با وجود تک‌بودن، به دلیل اهمیت آن مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد (فرامرز قراملکی و همکاران، 1396ش، ص84).

[lxi] مانند رابطۀ میان مفاهیم قلّت و دلالت در عبارت « خیر الکلام ما قَلَّ و دَلَّ».

 

Boleda, G. (2020). Distributional semantics and linguistic theory. Annual Review of Linguistics, 6, 213- 234. https://doi.org/10.1146/annurev-linguistics-011619-030303 

Crawford, W., Csomay, E., (2021). Doing corpus linguistics (M. Nobakht, Trans.).Tehran: Samt. [In Persian]

Culler, J. D. (2014). Ferdinand de saussure. (K. Safavi, Trans.).Tehran: Hermes. [In Persian]

Faez, Gh., Khoshmanesh, A., & Zouelm, A. (2019). The use of textual context in structural semantics of the Holy Quran. Quranic Sciences and Tradition, 52(1), 95-115. https://doi.org/10.22059/jqst.2020.280611.669288 [In Persian]

Framarz Gharamaleki, A., Feqhizadeh, A. H., & Qhasemahmad, M. (2017). The semantic components of the word “Karam” in Quran according to the structural semantics and analytical-rational approaches. Quranic Sciences and Tradition, 50(1), 77-99. https://doi.org/10.22059/jqst.2017.231091.668846 [In Persian]

Geeraerts, D. (2019). Theories of lexical semantics. (K. Safavi, Trans.). Tehran: Nashre Elmi. [In Persian]

Harris, Z. S. (1954). Distributional structure. WORD, 10(2-3), 146-162. https://doi.org/10.1080/00437956.1954.11659520

Kermani, S. (2005). The semantics of ‘Aql’ in the Holy Quran, With emphasis on the theory of Semantic Domains [Master’s Thesis]. Imam Sadiq (AS) University. [In Persian]

Lenci, A. (2018). Distributional models of word meaning. Annual Review of Linguistics, 4, 151–71.  https://doi.org/10.1146/annurev-linguistics-030514-125254

Qhasemahmad, M. (2017). The semantics of ‘Karam’ in the Holy Qur’an [Doctoral Dissertation]. Tehran University. [In Persian]

Safavi, K. (2020). An introduction to semantics (6th Ed.). Tehran: Sureh Mehr. [In Persian]

Sahlgren, M. (2006). The word-space model [Doctoral Dissertation]. Stockholm University, Printed by universitetsservice US-AB, Sweden.

Salman Nejad, M. (2012). Semantics of ‘Tadabbor’ in the Holy Qur’an wih three approaches: Structural, ethymological and historical [Master’s Thesis]. Imam Sadiq (AS) University. [In Persian]

Schutze, H. (1992). dimensions of meaning, ACM/IEEE conference on Supercomputing, 787–796.

Shafiezadeh, M., Baharzadeh, P.,  & Fattahizadeh, F. (2014). The semantics of “Kalama” in the Holy Qurān, Based on syntagmatic and paradigmatic relations. Quranic Sciences and Tradition47(1), 99-130. https://doi.org/10.22059/jqst.2014.51935 [In Persian]

Zouelm, A. (2018). Semantical study of ‘Farah’ in the Qur’an and tradition [Master’s Thesis]. Tehran University. [In Persian]

Zouelm, A., Faez, Gh., & Khoshmanesh, A. (2020). The semantical study of “Faraḥ” in the Holy Qur’an, A response to the doubt of disapproval of joy in the Qur’an. Journal of Quran and Hadith Sciences, 17(3), 1-34. https://doi.org/10.22051/tqh.2020.29027.2677  [In Persian]

Zouelm, A., Nilsaz, N. (2026). Application of Distributional Semantics in the Qur’an, A Case Study of the Root-word “Farah”. Language Related Research, 16(6), 34- 72.

http://doi.org/10.48311/LRR.16.6.2

ذوعلم، آسیه. (1397ش). معناشناسی فرح در قرآن و روایات ]پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد[. دانشگاه تهران.
ذوعلم، آسیه، فائز، قاسم، و خوش‌منش، ابوالفضل. (1399ش). معناشناسی فرح در قرآن کریم؛ پاسخی به شبهۀ نکوهش شادی در قرآن. تحقیقات علوم قرآن و حدیث، 17(3)، 1- 34.
ذوعلم، آسیه. و نیل‌ساز، نصرت. (1404ش). کاربست معنی شناسی توزیعی در قرآن، مطالعۀ نمونۀ موردی ریشه- واژه «فرح»، جستارهای زبانی، 16(6)، 43- 72.
سلمان‌نژاد، مرتضی. (1391ش). معناشناسی تدبّر در قرآن کریم با سه رویکرد ساختاری، ریشه‌شناسی و تاریخ انگاره ]پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد[. دانشگاه امام صادق (ع).
شفیع‌زاده، مرضیه، بهارزاده، پروین، و فتاحی‌زاده، فتحیه. (1393ش). معناشناسی کلمه در قرآن کریم با تأکید بر روابط هم‌نشینی و جانشینی. پژوهشهای قرآن و حدیث، 47(1)، 99- 130.
https://doi.org/10.22059/jqst.2014.51935
صفوی، کورش. (1399ش). در آمدی بر معناشناسی (چاپ ششم). تهران: سوره مهر.
فائز، قاسم، خوش‌منش، ابوالفضل، و ذوعلم، آسیه. (1398ش). بهره‌گیری از سیاق متنی در معناشناسی ساخت‌گرای قرآن کریم. پژوهش‌های قرآن و حدیث، 52(1)، 95- 115
فرامرز قراملکی، احد، فقهی‌زاده، عبدالهادی، و قاسم‌احمد، مریم. (1396ش). مؤلفه‌های معنایی مادۀ کرم در قرآن بر اساس معناشناسی ساختاری و رویکردهای تحلیلی-منطقی. پژوهش‌های قرآن و حدیث، 50(1)، 77-99.
قاسم احمد، مریم. (1396ش). معناشناسی کرم در قرآن [رسالۀ دکتری]. دانشگاه تهران.
کالر، جاناتان. (1393ش). فردینان دو سوسور (کورش صفوی، مترجم). تهران: هرمس.
کرافورد، جی ویلیام، و سزومی، انیکو. (1399ش). زبان‌شناسی پیکره‌ای در عمل (محسن نوبخت، مترجم). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).
کرمانی، سعید. (1384ش). معنیشناسی عقل در قرآن کریم، با تأکید بر نظریۀ حوزههای معنایی ]پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد[. دانشگاه امام صادق (ع).
گیررتس، دیرک. (1398ش). نظریه‌های معنی‌شناسی واژگانی (کورش صفوی، مترجم). تهران: نشر علمی.