Document Type : Research Article
Authors
1 Doctoral student of Quranic and Hadith Sciences, Faculty of Jurisprudence and Law, Najaf Abad Azad University, Isfahan, Iran
2 Department of Quranic Sciences and Hadith, Azad University, Najafabad Branch, Isfahan, Iran
3 Assistant Professor, Department of Jurisprudence and Law, Faculty of Law and Health, Najaf Abad Azad University, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
Article Title [Persian]
Authors [Persian]
ترجمۀ قرآن اصول خاصی دارد که یکی از این اصول یکسانی برگردان آیات مشابه است. قرآن کریم متشکل از آیات و جملات مشابه یا تکراری است و دقت در ترجمۀ آنها در ارائۀ ترجمهای با بیشترین شباهت به متن اصلی نقش دارد. آنتوان بِرمَن، نظریهپرداز معاصر علم ترجمه، تأثیری ویژه در زمینۀ مطالعات ترجمه داشته است. او بر حفظ اصالت متن مبدأ تأکید دارد و هر گونه تغییر در سبک نویسنده، ساختار زبان، اطناب کلام و ... را از جملۀ عوامل تحریف متن برمیشمارد. در این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی، 45 آیه و جملۀ مشابه، در سه بخش، بر اساس برخی از مؤلفههای تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) داشتند، ارزیابی شدند: بخش اول برگردان 11 جملۀ مشابه که واژههای تکراری دارند، بخش دوم برگردان 24 آیۀ مشابه که در یک سوره تکرار شدند و بخش سوم برگردان 9 آیه که هر دو یا چند آیۀ مشابه در سورههای مختلف تکرار شدند. هر بخش با توجه به تشابه آیات و جملهها شامل سه قسم است: در هر قسم از آیات و جملههای مشابه که جمعاً 9 قسم میشوند، یکسانی برگردان آنها نیز بررسی و مقایسه و ترجمۀ پیشنهادی ارائه شد. نتایج حاصل این است که در منطقیسازی، شفافسازی و اطناب، بیشترین تحریف را بهترتیب کوشا، گرمارودی و خرمشاهی داشته است. در تخریب سیستمبندیهای متن، بهترتیب خرمشاهی، گرمارودی و کوشا، و در تضعیف کمّی، بهترتیب خرمشاهی، کوشا و گرمارودی بیشترین تحریف را داشته است. همچنین، با وجود مبنای نظری سه مترجم معاصر به یکسانی برگردان آیات مشابه، برگردان آنها نیز در هر سه ترجمه کاملاً یکسان نشده است.
Keywords [Persian]
یکی از مباحث مهم علوم قرآنی موضوع آیات مشابه، تکرار جملهها و تعابیر مختلف قرآنی است. قرآن کریم با تعابیر گوناگون به موضوع آیات مشابه اشاره کرده است و آن را نشانۀ والابودن سخن دانسته است: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی ...» (زمر: 23) «کتابى[1] که آیاتش اختلافى با هم ندارند، و مشابه یکدیگر هستند.»
قرآن کریم متشکل از آیات و جملاتی کاملاً مشابه است و دقت در ترجمۀ آنها، در ارائۀ ترجمهای با بیشترین شباهت به متن اصلی نقش دارد. تکرار از جملۀ ویژگیهای متن قرآن کریم است. در دیگر کتب آسمانی همچون تورات و انجیل، آنگونه که امروز در عهد قدیم و عهد جدید میبینیم، نیز گونههایی از تکرار دیده میشوند؛ اما این ویژگی در قرآن کریم چنان برجسته است که هر خوانندۀ آشنای این متن را به خود متوجه میکند (کریمینیا، 1394ش، ج2، ص533).
از دیدگاه ترجمهشناسی و نقد ترجمه، نکتۀ جالب توجه این است که آیا برگردان متنهایی که تکرار در آنها موجود و نمود خاصی دارد و اهداف بلاغی ویژهای را دنبال میکند نیازمند رویکرد خاصی است؟
صاحبنظران حوزۀ نقد ترجمه و گفتمانشناسی باور دارند انتقال ویژگیهای بلاغی متن، از جمله تکرار و گونههای دیگر پیوند واژگانی، مستلزم ظرافتها و زیروبمهای ویژهای است که برای نمونه، رویکردهایی مانند به کار بردن واژههای مترادف، بهجای تکرار عین واژه، حذف واژۀ تکراری یا تلفیق، ادغام و خلاصهسازی عبارت تکراری، نه فقط از انتقال مقاصد بلاغی پدیدآورندۀ متن باز میمانند، که تأثیرات معنایی آن را خدشهدار خواهند کرد (غضنفری، 1394ش، ج5، صص702-704).
امروزه، با پیشرفت دانش ترجمه، ترجمۀ قرآن نیز وارد مرحلهای نوین شده است. برگردان کلام الهی باید با رعایت اصول کامل ترجمه، امانتداری به متن اصلی و دارای بیشترین شباهت به قرآن کریم باشد. در فن ترجمه، رعایت جهات ادبی (صرف، نحو، لغت) و رعایت جهات بلاغی (تکرار، تکیه و جزئیات مربوط به آن) بسیار ضروری است.
با توجه به اهمیت نقد ترجمههای قرآن در انتقال بهتر و کاملتر معانی موجود در آیات قرآن، پژوهش در ترجمهها و نقد آنها ضرورت مییابد. نقد و ارزیابی ترجمه بهتر است با یک نظریه به صورت روشمند و علمی صورت بگیرد تا نتایج آن اطمینانآور باشد. نظریهپردازان ترجمه الگوهایی مختلف برای ارزیابی ترجمه ارائه دادهاند. الگوی ارزیابی ترجمۀ آنتوان برمن با تأکید بر حفظ اصالت متن مبدأ و پرهیز از ایجاد تغییر در ترجمه، تأثیری ویژه در زمینۀ مطالعات ترجمه داشته است. او با بیان سیزده گرایش ریختشکنانه در ترجمه، ترجمهها را تحلیل میکند.
موضوع آیات مشابه، اسرار و حکمت اینگونه آیات، اهمیت و توجه به تکرار آیات همیشه برای پژوهشگران قرآنی حائز اهمیت بوده است. تکرارهای قرآن از روی تدبیر به کار گرفته شدهاند و اهدافی در کاربرد آنها نهفته است. در ترجمه یا برگردان این آیات نیز دقت ویژه لازم است.
ترجمۀ قرآن قواعد و اصولی دارد که یکی از این اصول یکسانی برگردان آیات مشابه است. در ترجمههای معاصر تا حدودی به این اصل توجه شده، اما به طور کامل در ترجمهها رعایت نشده است. این موضوع نگارنده را بر آن داشت تا پژوهشی دربارۀ برگردان اینگونه آیات با توجه به نظریههای ترجمه انجام دهد. برای رسیدن به این هدف، نظریۀ ترجمۀ برمن که مبدأگراست و توجه ویژه به متن اصلی دارد برای ارزیابی ترجمۀ آیات مشابه کلام وحی انتخاب شد؛ زیرا بر پایۀ این نظریه، شیوۀ عملکرد مترجمان به شکل روشمند ارزیابی میشود تا از این رهگذر، نقاط قوت و ضعف ترجمه به دست آیند.
این پژوهش در نظر دارد تا بر مبنای نظریۀ آنتوان، برگردان 45 آیه و جملۀ مشابه را در سه بخش، بر اساس برخی از مؤلفههای تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) دارند، ارزیابی کند. این مؤلفهها عبارتاند از: منطقیسازی، شفافسازی، اطناب، تخریب سیستمبندی متن و تضعیف کمّی متن. در این پژوهش، به پرسشهای زیر پاسخ داده خواهد شد:
1- بر اساس برخی از مؤلفههای ریختشکنانۀ آنتوان برمن، میزان تحریف سه ترجمۀ منتخب در برگردان آیات مشابه نسبت به ساختار متن اصلی تا چه اندازه بوده است؟
2- با توجه به اصل یکسانی ترجمۀ آیات و جملههای مشابه، یکسانی برگردان اینگونه آیات در سه ترجمۀ منتخب تا چه اندازه رعایت شده است؟
دربارۀ موضوع آیات مشابه و نقد ترجمهها یا نقد ترجمهها با توجه به نظریۀ آنتوان برمن پژوهشهای زیادی انجام شدهاند، از جمله:
1- «چالشهای ترجمۀ آیات متشابه لفظی مفرد در قرآن کریم (موردکاوی: موارد ناهمگون به لحاظ اسم و فعل یا نوع فعل)» توسط سیاوشی و سلمانیان (1395ش). در این مقاله، آیات مشابه لفظی که به لحاظ موضوعی و واژگانی یکسان هستند در چند ترجمۀ معاصر واکاوی شدند. در کنار تحلیل چرایی تشابه و تفاوت موجود در برخی از آیات متشابه لفظی مفرد، روشن شد در بیشتر موارد، مفاهیم آیات مورد بحث بهدرستی برگردان نشدهاند؛ از این رو، نگارنده برگردانی دقیقتر از اینگونه آیات را پیشنهاد داده است.
2- «بررسی تطبیقی یکسانسازی ترجمۀ اسم، فعل و حرف در ترجمههای معاصر قرآن کریم، مطالعات تطبیقی قرآنپژوهی» توسط حاجی خانی و همکاران (1395ش). در این مقاله، اصول یکسانسازی یا انسجام در ترجمه بر اساس محورهای یکسانسازی (اسم و فعل و حروف، ساختارهای نحوی و صرفی، ترکیبها و عبارتها، جملهها و آیات مشابه) در ترجمههای سهگانۀ قرآن (تحتاللفظی، وفادار، تفسیری) بررسی شده و نتایج آن به صورت جدول درآمده است.
3- «نقد واژگانی ترجمۀ موسوی گرمارودی از قرآن کریم (با تکیه بر سطح معنایی-لغوی گارسس)» توسط رحیمی خویگانی (1396ش). مهمترین یافتۀ این پژوهش این است که واژگان ترجمۀ گرمارودی از منظر مؤلفههای نظریۀ گارسس قابل نقد و ارزیابی هستند. این ترجمه توضیحی تفسیری است و مواردی بیشمار از همانندسازی، معادلسازی، قبض و بسط واژگانی و ... در خود دارد.
4- «زیباییشناسی آیات مشابه در قرآن کریم» توسط زرکار و نجفی ایوکی (1398ش). در این پژوهش، اسلوب و ساختار متنوع آیههای با تشابه لفظی و معنایی از زوایای مختلف ارزیابی شد و علت اصلی تفاوت در ساخت جملات مشابه تنوعبخشی به سخن، تنوع در گفتار، اهمیتبخشی به موضوع و اثرگذاری آن بر مخاطب بیان شد.
5- «ارزیابی شگردهای ترجمۀ طاهره صفارزاده بر پایۀ عوامل تحریف متن آنتوان برمن، مطالعۀ موردی: سورۀ نساء» توسط افضلی و ثنایی (1399ش). در این پژوهش، ترجمۀ صفارزاده بر اساس شش مؤلفه از مؤلفههای تحریف برمن بررسی شده است که از پربسامدترین عوامل تحریف در این ترجمه هستند. مترجم از دیدگاه انتقال ساختار و درونمایه، ترجمهای وفادار به متن اصلی ارائه کرده، ولی در بسیاری از موارد، عبارتها را به صورت واژه به واژه برگردانده است.
6- «بررسی کارآمدی الگوی برمن در ارزیابی ترجمۀ قرآن؛ مورد مطالعه: گرایش منطقیسازی» توسط نیازی و همکاران (1399ش). در این پژوهش، گرایش منطقیسازی در ترجمۀ رضایی اصفهانی بررسی شده است. نتایج نشان میدهد منطقیسازی گاهی اختیاری و اجباری است. منطقیسازی اختیاری در تحلیل منفی و پرهیز از آن در تحلیل مثبت قرار میگیرد. منطقیسازی اجباری باید به عنوان تبصرهای در بهکارگیری الگوی برمن قرار گیرد. عامل منطقیسازی اجباری در ترجمه را میتوان در ناخوشساخت شدن ترجمۀ فارسی و ... جستوجو کرد.
7- «ارزیابی ترجمۀ الهی قمشهای بر اساس نظریۀ آنتوان برمن (مورد پژوهی سورۀ مریم)» توسط نویدی و همکاران (1402ش). در این پژوهش، ترجمۀ سورۀ مریم از الهی قمشهای بر اساس نظریۀ برمن بررسی شده است. نتایج حاصل این است که در ترجمۀ الهی قمشهای عناصر تفسیری و توضیحات پرانتزی زیادی به کار رفتهاند و متن ترجمه در برخی از موارد از متن اصلی فاصله گرفته است.
با بررسی و مطالعۀ پژوهشهای انجامشده مشخص شد پژوهشی دربارۀ چگونگی برگردان آیات مشابه بر اساس نظریۀ آنتوان برمن و مقایسۀ تطبیقی در سه ترجمۀ معاصر خرمشاهی، گرمارودی و کوشا انجام نشده است و این پژوهش در نوع خود جدیدترین پژوهش است.
در این پژوهش، برگردان 45 آیه و جملۀ مشابه، در سه بخش، بر اساس برخی از مؤلفههای تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) دارند، ارزیابی میشوند: بخش اول برگردان 11 جمله که واژههای تکراری دارند، بخش دوم برگردان 24 آیه مشابه که در یک سوره تکرار شدند و بخش سوم برگردان 9 آیه که هر دو یا چند آیه در سورههای مختلف تکرار شدند. هر بخش با توجه به تشابه آیات و جملهها شامل سه قسمت است که جمعاً 9 قسم میشوند. یکسانی برگردان آنها نیز بررسی و ترجمۀ پیشنهادی ارائه خواهد شد. امید است نتایج این پژوهش بتواند برای مترجمان و پژوهشگران قرآن کریم مؤثر واقع شود.
الشَّبَه: ضرب من النحاس یلقى علیه دواء فیصفر، و سمی شَبَها، لأنه شُبِّهَ بالذهب. و فی فلان شَبَهٌ من فلان و هو شَبَهُهُ و شِبْهُهُ، أی: شَبِیهه. و تقول: شَبَّهْت هذا بهذا [و أَشْبَهَ فلان فلانا] (الازهری، 2001م، ج6، ص56؛ فراهیدی البصری، 1364ش، ج3، ص404) الشِّبْهُ و الشَّبَهُ و الشَّبِیهُ: المِثْلُ، و الجمع أَشْباهٌ. و أَشْبَه الشیءُ الشیءَ: ماثله (ابن منظور، 1414ق، ص503).
الشِّبْهُ و الشَّبَهُ و الشَّبِیهُ: حقیقتها فی المماثلة من جهة الکیفیّة، کاللّون و الطّعم، و کالعدالة و الظّلم، و الشُّبْهَةُ: هو أن لا یتمیّز أحد الشّیئین من الآخر لما بینهما من التّشابه، عینا کان أو معنى، قال: «وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً ...» (بقره: 25)، أی: یشبه بعضه بعضا لونا لا طعما و حقیقة (راغب اصفهانی، 1412ق، ص443) شبه (بر وزن علم و فرس) مثل و نظیر. شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند، چه شباهت عینی باشد و چه معنوی (قرشی بنابی، 1371ش، ص3).
در آیۀ «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ...» (آل عمران: 7)، واژۀ «متشابه» در مقابل واژۀ «محکم» بار معنایی دیگری دارد. «متشابه» در این آیه کلامی است که به دلیل مشابهت لفظی و معنویاش، تفسیر آن مشکل و ظاهر آن گویای مرادش نیست. «متشابهات» بیانشده در آیه که وصف برخى از آیات است غیر از متشابهى است که مدنظر پژوهش حاضر است؛ در این پژوهش آیات شبیه به هم یا تکراری منظور است که مشابه لفظی هستند.
آنتوان بِرمَن (1991-1942م) فیلسوف، زبانشناس و مترجم مبدأگرای فرانسوی است که با نقد ترجمههای معاصر، نظریههای خود را دربارۀ ترجمه ارائه میدهد. او در حوزۀ ترجمه تأثیر گذاشته و گونهای جدید از نقد را پیش کشیده است. وی با طرح الگوی «گرایش ریختشکنانه»، نظریههایی را نقد کرد که تمام توجه خود را به زبان مقصد معطوف کرده بودند (برمان، 1999م).
در همین راستا، «گرایشهای ریختشکنانه» خود را در سیزده مؤلفه طرح میکند که ممکن است مترجم در ترجمۀ خود از طریق در هم شکستن ساختار متن اصلی مرتکب آنها شود. این مؤلفهها عبارتاند از: منطقیسازی، شفافسازی، اطناب، آراستهسازی، تضعیف کمّی، تضعیف کیفی، همگونسازی، تخریب ضرب آهنگ متن، تخریب سیستمبندی متن، تخریب یا غیربومیکردن شبکههای زبانی بومی، تخریب عبارتها و خاصهگیهای زبان و امحای برهمنهادگی زبان (عقیلی آشتیانی، 1383ش، ص8؛ احمدی، 1392ش، ص1).
آنتوان برمن سیستم تحریف متن را هر گونه حذف، اضافه، تغییر در سبک نویسنده، تغییر ساختار زبان، اطناب کلام و حتی تغییر در نقطهگذاری و پاراگرافبندی میداند (افضلی و ثنایی،1399ش، صص153-156). با کاربست نظریۀ وی، میتوان میزان وفاداری مترجم به متن اصلی را به دست آورد. با اینکه این نظریه یکی از کاربردیترین نظریهها برای سنجش متون ادبی است، با توجه به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی و گفتمانی، پایبندی به عقیدۀ برمن در تمام این موارد بسیار دشوار است (مهدیپور، 1389ش، ص63).
برمن در ترجمه به متن اصلی بیشتر گرایش دارد و بیشتر پژوهشهای روی ترجمههای ادبی هستند. او معتقد است مترجم نباید با ترجمه، متن اصلی را از رنگ و بو و ویژگیهای اصلی خود دور کند؛ این نگاه بیشترین قرابت را در ترجمۀ متون دینی به ویژه ترجمۀ قرآن کریم دارد که کلام وحی است و قداستی ویژه دارد و ترجمه باید با بیشترین شباهت به متن اصلی باشد.
در این پژوهش، ابتدا برخی از مؤلفههای تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) دارند، شرح خواهیم داد.
1-4- منطقیسازی
منطقیسازی مربوط به ایجاد تغییر در ساختار نحوی و چیزی مانند جابهجاکردن و تغییر مکان یا حذف نشانههای سجاوندی است (برمان، 2010م، ص74). مترجم در این مؤلفه، با توجه به زبان مقصد، جملات و زنجیرۀ آنها را بازتولید و مرتب میکند. برای مثال، مترجم برای جملاتی که در متن مبدأ فعل ندارند فعل میآورد، جملات بلند را کوتاه میکند و بهاصطلاح، جملات را میشکند یا جملات معترضه را جابهجا یا اضافه و کم میکند. در حقیقت، برمن فرایند منطقیسازی را تحریفی در متن اصلی قلمداد میکند (مهدیپور، 1389ش، ص3). منطقیسازی نوعی تغییر در ساختار نحوی جملات است و به عنوان یکی از عوامل تحریف متن اصلی در ترجمهها نمودار شده است.
گرایش منطقیسازی در ترجمه گاه اجباری و گاه اختیاری است. منطقیسازی اختیاری در تحلیل منفی و پرهیز از آن در تحلیل مثبت جای میگیرد؛ هرچند منطقیسازی اجباری باید به عنوان تبصرهای در بهکارگیری الگوی برمن در ارزیابی ترجمۀ قرآن در نظر گرفته شود. عامل منطقیسازی اجباری را در ترجمۀ قرآن کریم میتوان در ناخوشساخت شدن ترجمۀ فارسی، تفاوت در چگونگی نشانداری سازههای دو زبان و خدمت واژه به معنا در زبان جستوجو کرد (نیازی و همکاران، 1399ش، ص111).
منطقیسازی از جملۀ بایستههای اصلی مترجمی است که میخواهد متنی را از عربی به فارسی و برعکس برگرداند؛ زیرا ساختارهای این دو زبان با هم تفاوتهای بسیاری دارند. پس در تغییرات اجباری که مترجم در فرایند ترجمه بین دو زبان انجام میدهد پذیرفتنی است؛ اما گاهی ممکن است مترجم تغییراتی دهد که به لحاظ ساختار طبیعی زبان ضرورت نداشته باشد یا برای روانی و سادهکردن متن ترجمه برای مخاطبان زبان مقصد ناچار باشد برخی از مؤلفهها را نادیده بگیرد؛ هرچند نظریهپرداز با آن مخالف باشد (نامداری و همکاران، 1400ش، ص198).
2-4- شفافسازی
شفافسازی به نوعی به فرایند منطقیسازی مربوط میشود؛ با این تفاوت که در منطقیسازی روشنگری در سطح ساختار نحوی جملهها صورت میگیرد، اما شفافسازی مربوط به روشنگری در سطح معناست. طبق این نظریه، مطلبی که در متن اصلی به صورت «تعریفنشده» مطرح شده است، در متن مقصد به صورت «تعریفشده» درمیآید؛ یعنی مترجم با افزودن کلمه یا کلماتی به متن به روشنکردن متن دست میزند؛ البته گفتنی است برمن بر وابستگی عمل ترجمه به شفافسازی صحه میگذارد، اما مخالفت برمن به فروکاستن در «چندمعنایی» به «تکمعنایی» و شرح و توضیح مواردی مربوط میشود که گوینده در متن اصلی نمیخواسته است روشن باشند و افزودن واحدهای معنایی که به اطناب منجر میشوند (مهدیپور، 1389ش، ص59).
شفافسازی یعنی بیان مطالبی که نویسنده در متن بیان نکرده است و ممکن است برای مخاطب مبهم باشد. شفافسازی به نوعی همان توضیحات تفسیری است که مترجمان قرآن برای فهم بیشتر خواننده درون کمانک مینویسند که در برخی از ترجمهها بسیار دیده میشود.
یکى از قواعد ترجمه جداسازى متن از توضیحات به وسیلۀ پرانتز یا علائم مشابه است تا خواننده بتواند میان کلام الهى و کلام مترجم تفاوت بگذارد و اشتباه نشود (رضایی اصفهانی، 1383ش، ص69)، اما این توضیحات نباید در حد زیادی در ترجمه دیده شود. از نظر برمن، مطالبی که توسط نویسنده آشکار نشده است، نباید توسط مترجم آشکار شود.
3-4- اطناب
برمن اطناب در ترجمه را حاصل دو فرایند منطقیسازی و شفافسازی میداند (برمان، 2010م، ص79). اطناب مفصلکردن کلام است، به گونهای که حجم ترجمه بیشتر از متن اصلی شود (جرجانی، 1983م، ص30). برمن، همانند مترجمان و نظریهپردازان، واقف است که هر ترجمهای از متن اصلیاش طولانیتر است. او معتقد است مترجم ایدۀ فشردۀ متن مبدأ را باز میکند و این کار را «تهیشدگی» مینامد که تأثیری در غنابخشیدن به جان کلام ندارد؛ از این رو، بر آن جملۀ معروف خود (افزوده هیچ نمیافزاید) تأکید میکند و افزوده را صرفاً در راستای انباشتهکردن حجم متن و بیثمر میداند (مهدیپور، 1389ش، ص60).
اطناب، واژگان مترادف، توضیحات تفسیری زیاد و ... است که در بیشتر ترجمهها قابل مشاهده میشود. مترجم میتواند برای برطرفکردن این مشکل از پانوشت استفاده کند.
توجه به پانوشتها و استفاده از ظرفیت آنها برای طرح مباحث مختلف قرآنی نیز حائز اهمیت بسیار است و مترجم میتواند با شرح و بسط این مباحث در پانوشتها برای خواننده توضیحی افزونتر بیاورد (کوشا، 1399ش، صص642-646).
4-4- تخریب سیستمبندیهای متن
رویکرد تخریب سیستم زبانی بیشتر جنبۀ دستوری دارد و نوع جملات و ترکیبات بهکاررفته و زمان و افعال را در بر میگیرد. استفاده از منطقیسازی، شفافسازی، اطناب یا هر نوع تغییری که باعث تغییر در مفهوم جمله شود، این سیستم زبانی را به هم میریزد (برمان، 2010م، ص87)، مانند تغییر فعل معلوم به مجهول، نادیدهگرفتن تأکیدها، اضافهشدن کلماتی که در متن معادل ندارند و ... .
4-5- تضعیف کمّی
این گرایش، به کاستهشدن تعداد کلمات اشاره دارد (برمان، 2010م، ص83). باید توجه کرد حذف دالها بدون در نظر گرفتن مقصود نویسنده موجب تحریف متن میشود و این همان تحریفی است که برمن از آن به عنوان «تضعیف کمّی» یاد میکند (نویدی و همکاران، 1402ش، ص177).
در تضعیف کمّی متن، مترجم بدون توجیه دست به کاستن متن میزند که برعکس اطناب است. در این نوع تحریف، واژگان متن اصلی هدر میروند. در ترجمۀ متون مقدس به ویژه قرآن کریم که در آن واژهها و حتی حروف بار معنایی خاصی دارند، قطعاً در هدف اصلی کلام وحی انحراف ایجاد میشود.
1- بهاءالدین خرمشاهی (۱۳۲۴ش) در قزوین؛ شاعر، نویسنده، قرآنپژوه و مترجم قرآن است.
2- سیدعلی موسوی گرمارودی (۱۳۲۰ش) در گرمارود؛ شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مترجم قرآن کریم است.
3- محمدعلی کوشا (۱۳۳۱ش) در بیجار؛ قرآنپژوه، مفسر و مترجم قرآن کریم است.
سه مترجم منتخب و معاصر در ترجمۀ خود به مبنا و اصولی پایبند بودند که یکی از آن اصول یکسانی ترجمۀ آیات مشابه است؛ زیرا این یکسانی سبب میشود به متن اصلی بیشتر توجه شود و ترجمه شباهت بیشتری به متن اصلی پیدا کند.
گرمارودی در مؤخرۀ ترجمۀ خود مینویسد: «با استفاده از کتاب المعجم المفهرس لآیات قرآن الکریم، ترجمۀ اکثر لغات و ترکیبات و تعبیرات همگون قرآن را در سراسر این کتاب، در حدى که مقدور بود یکدست کردم ... مگر در مورد کلماتى که در متن مقدس قرآن نیز، چند گونه به کار رفتهاند.» (گرمارودی، 1384ش، ص631).
کوشا نیز مینویسد: «مبنای این ترجمه در کلمات، جملات و آیات مکرر، یکسانسازی در معانی آنهاست، مگر آنکه سیاق اقتضای جز آن را داشته باشد.» (کوشا، 1399ش، ص671).
در ترجمۀ خرمشاهی تحت عنوان «حفظ وحدت و برابر نهادها»، در چاپ دوم ترجمه، آیات مشابه بیشتری به گونۀ یکسان برگردان شدند، اما نه به طور کامل. رضایی کرمانی دربارۀ ترجمۀ خرمشاهی مینویسد: «همانگونه که یادآور شدیم و نمونههایی آوردیم، یکسانسازی در در حد مطلوب و بسیار بالایی در این ترجمه به چشم نمیخورد، هرچند اعتراف داریم که در این زمینه از بیشتر ترجمههای پیش از خود، پیشی گرفته و ممتاز است، ولی هنوز راه را در این زمینه بسیار گشوده است.» (رضایی کرمانی، 1394ش، ص374).
پژوهشگران علوم قرآنی که در موضوع آیات مشابه یا تکراری اثر نوشتهاند برای این نوع آیات انواع و اقسامی بیان کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:
1- تکرار اسمها، مانند «الله» «رب» «علیم»، فعلها: «أنزَلنَا»«أرسَلنا»، حروف: «انّ»«انّما»؛ البته به این امر باید دقت داشت که برخی از کلمات چند معنا دارند و با توجه به جمله ترجمه میشوند، مانند «دین» که جزا یا آیین ترجمه میشود.
2- جملههای مشابه، مانند «... انَّ اللهَ عَلی کُلّ شَیئٍ قَدیرٍ» و «... انَّ اللهَ بِمَا تَعمَلونَ بَصیر» در سورههای مختلف تکرار شدند.
3- تکرار لفظی و متوالی یک کلمه یا یک جمله، مانند «هَیْهاتَ هَیْهاتَ ...» (مومنون: 36) و «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» (واقعه: 10).
یا مانند «... وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِ ...» (یونس: 31) که علاوه بر تکرار متوالی کلمه، با جملۀ « یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ ...» (روم: 19) مشابه است.
4- آیات مشابه در یک سوره، مانند «فَبأیّ آلاء ربّکما تُکَذّبان» که در سورۀ رحمن چندین بار تکرار شده است.
5- آیات مشابه در دو یا چند سوره، مانند «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون» (صف: 8، توبه: 33) «وَ یَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» که در شش سوره از قرآن تکرار شده است.
شمار دیگری از اقسام تشابه یا گونههای تکراری در قرآن وجود دارند که از موضوع پژوهش حاضر خارج میشوند. اما در این پژوهش چند نمونه آیات از اقسام بیانشده در سه ترجمۀ معاصر بر اساس نظریۀ آنتوان برمن بررسی و مقایسه میشوند. چند نمونه از آیات مشابه که بخشهای تکراری دارند، چند نمونه از آیات مشابه در یک سوره و چند نمونه از آیات مشابه در دو سوره برای مقایسه و بررسی انتخاب شدند.
7- ارزیابی سه ترجمه
1-7- ارزیابی سه ترجمه در برگردان بخشهای تکراری آیات مشابه
از نکات قابل تأمل در برگردان آیات قرآن توجه به ترجمۀ آیاتی است که در آنها واژههای تکراری وجود دارند. علاوه بر آن، گاهی این آیات با آیههای دیگر مشابه هستند. در این صورت، هم به ترجمۀ آنها باید دقت داشت، هم به یکسانی آنها در موارد مشابه، مانند:
1-1-7- «... یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِ ...»(یونس: 31، روم: 19)
خرمشاهی: زنده را از مرده و مرده را از زنده برمیآورد،
زنده را از مرده برمیآورد و مرده را از زنده،
گرمارودی: ... زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مىآورد،
زنده را از مرده و مرده را از زنده برمىآورد،
کوشا: ... زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون میآورد،
زنده را از مرده بیرون میآورد و مرده را از زنده بیرون میآورد،
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن در ترجمۀ خرمشاهی، گرمارودی و ترجمه آیۀ اول در ترجمۀ کوشا تضعیف کمی صورت گرفته است؛ زیرا «یُخْرِجُ» در هر آیه دو بار تکرار شده، ولی یکی از واژهها در ترجمه حذف شده است. این نوع کاهشدادن واژگان سبب از دست رفتن بخشی از بار معنایی میشود. باید توجه داشت حذف واژگان بدون در نظر داشتن مقصود نویسنده سبب تخریب متن میشود. در ترجمۀ گرمارودی و کوشا، «بیرون میآورد» معادل فعل «یُخْرِجُ» قرار گرفته و سبب اطناب ترجمه شده است.
تکرار «یُخرج» بر اهمیت موضوع دلالت دارد و حذف آن در ترجمه به آن آسیب میزند. در ترجمۀ آیات، ترجمۀ واژههای تکرای لازم است. برای مثال، در آیۀ «إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ...» (انعام: 95) که با آیات بیانشده مشابه است، واژۀ «مُخْرِجُ» که به صورت اسم فاعل در آیه بیان شده است، یکی از وجوهش این است که بر «فالِقُ» ابتدای آیۀ «إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی ...» عطف شده است (زمخشری، 1407ق، ج2، ص47) و قطعاً وجوه و اهداف دیگری در آن نهفتهاند که بیتوجهی به ترجمۀ آنها به تحریف متن منجر میشود؛ بنابراین، در ترجمۀ آیات نباید واژههای تکراری را بدون دلیل ادغام یا حذف کرد.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی، واژۀ «یُخرِجُ» در دو جمله ادغام شده است و یک برگردان در ترجمه دارد، جملهبندی غیریکسان است، واژۀ «برمیآورد» در آیۀ اول آخر جمله قرار گرفته و در آیۀ دوم وسط جمله آمده است.
در ترجمۀ گرمارودی، «یُخرجُ» نیز ادغام و یک برگردان دارد، علاوه بر آن، در دو آیۀ مشابه دو گونه ترجمه شده است: «مىآورد» و « برمیآورد»، ولی جملهبندی یکسان است.
در ترجمۀ کوشا، واژۀ «یُخرِجُ» یکسان است، ولی در ترجمۀ آیۀ اول ادغام و در ترجمۀ آیۀ دوم، دو بار ترجمه شده است.
ترجمۀ پیشنهادی: ... زنده را از مرده برمیآورد و مرده را از زنده برمیآورد ...
7-1-2- «... یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهار فِی اللَّیْلِ...» (حج: 61، لقمان: 29، فاطر: 13، حدید: 6)
خرمشاهی: ... از شب مىکاهد و بر روز مىافزاید، و از روز مىکاهد و بر شب مىافزاید ...
از شب مىکاهد و بر روز مىافزاید و از روز مىکاهد و بر شب مىافزاید ... (3 آیه)
گرمارودی: ... از شب مىکاهد و بر روز مىافزاید و از روز مىکاهد و بر شب مىافزاید ... (3 آیه)
از شب مىکاهد و به روز مىافزاید و از روز مىکاهد و به شب مىافزاید ...
کوشا: شب را به روز و روز را به شب میرساند ... (4 آیه)
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در ترجمههای خرمشاهی و گرمارودی تخریب سیستمبندی متن صورت گرفته است؛ زیرا فعل مشابه «یُولجُ» هر بار، دو بار ترجمه شده است؛ یعنی در هر آیه چهار بار، و نیز متضاد «میافزاید» و «میکاهد» ترجمه شده است. به ریشۀ لغوی «یُولجُ» توجه نشده است؛ واژه «یُولجُ» از ریشۀ «ولج» به معنای داخلشدن با سختی است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص882؛ مصطفوی، 1368ش، ج13، ص196) و تفسیر آیات وارد ترجمه شده است.
در هر سه ترجمه، «فی» معادلهایی نامناسب دارد. در ترجمۀ کوشا، علاوه بر آن،، تضعیف کمّی صورت گرفته است؛ زیرا «یُولجُ» در در هر آیه دو بار تکرار شده است، ولی در ترجمه دو واژۀ «یُولجُ» ادغام شدهاند و یک ترجمه برای آن در نظر گرفته شده است. این نوع کاهشدادن واژگان سبب از دست رفتن بخشی از بار معنایی میشود. هر کدام از واژههای قرآن بار معنایی خاص دارد. ادغام و حذف واژۀ تکراری یا خلاصهسازی عبارت تکراری نه فقط از انتقال مقاصد بلاغی پدیدآورندۀ متن بازمیماند، که تأثیرات معنایی آن را خدشهدار خواهد کرد. اگرچه برخی باور دارند معمولاً در ترجمه همچنان که ساختار نحوی و معنای جمله سالم است، میتوان واژۀ تکراری را حذف کرد؛ اما این مطلب دربارۀ قرآن شایسته نیست، زیرا از واژههای تکراری در متون مقدس بهراحتی نباید چشمپوشی کرد.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی و گرمارودی، در هر عبارت «یُولِجُ» دو بار و نیز یکسان ترجمه شده است. در ترجمۀ گرمارودی، جملهها تفاوتی اندک با هم دارند. در ترجمۀ کوشا، «یُولِجُ» ادغام شده است، اما هر چهار جمله یکسان ترجمه شدهاند.
ترجمۀ پیشنهادی: شب را در روز درمىآورد و روز را در شب درمىآورد ...
7-1-3- «... أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ ...» (مائده: 92، تغابن: 12، نور: 54، محمد: 33، نساء: 59)
خرمشاهی: از خداوند و پیامبر اطاعت کنید (2 آیه)
... از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر [هم] اطاعت کنید،
... از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر [هم] اطاعت کنید،
... از خداوند و از پیامبر اطاعت کنید
گرمارودی: ... از خداوند فرمانبردارى کنید و از پیامبر فرمان برید ... (4 آیه)
... از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبردارى کنید ...
کوشا: ... از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید ...
... خدا را اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، ...
... خدا را اطاعت کنید و پیامبر را فرمان برید، ... (2 آیه)
از خدا اطاعت کنید و پیامبر را فرمان برید
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در هر سه ترجمه تخریب سیستمبندی متن صورت گرفته است. «الله» و «الرَّسول» در هر سه آیه در جایگاه مفعول قرار دارند و آیه باید اینگونه ترجمه میشد: «خدا را اطاعت کنید» یا «اطاعت کنید خدا را»، اما «از خدا اطاعت کنید» ترجمه شده است. در ترجمۀ کوشا، در برخی از آیات جایگاه مفعول در ترجمه رعایت شده، ولی در برخی دیگر جایگاه مفعول در ترجمه رعایت نشده است. در هر سه ترجمه نیز منطقیسازی شده است؛ زیرا جایگاه فعل در ترجمهها آخر جمله قرار گرفته است که با توجه به ساختار ترجمۀ عربی به فارسی گاهی منطقیسازی اجباری میشود. در ترجمۀ خرمشاهی، در سه آیه تضعیف کمّی واقع شده و فعل «أَطیعُوا» یک بار ترجمه شده است. در ترجمۀ خرمشاهی، [هم] نیز اضافه از متن اصلی است؛ بنابراین، ترجمۀ خرمشاهی اطناب نیز دارد.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی، فعل «أَطیعُوا» در همۀ جملهها «اطاعت کنید» ترجمه شده، اما در دو آیه، هر دو بار ترجمه شده و در دو آیه، ادغام شده است؛ بنابراین، ترجمۀ جملههای مشابه غیریکسان شده است.
در ترجمۀ گرمارودی، «أَطیعُوا» در هر جمله دو بار، اما به دو گونۀ «فرمانبردارى کنید» و «فرمان برید» ترجمه شده است. سه جمله یکسان ترجمه شدهاند و یک جمله غیریکسان است.
در ترجمۀ کوشا، «أَطیعُوا» در هر جمله دو بار، اما به دو گونۀ «اطاعت کنید» و «فرمان برید» ترجمه شده است. دو جمله غیریکسان و دو جمله یکسان ترجمه شدهاند.
در قرآن، آیاتی دیگر مشابه این آیات وجود دارند، مانند «... أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ...» (آل عمران: 32 و 132) «وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَه...» (انفال: 46). ترجمۀ جملههایی که در آنها «أَطیعُوا» تکرار شده، باید با جملههایی که در آنها یک بار «أَطیعُوا» آمده است، متفاوت باشد. حذف واژهها یا مترادفگزینی در واژههای تکراری در ترجمۀ قرآن شایسته نیست و بر مبنای نظریۀ برمن تضعیف کمّی صورت گرفته است.
ترجمۀ پیشنهادی: ... اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید فرستاده را...
2-7- ارزیابی سه ترجمه در برگردان آیات مشابه در یک سوره
برخی از سورههای قرآن کریم متشکل از آیات مشابهی هستند که چندین بار تکرار شدهاند. این آیات گاهی دو بار و گاهی بیشتر از دو بار تکرار شدهاند. با توجه به اصل یکسانی آیات مشابه، باید برگردان آنها نیز همگون باشد؛ بنابراین، بهتر است اینگونه آیات قبل از ترجمه شناسایی شوند، مانند:
1-2-7- «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ» (شعراء: 8، 67، 103، 121، 139، 158، 174، 190) در شش آیه به طور کامل و در دو آیه (158 و 139) قسمتی از آیه است.
خرمشاهی: بیگمان در این مایه عبرتی هست، ولی بیشترینه آنان مؤمن نیستند
بیگمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند (5 آیه)
بیگمان در این مایه عبرتی هست و بیشترینه آنان مؤمن نبودند (2 آیه)
گرمارودی: بىگمان در آن نشانهاى است و بیشتر آنان مؤمن نبودند.
کوشا: بیگمان در این (پدیده) نشانهای [عبرتآموز] است، ولی بیشترشان مؤمن نیستند.
بیگمان در این (رویداد) نشانهای [عبرتآموز] است، اما بیشتر آنان (بنیاسرائیل) مؤمن نبودند.
همانا در این (داستان ابراهیم) نشانهای [عبرتآموز] است، ولی بیشتر اینان مؤمن نبودند.
همانا در این (رویداد) نشانهای [عبرتآموز] است، ولی بیشترشان مؤمن نبودند. (2 آیه)
همانا در این (رویداد) نشانهای [عبرتآموز] است ولی بیشترشان مؤمن نبودند.
همانا در این (رویداد) نشانهای [عبرتآموز] است، ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند (2 آیه)
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در هر سه ترجمه تخریب سیستمبندی متن صورت گرفته است؛ زیرا «مؤمنین» اسم فاعل و جمع است، اما در همۀ ترجمهها اسم مفرد ترجمه شده است. با توجه به ساختار عربی متن اصلی، در ترجمه بهناچار منطقیسازی انجام شده است و جملههای فارسی با فعل تمام شدهاند. در ترجمۀ کوشا، شفافسازی و اطناب صورت گرفته است و توضیحات اضافه به گونهای هستند که نبودن آنها در جمله خللی ایجاد نمیکند و باعث طولانیشدن جمله شدهاند.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ گرمارودی به یکسانی ترجمۀ آیات مشابه در این مورد دقت شده است و هشت آیه یکسان ترجمه شدهاند؛ ولی در ترجمۀ خرمشاهی و کوشا غیریکسان ترجمه شدهاند.
ترجمۀ پیشنهادی: قطعاً در آن نشانهای است ولی بیشتر آنها ایمانآورندگان نبودند.
2-2-7- «وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ» (شعراء: 9، 68، 104، 122، 140، 159، 175، 191).
خرمشاهی: و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است (6 آیه)
همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است
بیگمان پروردگارت پیروزمند مهربان است
گرمارودی: و بهراستى پروردگار توست که پیروزمند بخشاینده است (6 آیه)
و بىگمان پروردگار توست که پیروز بخشاینده است.
و بهراستى پروردگار توست که پیروز بخشاینده است.
کوشا: و بیگمان، پروردگار توست که پیروزمند مهربان است (7 آیه)
و همانا پروردگار توست که پیروزمند مهربان است.
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در هر سه ترجمه منطقیسازی شده است؛ زیرا متن مبدأ فعل ندارد و در ترجمه بهناچار فعل نیاز دارد، اما در ترجمۀ خرمشاهی منطقیسازی اجباری شده و «است» در آخر جملۀ فارسی آمده است، ولی در ترجمۀ گرمارودی و کوشا، علاوه بر آن، در وسط جمله منطقیسازی اختیاری صورت گرفته و واژۀ «توست» در ترجمه اضافه شده است. حرف «کَ» در واژۀ «ربَکَ» ضمیر متصل است. ترجمۀ خرمشاهی بهتر ترجمه شده است؛ زیرا واژۀ «پروردگارت» کوتاهتر و شبیهتر به متن اصلی است، ولی در ترجمۀ گرمارودی و کوشا اطناب صورت گرفته است.
در هر سه ترجمه تضعیف کمّی صورت گرفته است؛ زیرا واژۀ «لَهو» در ترجمه معادل ندارد. در ترجمۀ کوشا، معادل «لَهو»، «که» قرار گرفته که حرف ربط است نه ترجمۀ «لَهو». تأکید در ترجمه تخریب شده است؛ زیرا در این آیات «انَّ» و «لَهو» تأکید زیادی بر «عزیز» و «رحیم» بودن خداوند دارند، ولی در ترجمهها تأکید بهدرستی ترجمه نشده است. همچنین، در ترجمۀ خرمشاهی «وَ» در دو ترجمه معادل ندارد.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی و گرمارودی، شش آیه یکسان و دو آیه با تفاوت اندک غیریکسان ترجمه شدهاند. در ترجمۀ کوشا، هفت آیه یکسان ترجمه شدهاند و یک آیه ترجمۀ غیر یکسان دارد.
ترجمۀ پیشنهادی: و بهدرستی پرورگارت قطعاً همان شکستناپذیر مهربان است.
3-2-7- «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ» (شعراء: 108، 110، 126، 131، 144، 150، 163، 179).
خرمشاهی: پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید (7 آیه)
پس از خدا پروا و از من پیروی کنید
گرمارودی: پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید.
کوشا: بنابراین، از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید. (6 آیه)
بنابراین، از خدا پروا کنید و از من فرمان برید. (2 آیه)
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در ترجمۀ خرمشاهی تضعیف کمّی صورت گرفته است. واژههای «فَاتَّقُوا» و «أَطِیعُونِ» دو فعل جداگانه هستند که در ترجمۀ خرمشاهی ناقص ترجمه شدهاند، به طوری که فعل «کنید» یک بار برای دو فعل «پروا کنید» و «پیروی کنید» بیان شده است. در ترجمۀ خرمشاهی و گرمارودی و کوشا، در ترجمۀ دو آیه تخریب سیستم متن صورت گرفته است؛ زیرا «نِ» در «أَطِیعُونِ» در جایگاه مفعول قرار داردف اما در ترجمه «از من فرمان برید» ترجمه شده و ساختار عربی در ترجمۀ فارسی به هم ریخته است. در ترجمۀ کوشا اطناب انجام شده است؛ زیرا برای حرف «فَ» «بنابراین» جایگزین شده که طولانیتر است.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ گرمارودی هشت آیۀ مشابه یکسان ترجمه شدهاند؛ اما در ترجمۀ خرمشاهی، هفت آیه یکسان و یک آیه غیریکسان ترجمه شدهاند. در ترجمۀ کوشا، شش آیه یکسان و دو آیه متفاوت با بقیه ترجمه شدهاند.
ترجمۀ پیشنهادی: پس از خداوند پروا کنید و مرا فرمان برید.
3-7- ارزیابی سه ترجمه در برگردان آیات مشابه در دو یا چند سوره
قرآن کریم متشکل از آیاتی مشابه است که در برخی از سورهها تکرار شدهاند. این آیات گاهی در دو سوره و گاهی در چندین سوره تکرار شدهاند. با توجه به اصل یکسانی آیات مشابه، باید برگردان آنها نیز همگون باشد؛ بنابراین، بهتر است اینگونه آیات قبل از ترجمه شناسایی شوند، مانند:
1-3-7- «وَ یَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» (یونس: 48، انبیا: 38، نمل: 71، سبأ: 29، یس: 48 و ملک: 25)
خرمشاهی: و گویند اگر راست میگویید [سررسید] این وعده کی خواهد بود؟
و گویند اگر راست میگویید پس کی این وعده فرا میرسد؟
و گویند اگر راست میگویید این وعده کی فرا میرسد؟
و میگویند اگر راست میگویید، پس کی این وعده فرا میرسد؟
وگویند اگر راست میگویید این وعده کی فرا میرسد (2 آیه)
گرمارودی: و مىگویند: اگر راست مىگویید این وعده کى مىرسد؟
کوشا: و گویند: اگر راست میگویید، این وعده[ی عذاب] کی خواهد بود؟
و گویند: اگر راست میگویید این وعده[ی عذاب] کی خواهد بود؟
و گویند: اگر راست گویید، این وعده کی خواهد بود؟
و گویند: اگر راست میگویید، این وعده (قیامت) کی خواهد بود؟
و گویند: اگر راست میگویید، این وعده کی خواهد بود؟
و گویند: این وعده کی خواهد بود، اگر راست گویید؟
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، در هر سه ترجمه تخریب سیستم متن صورت گرفته است. «إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» در متن اسم فاعل و جمع آمده، ولی در همۀ ترجمهها معنای جمله تخریب شده؛ زیرا «اگر راست گویید» یا «اگر راست میگویید» ترجمه شده است. جایگاه دو جمله نیز در ترجمه تغییر کرده است؛ یعنی ابتدا جملۀ دوم و در ادامه جملۀ اول ترجمه شده است. کوشا فقط در ترجمۀ یکی از این شش آیه، جایگاه جملهها را رعایت کرده است. «یَقُولُونَ» فعل مضارع است و استمرار را میرساند. در ترجمۀ کوشا همۀ آیهها و در ترجمۀ خرمشاهی بهغیر از یک آیه، بقیه به صورت «گویند» ترجمه شدهاند. «گویند» زمان آینده را در نظر دارد.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
ترجمۀ گرمارودی در شش آیه یکسان است، ولی بقیۀ مترجمان هر آیهای را به گونهای ترجمه کردند؛ خرمشاهی از این شش آیه، پنج گونه ترجمه دارد و کوشا از این شش آیۀ کاملاً مشابه، شش نوع ترجمه دارد.
ترجمۀ پیشنهادی: و میگویند: این وعده کی میرسد، اگر راستگو هستید؟
یا
و میگویند: این وعده کی میرسد، اگر راستگویانید؟
2-3-7- «فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ» (شعراء: 32، اعراف: 107)
خرمشاهی: آنگ اه[موسی] عصایش را درانداخت و ناگهان به صورت اژدهایی آشکار درآمد
آنگاه عصایش را درانداخت و ناگهان به صورت اژدهایی آشکار درآمد
گرمارودی: آنگاه (موسى) چوبدست خود را فرو افکند که ناگهان اژدهایى آشکار شد.
آنگاه او چوبدستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایى است آشکار
کوشا: پس چوبدستی خود را افکند، که ناگاه اژدهای آشکاری شد.
پس چوبدستیاش را افکند که ناگهان اژدهایی آشکار شد.
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
با توجه به نظریۀ برمن، تضعیف کمّی صورت گرفته است؛ زیرا در هیچ کدام از ترجمهها «هیَ» ترجمه نشده است. در ترجمۀ گرمارودی، در آیۀ دوم حرف «فَ» وسط آیه نیز معادل ندارد.
در ترجمۀ خرمشاهی اطناب انجام شده است. «به صورت» در آیه معادل ندارد. در هر سه ترجمه، فعل وجود ندارد، اما در هر سه ترجمۀ فارسی بهناچار منطقیسازی شده و «درآمد»، «شد» و «است» به ترجمهها اضافه شده است. در ترجمۀ گرمارودی، در ترجمۀ آیه دوم، «او» اضافه شده است که در آیه معادل ندارد. در ترجمۀ خرمشاهی و گرمارودی، [موسی] (موسى) (دیدند که) برای شفافسازی در ترجمه آمده است که نیازی به این شفافسازی نبوده و سبب اطناب در ترجمه شده است.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی دو آیه یکسان ترجمه شدهاند، فقط آیۀ اول [موسی] به ترجمه اضافه شده است. در ترجمۀ گرمارودی دو آیه غیریکسان ترجمه شدهاند. در ترجمۀ کوشا دو آیه با تفاوت اندک غیریکسان ترجمه شدهاند.
ترجمۀ پیشنهادی: پس موسی عصایش را افکند پس به ناگاه آن اژدهایی آشکار شد.
3-3-7- «وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذا هِیَ بَیْضاءُ لِلنَّاظِرِینَ» (شعراء: 33، اعراف: 108)
خرمشاهی: و دستش را [از گریبانش] بیرون آورد، و ناگهان سپید و درخشان در دید تماشاگران پدیدار شد
گرمارودی: و دستش را برآورد که ناگهان در چشم بینندگان درخشان شد.
و دستش را (از گریبان) بیرون کشید ناگهان براى بینندگان سپید (و تابان) شد
کوشا: و دستش را [از گریبان] بر آورد، ناگاه برای بینندگان سپید و درخشان پدیدار شد.
و دستش را [از گریبان] بیرون کشید که ناگاه برای بینندگان سپید و رخشان شد.
تحلیل ترجمهها با توجه به نظریۀ برمن
در هر سه ترجمه اطناب صورت گرفته است؛ زیرا واژۀ «بَیضاء» اینگونه «سپید و تابان» و «سپید و درخشان» ترجمه شده است، در صورتی که یک واژه برای ترجمۀ آن کافی است. ترجمههای «در دید تماشاگران» در ترجمۀ خرمشاهی و «در چشم بینندگان» در ترجمۀ گرمارودی نیز برای واژه «لِلنَّاظِرِینَ» طولانیتر از متن هستند و اطناب انجام شده است. «پدیدار شد» نیز در ترجمۀ خرمشاهی و یکی از ترجمههای کوشا در آیه معادل ندارد؛ هرچند «شد» در دیگر ترجمهها نیز معادل ندارد و در ترجمۀ فارسی بهناچار منطقیسازی شده است.
در هیچ کدام از ترجمهها «هیَ» ترجمه نشده و تضعیف کمّی صورت گرفته است. معادل حرف «فَ» در یکی از ترجمههای گرمارودی و کوشا «که» و در ترجمۀ خرمشاهی «و» آمده که حرف ربط است، ولی در بقیۀ ترجمهها معادل ندارد. آوردن واژه درون پرانتز یا قلاب (از گریبان) نیز در هر سه ترجمه شفافسازی شده که سبب اطناب ترجمه نسبت به متن شده است. در برخی از موارد، برای برطرفکردن ابهام خواننده نیاز است در ترجمه شفافسازی شود. البته گرمارودی در ترجمۀ آیۀ 33 شعراء این شفافسازی را انجام نداده است و ابهامی هم در ترجمه دیده نمیشود.
عملکرد مترجمان در یکسانی آیات مشابه
در ترجمۀ خرمشاهی هر دو آیۀ مشابه یکسان ترجمه شدهاند، اما در ترجمۀ گرمارودی و کوشا دو آیه مشابه غیریکسان ترجمه شدهاند.
ترجمۀ پیشنهادی: و دستش را برآورد، پس به ناگاه، آن براى بینندگان سفید شد.
8- نتیجهگیری
1- در این پژوهش، برگردان 45 آیه و جمله مشابه در سه بخش ارزیابی شد: بخش اول برگردان 11 جملۀ مشابه که واژههای تکراری دارند، بخش دوم برگردان 24 آیه مشابه که در یک سوره تکرار شدند و بخش سوم برگردان 9 آیه که هر دو یا چند آیۀ مشابه در سورههای مختلف تکرار شدند. هر بخش با توجه به تشابه آیات و جملهها، شامل سه قسمت است.
آیات و جملههای مشابه منتخب بر اساس برخی از مؤلفههای تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) داشتند، ارزیابی شدند.
این مؤلفهها که سبب دورشدن ترجمه از متن اصلی شدهاند، عبارتاند از: منطقیسازی، شفافسازی، اطناب، تخریب سیستمبندی متن و تضعیف کمّی متن.
در برگردان آیات مشابه، منطقیسازی اختیاری که شامل تخریب ساختارهای زبان مبدأ است، در هر سه ترجمه رخ داده است.
کاربرد واژهای مترادف در ترجمۀ یک واژه، شفافسازی، استفاده از توضیحات تفسیری و آوردن برخی از کلماتی که در متن مبدأ معادلی ندارد، سبب اطناب ترجمهها شده است.
نادیدهگرفتن تأکیدها، ادغام یا حذف واژههای یکسان در آیات و بیتوجهی به برخی از حروف سبب تضعیف کمّی در هر سه ترجمه شده است.
جدول (1) میزان تحریف متن سه مترجم را در برگردان نمونههایی از آیات مشابه، با توجه به نظریۀ آنتوان برمن، برحسب تعداد نشان داده است:
جدول (1): تعداد تحریف متن در نمونههایی از آیات مشابه با توجه به نظریۀ برمن
|
نام مترجم |
تعداد آیهها |
منطقیسازی |
شفافسازی |
اطناب |
تخریب سیستمبندیهای متن |
تضعیف کمّی |
|
خرمشاهی |
45 |
7 |
3 |
8 |
44 |
21 |
|
گرمارودی |
45 |
13 |
3 |
13 |
38 |
12 |
|
کوشا |
45 |
14 |
10 |
26 |
37 |
14 |
در منطقیسازی، شفافسازی و اطناب، بیشترین تحریف را بهترتیب کوشا، گرمارودی و خرمشاهی داشته است. در این آمار، منطقیسازیهای اختیاری شمارش شدهاند.
در تخریب سیستم بندیهای متن، بیشترین تحریف را به ترتیب خرمشاهی، گرمارودی و کوشا داشته است.
در تضعیف کمّی، بیشترین تحریف را بهترتیب خرمشاهی، کوشا و گرمارودی داشته است.
2- در این پژوهش بررسی شد مبنای نظری سه مترجم یکسانی ترجمۀ آیات مشابه است و در مؤخره یا مقدمۀ ترجمۀ خود به رعایت حفظ وحدت در سراسر ترجمه و یکسانی ترجمۀ آیات و عبارتهای مشابه اشاره کردهاند. این مبنا با الگوی آنتوان برمن همخوانی دارد که به اصالت متن توجه دارد و رعایت آن میتواند ترجمهای امانتدار به متن اصلی ارائه دهد.
اما در این سه ترجمه، در بررسی برگردان هر سه بخش از آیات مشابه، که هر بخش شامل سه قسم آیات شبیه به هم بود، بهوضوح مشخص شد ترجمه مطابق مبنای نظری آنها واقع نشده است و عملاً بیشتر آیات مشابه غیریکسان ترجمه شدهاند و به دلیل همین ناهمگونی، ترجمه از متن مبدأ فاصله گرفته است.
این سه بخش شامل جملههای مشابهی که بخشهای تکراری دارند و در سورههای مختلف تکرار شدهاند و شامل آیات مشابه که در یک سوره و آیات مشابه که در سورههای مختلف تکرار تکرار شدهاند، بودند که هر بخش با توجه به شباهت آیات نیز شامل سه قسمت شد و جمعاً برگردان 9 قسم آیات و جملههای مشابه مقایسه و ارزیابی شد.
جدول (2) عملکرد سه مترجم را در میزان یکسانی و غیریکسانی نمونههایی از آیات مشابه برحسب تعداد نشان داده است:
جدول (2): عملکرد مترجمان در یکسانی ترجمه نمونههایی از آیات مشابه
|
نام مترجم |
تعداد مثالها |
ترجمۀ کاملاً یکسان |
برخی یکسان و برخی غیریکسان |
غیریکسان |
|
خرمشاهی |
9 |
2 |
5 |
2 |
|
گرمارودی |
9 |
3 |
3 |
3 |
|
کوشا |
9 |
1 |
5 |
3 |
در یکسانی ترجمۀ نمونههایی از آیات مشابه، بیشترین یکسانی بهترتیب ترجمۀ گرمارودی، خرمشاهی و کوشاست.
[1] این تشابه غیر از تشابهى است که در مقابل محکم است، زیرا تشابه دومى صفت بعضى از آیات قرآن است و در آیۀ مورد بحث، همۀ آیات را متشابه خواند. آن تشابه به معناى واضحنبودن معناى آیه است و این تشابه به معناى آن است که سراسر قرآن آیاتش از این نظر که اختلافى با هم ندارند و هیچ آیهاى با آیۀ دیگر ضدیت ندارد، مشابه یکدیگر هستند.
Houly Quran
Afzali, F., & Sanaei, H. (2020). Evaluating Tahereh Safarzadeh's translation strategies based on Antoine Berman's text distortion factors: A case study of Surah Al-Nisa. Linguistic Studies of the Quran, 9(1), 137-152. https://doi.org/10.22108/nrgs.2020.122906.1523 [In Persian]
Aghili Ashtiani, A. A. (2004). Translation of literary texts. Tehran: Rahnama. [In Persian]
Ahmadi, M. R. (2013). An introduction to the deconstructive trends of Antoine Berman. Critical Language and Literary studies, 5(2), 1-20. https://doi.org/10.22034/rllfut.2023.51475.1364 [In Persian]
Al-Azhari, M. B. A. (2001). Al-tahdhib al-lughah (1st ed.). Beirut: Dar Ahya al-Turath al-Arabi. [In Arabic]
Al-Farrahi Al-Basri, K. B. A. (1985). Al-ain (1st ed.). Qom: Dar al-Hijrah. [In Arabic]
Al-Zamakhshari, M. b. A. (1986). Al-kashshaf 'an haqaiq ghamud al-tanzil wa 'uyun al-aqawil fi wujuh al-ta'wil (Vol. 2, 3rd ed.). Beirut: Dar al-Kitab al-Arabi. [In Arabic]
Berman, A. (1999). The transfer and the word or dwelling in the distance (F. Oshghi, Trans.). Tehran: Mahris. [In Persian]
Berman, A. (2010). The transfer and the word or dwelling in the distance (A. A. Al-Khattabi, Trans. & Res.). Beirut: Arab Translator House. [In Arabic]
Ghazanfari, M. (2015). A look at the lexical repetitions of the Quran from the perspective of systemic-functional linguistics and the difficulty of translating such elements. In Collection of Persian articles on the translation of the Holy Quran (Vol. 5, pp. 25-48). Qom: Markaz-e Farhangi-ye Tarjoman-e Vahy. [In Persian]
Hajikhani, A., Naseri, M., & Barzanouni, H. (2016). A comparative study of the standardization of noun, verb, and particle translation in contemporary translations of the Holy Quran. Comparative Studies of Quranic Research, 1(2), 121-148. https://civilica.com/doc/984858 [In Persian]
Ibn Manzur, M. b. M. (1993). Lisan al-Arab (3rd ed.). Beirut: Dar Sadir. [In Arabic]
Jorjani, A. (1983). Al-ta'rifat. Beirut: Dar al-Kutub al-Ilmiyah, al-Ta'ba al-ola. [In Arabic]
Karimi Nia, M. (2015). The phenomenon of repetition in the Quran and the issue of its translation. In Collection of Persian articles on the translation of the Holy Quran (Vol. 2, pp. 30-55). Qom: Markaz-e Farhangi-ye Tarjoman-e Vahy. [In Persian]
Khorramshahi, B. (2019). Translation of the Holy Quran. Tehran: Dostan. [In Persian]
Kousha, M. A. (2020). Comparative translation with explanatory footnotes (1st ed.). Tehran: Nashr-e Ni. [In Persian]
Mahdipour, F. (2010). A review of the development of translation theories and an examination of the text distortion system from Antoine Berman's perspective. Book Month: Literature, 4, 57-63. [In Persian]
Mosavi Garmaroudi, S. A. (2005). Translation of the Quran (Garroudi) (2nd ed.). Tehran: Gadyani. [In Persian]
Mostafavi, H. (1989). Al-tahqiq fi kalimat al-Quran al-Karim (1st ed.). Tehran: Ministry of Culture and Islamic Guidance. [In Arabic]
Namdari, A., Babazadeh Aghdam, A., Khanlari, J., & Chehelkhaneh, F. M. (2021). Examining the translation of Ayatollah Makarem Shirazi's Quran based on Antoine Berman's distortion model (Case study: Verses of Surah Al-Jumu'ah). Linguistic Studies, 10(1), 191-206. https://doi.org/10.22108/nrgs.2021.127185.1622 [In Persian]
Navidi, A., Amori, N., & Goli, H. (2023). Evaluating the translation of Elahi Qomshe'i based on Antoine Berman's theory (Case study: Surah Maryam). Journal of Quran, Culture, and Civilization, 4(4), 160-181. https://doi.org/10.22034/jksl.2023.419261.1253 [In Persian]
Niazi, S., Asghari, J., & Hashemi, E. (2020). Examining the effectiveness of Berman's model in evaluating Quranic translation; Case study: the tendency of rationalization. Journal of Language Research, 12(3), 111-138. https://doi.org/10.22051/jlr.2019.24400.1654 [In Persian]
Qorashi Bonabi, S. A. (1992). Qamus al-Quran. Tehran: Dar al-Kutub al-Islamiyyah. [In Persian]
Ragheb Isfahani, H. b. M. (1991). Mufradat alfaz al-Quran (S. A. Davoodi, Res., 1st ed.). Beirut: Dar al-Ilm Dar al-Shamiya. [In Arabic]
Rahimi Khoygani, M. (2017). Lexical critique of Mousavi Garroudi's translation of the Holy Quran (focusing on Garcês's semantic-lexical level). Journal of Quranic Translation and Hadith Studies, 4, 85-112. https://qhts.modares.ac.ir/article-10-6224-fa.html [In Persian]
Rezaei Esfahani, M. A., et al. (2004). Translation of the Quran. Qom: Dar al-Zikr Cultural and Research Institute. [In Persian]
Rezaei Kermani, M. A. (2015). A critique of the new translation of the Quran, "Khorramshahi's Translation". In Collection of Persian articles on the translation of the Holy Quran (Vol. 6, pp. 121-140). Qom: Markaz-e Farhangi-ye Tarjoman-e Vahy. [In Persian]
Siavashi, K., & Soleimani, S. (2016). Challenges in translating singular lexical verses in the Holy Quran (Case study: incongruous cases in terms of noun and verb or verb type). Journal of Quranic Translation and Hadith Studies, 3(2), 56-78. . https://ensani.ir/fa/article/370587 [In Persian]
Zarkaar, Z., & Najafi Ayooki, A. (2019). The aesthetics of similar verses in the Holy Quran. Quarterly Journal of Quranic Interpretation and Language, 7(2). https://doi.org/10.30473/quran.2019.5998. [In Persian]