The First Translation of the Quran into Catalan: Its Importance, Characteristics, and Impact

Document Type : Research Article

Author

Professor at department of history and civilization of Islamic nations, Faculty of Theology and Islamic studies, University of Tehran, Tehran, Iran

Abstract

The Holy Quran, which was about an eighth of the religious book of the people of the Hebrew Peninsula, is considered part of the history, identity, and culture of that land, and has left important and significant impacts on the society and history there; Therefore, although years later, local governments, with the support of a number of the inhabitants of that land, in a historical and multi-generational confrontation, expelled Muslims from Andalusia and, in their opinion, cleansed the place of their religious and cultural heritage, subsequent events and developments showed that the Holy Quran, as a religious book, was and is of special importance to the people of Andalusia, especially the academic community, elites, researchers and Islamic scholars. That is why this divine book has been translated into Spanish more than thirteen times with different approaches. In this regard, the translation of the Quran into Catalan, which is the first language of Andorra and the northeastern regions of Spain, and the second language of parts of southern France and northwestern Italy, holds a special place. This work, carried out by Professor Mikel de Epalza, a prominent Spanish Islamic scholar, has not only attracted the attention of the Catalan community, but has also been welcomed by the scientific and academic community, and has even been awarded the Spanish National Prize in Translation. This research aims first to describe the Catalan language and its position among its speakers, then to explain the scientific position of Mikel de Epalza, and then to explain the importance, manner, characteristics, and cultural effects of translating the Holy Quran into Catalan.

Keywords

Main Subjects


Article Title [Persian]

نخستین ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان: اهمیت، ویژگی‏ها و تأثیرات آن

Author [Persian]

  • سید احمد رضا خضری
استاد گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
Abstract [Persian]

قرآن کریم که حدود هشت سده کتاب دینی مسلمانان در شبه‏جزیرۀ ایبری بود، بخشی از تاریخ، هویت و فرهنگ آن سرزمین به شمار می‏رود و تأثیراتی مهم و عمیق بر جامعه و تاریخ آنجا بر جای نهاده است؛ از این ‌رو، هرچند سال‏ها بعد، حکومت‏های محلی با پشتیبانی شماری از ساکنان آن دیار در تقابلی تاریخی و چندنسلی، مسلمانان را از اندلس بیرون راندند و به گمان خود، آنجا را از وجود میراث دینی و فرهنگی آن‏ها پاک کردند، حوادث ورویدادهای بعدی نشان داد قرآن کریم به عنوان یک کتاب دینی برای مردم اندلس به ویژه جامعۀ دانشگاهی، نخبگان، پژوهشگران و اسلام‏پژوهان از اهمیتی ویژه برخوردار بوده و است. از همین رو است که این کتاب آسمانی تا کنون بیش از سیزده بار با رویکردهای گوناگون به زبان اسپانیولی ترجمه شده است. در این میان، ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان که زبان اول کشور آندورا و مناطق شمال شرقی اسپانیا و زبان دوم بخش‏هایی از جنوب فرانسه و بخشی از شمال غرب ایتالیا به شمار می‏رود، از جایگاهی ویژه برخوردار است. این کار که توسط پروفسور میکل دِ اپالسا، اسلام‏شناس برجستۀ اسپانیایی، انجام شد، نه فقط مورد توجه جامعۀ کاتالان قرار گرفت که با استقبال جامعۀ علمی و دانشگاهی نیز روبه‏رو شد و حتی موفق به دریافت جایزۀ ملی اسپانیا در حوزۀ ترجمه نیز شده است. این پژوهش بر آن است تا در گام نخست، زبان کاتالان و جایگاه آن را در میان گویشورانش بیان کند، آنگاه جایگاه علمی میکل دِ اپالسا را توضیح دهد و سپس، اهمیت، چگونگی، ویژگی‌ و تأثیرات فرهنگی ترجمۀ قرآن کریم به زبان کاتالان را تبیین کند.

Keywords [Persian]

  • ترجمۀ قرآن کریم
  • اسپانیا
  • آندورا
  • زبان کاتالان
  • میکل دِ اپالسا
  • مقدمه

پس از سلطۀ مسلمانان بر اندلس در میان سال‏های 92 تا 96ق/ 711 تا 715م ، باشندگان این سرزمین، به‏مرور با زبان عربی و دین اسلام آشنا شدند و شماری زیاد از آنان طی ده‏ها سال به‏تدریج آن زبان را یاد گرفتند و  اسلام را به عنوان دین خود برگزیدند. اسلام‏پذیری اهل اندلس ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با قرآن به عنوان منشور آسمانی دین داشت؛ از این رو، آنان که زبان عربی را آموخته بودند، بدون هیچ واسطه قرآن را قرائت کردند و همچون دیگر مسلمانان بهرۀ خود را از آن برگرفتند. در همین حال، شماری جالب توجه از اهل اندلس نیز هیچ‏گاه اسلام را نپذیرفتند و بر دین خود باقی ماندند و از فرهنگ و زبان مسلمانان نیز دوری می‏کردند. با این همه، رویدادهای بعدی به گونه‏ای رقم خورد که توجه این گروه را به سوی قرآن و فهم محتوای آن سوق داد؛ زیرا پس از سلطۀ مسلمانان بر این سرزمین، تقابلی آشکار میان زبان، فرهنگ، ادبیات و دین آنان با بومیان آنجا پدید آمد و پس از حدود یک سده، کار بدانجا کشید که جوانان اندلسی دچار نوعی خودباختگی شدند و در حالی که به حفظ میراث فرهنگی و دینی گذشتگان خود تظاهر می‏کردند، به گونه‏ای آشکار دست به تقلید از آداب و سنن مسلمانان زدند، لباس آنان را بر تن می‏کردند، به خوردن غذااهای آنان روی آوردند، در مراسم‏های مسلمانان شرکت می‏کردند، موسیقی آنان را ترجیح می‏دادند و ای بسا به پذیرش دین اسلام گرایش یافتند. این ماجرا که با واکنش تند پیشوایان مسیحی و پیروان سنت‏گرای این دین مواجه شد، چندی بعد موجب پیدایش رویدادی مرموز، پیچیده و خطرناک تحت عنوان «جنبش شهادت‏طلبی» در اندلس شد[1]. هرچند تحلیل علل و عوامل پیدایی و تمامی پیامدهای این رویداد از چارچوب موضوعی این مقاله بیرون است[2]، از این نکته نمی‏توان گذشت که یکی از پیامدهای مهم این رویداد توجه بیشتر پیشوایان و نخبگان مسیحی به سوی قرآن و مضامین آن بود تا از این رهگذر کتاب دینی مسلمانان را بیشتر بشناسند و از گرایش جوانان خود به سوی آن که ممکن بود به پذیرش اسلام بینجامد، پیشگیری کنند. بی‏گمان، نخستین گام در این جهت آموختن زبان عربی برای فهم محتوای قرآن یا ترجمۀ این کتاب به یکی از زبان‏های بومی اندلس، یعنی کاستیایی، کاتالان، آراگونی، گالیسی، باسکی و ... بود؛ از این رو، به نظر می‏رسد اقداماتی غیررسمی و عمدتاً ناآشکار برای ترجمۀ قرآن به یکی از زبان‏های یادشده از سدۀ سوم هجری آغاز شدند و در سده‏های بعد، بنا بر ضرورت، ترجمۀ رسمی و آشکار قرآن توسط نهادهای دینی و سیاسی مسیحی انجام شد. 

با آنکه سال‏ها بعد، حکومت‏های محلی با پشتیبانی شماری از ساکنان آن دیار در تقابلی تاریخی و چندنسلی، مسلمانان را از اندلس بیرون راندند و به گمان خود، آنجا را از وجود میراث دینی و فرهنگی آن‏ها پاک کردند، حوادث ورویدادهای بعدی نشان داد قرآن کریم به عنوان یک کتاب دینی برای مردم آندلس به ویژه جامعۀ دانشگاهی، نخبگان، پژوهشگران و اسلام‏پژوهان از اهمیتی ویژه برخوردار بوده و هست؛ از همین رو است که این کتاب آسمانی تا کنون بیش از سیزده بار با رویکردهای گوناگون به زبان اسپانیولی ترجمه شده است. در این میان، ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان که زبان اول کشور آندورا و مناطق شمال شرقی اسپانیا و زبان دوم بخش‏هایی از جنوب فرانسه و بخشی از شمال غرب ایتالیا به شمار می‏رود، از جایگاهی ویژه برخوردار است. این کار که توسط پروفسور میکل دِ اپالسا[3]، اسلام‏شناس برجستۀ اسپانیایی، انجام شد، با استقبال جامعۀ کاتالان به ویژه مجامع علمی و دانشگاهی روبه‏رو شد. بر پایۀ همین مقدمه، این پژوهش با طرح این پرسش که چرا و چگونه قرآن کریم به زبان کاتالان ترجمه شده است؟ بر آن است تا در گام نخست، اهمیت و جایگاه زبان کاتالان را در میان گویشوران این زبان بیان کند، سپس، جایگاه علمی میکل دِ اپالسا، استاد برجستۀ دانشگاه آلیکانته اسپانیا، را توضیح دهد و سپس، روند، اهمیت، ویژگی‌ و تأثیرات فرهنگی ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان را تبیین کند.

 

  • زبان کاتالان

زبان کاتالان یا کاتالانی[4] یکی از زبان‌های رایج در اروپای غربی است که از مجموعۀ زبان‏های لاتینی _ رومی سرچشمه گرفته است. این زبان نام خود را از واژۀ «کاتالونیا[5]» گرفته است و کاتالونیا منطقه‌ای نسبتاً گسترده در شرق و شمال شرق شبه‏جزیرۀ ایبری است که در گذشته، شهرهایی مهم همچون بارسلونا، خیرونا و تاراگونا را در بر می‏گرفته است. برخی از زبان‌شناسان کاتالونیا را در اصل گاتیالونیا [6]می‌دانند و باور دارند این واژۀ لاتینی شامل دو بخش گاتیا یا گوتیا به معنای «قوم گوت‌[7]» و لونیا به معنای «سرزمین» است و در مجموع، به معنای «سرزمین گوت‌ها» یا محل زندگی گوت‌ها به کار رفته است (Maximiano, 1967).

چگونگی پیدایش زبان کاتالان و فرایند جدایی آن از زبان رومی یا لاتینی در هاله‌ای از ابهام است و زبان‌شناسان نتوانسته‌اند دیدگاهی روشن و نظری قانع کننده را در این باره ارائه کنند. با این همه، به نظر می‏رسد از اواخر قرن هشتم میلادی و هم‏زمان با سلطۀ مسلمانان بر شبه‏جزیرۀ ایبری و به دنبال فروپاشی قلمرو سیاسی و فرهنگی زبان کاستیایی، یعنی زبان رسمی و حکومتی آن روز اندلس، کاتالان‏ها فرصت یافتند تا زبان خود را از دل زبان رومی بیرون بکشند و به‏مرور ساختار زبانی و دایرۀ واژگانی آن را گسترش دهند و طی سده‏های نهم و دهم آن را تکمیل و جای آن را در میان زبان‏های موجود در ایبری باز کنند. این زبان در طول سده‏های یازدهم و دوازدهم میلادی از محدودۀ کاتالونیا خارج شد و در مناطق پیرامونی آن نیز گسترش یافت و از سطح یک زبان محلی به سطح زبانی بین‏المللی ارتقاء پیدا کرد (Pardilla, 2011).

باری، با وجود تسلط مسلمانان بر ایبری و تلاش آشکار آنان برای گسترش زبان عربی در این سرزمین، زبان کاتالان در کنار زبان‌هایی همچون کاستیایی، گالیسی، آراگونی و باسکی همچنان زنده و رایج بود و بیشتر ساکنان مناطق شرقی و شمال شرق ایبری و حوزۀ مدیترانۀ غربی در شمار گویشوران این زبان درآمدند و با وجود تحولات تاریخی و فرهنگی زیادی که در پی تصرف شبه‏جزیرۀ ایبری به دست مسلمانان به وقوع پیوست و گسترش زبان عربی در بسیاری از مناطق این سرزمین، زبان کاتالان هیچ‏گاه گویشوران خود را از دست نداد. هرچند گاهی در اثر نفوذ زبان عربی، حوزۀ کاربرد و فعالیت کاتالان به مناطق شمالی کاتالونیا و دامنه‌های پیرنه محدود می‏شده است، اما بنا بر خواست گویشوران کاتالان، این زبان در اولین فرصت قلمرو گذشته خود را باز یافته است (Burke, 1900).

سلطۀ سیاسی مسلمانان بر اندلس در سدۀ پانزدهم میلادی به طور کامل به پایان رسید و این به معنای پایان یافتن سلطۀ زبان عربی در آن دیار و حذف رقیبی جدی در برابر گسترش زبان کاتالان به ویژه در مناطق جنوب شرقی اندلس بود. با این همه، زبان کاتالان این بار از سوی زبان‏های خویشاوند خود به ویژه کاستیایی، آراگونی و باسکی تحت فشار قرار گرفت و با چالش‏هایی مهم روبه‏رو شد. در این میان، نقش سیاست‏مداران در تحولات تاریخی این زبان بیش از هر عامل دیگری پررنگ بود. برای نمونه، فرهنگ و زبان کاتالان در میان سال‏های 1939 تا 1975 هم‏زمان با حکومت فرانسیسکو فرانکو در تنگنایی شدید قرار گرفت. این دیکتاتور که پایه‏های حکومت خود را بر استبداد بنا نهاده بود، با هدف پیشگیری از هر گونه جنبش‏های محلی و منطقه‏ای، آموزش رسمی زبان کاتالان و هر گونه انتشار کتاب، مجله، روزنامه و حتی مکالمۀ تلفنی و ارسال تلگراف را با این زبان ممنوع کرد و تنها زبان رسمی در دورۀ وی کاستیایی بود و کلیۀ آموزش‏ها، مکاتبات، اسناد سازمانی و اداری، گفت‏وگوهای تلفنی و تلویزیونی، تابلوهای جاده‏ای، تبلیغات تجاری و بازرگانی و اجرای نمایش‏ها و تئاترها منحصراً به همین زبان انجام می‏شد. هرچند این اقدامات در کوتاه‏مدت موجب فروکاهش گسترۀ زبان کاتالان شد، با عبور اسپانیا از دوران سیاه فرانکو، این زبان دیگر بار فعالیت‏های اجتماعی و فرهنگی خود را گسترش داد و از آن روز تا کنون با فراز و فرود به حیات خود ادامه داده و در سال‌های گذشته گسترشی چشمگیر پیدا کرده است و به نظر می‏رسد در شرایط کنونی در بهترین وضعیت در طول تاریخ خود قرار گرفته است.

  • میکل دِ اپالسا[8]

میکل دِ اپالسا فرّر، اسلام‏شناس اسپانیایی، در هیجدهم فوریۀ ۱۹۳۸م در محلی به نام ‌پائو[9] در فرانسه زاده شد. پدر میکل اهل بلیبائو[10] شهری در ایالت باسک و مادرش اهل جزیرۀ مایورکا[11] بود. آن دو، پس از ازدواج، تحت تأثیر شرایطی ناامن که در منطقۀ باسک به وجود آمد، بیلبائو را ترک و به شهر پائو در جنوب غربی فرانسه کوچ کردند و مدتی در آنجا می‏زیستند؛ از این رو، میکل در این شهر به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در همانجا گذراند. این مهاجرت ناخواسته در کنار دشواری‏های گوناگون و تلخی­های آن، دستاوردهایی مهم را برای میکل به دنبال داشت؛ از آن جمله کسب تجربه، جهان‏دیدگی و مهم‌تر از همه آموختن زبان فرانسه بود؛ زبانی که میکل همواره از آموختن آن خرسند بود و از ادبیات سرشار آن بهره می‏برد. خانوادۀ میکل ده سال پس از تولد وی اجازه یافتند تا دوباره به اسپانیا و به زندگی عادی خود بازگردند. در همین حال، پدر میکل که مهندس کشاورزی بود، به عنوان مسئول ادارۀ کشاورزی جزیرۀ مایورکا منصوب شد و به همراه خانواده به آنجا رفت؛ از این ‌رو، میکل دورۀ دبیرستان خود را در مایورکا سپری کرد. در همین زمان بود که میکل به انجمن یسوعی پیوست و از همین رهگذر، گرایش‏های مذهبی در وی تقویت شدند و به تحصیلات در رشتۀ فلسفه و مطالعات دینی علاقه‏مند شد.

میکل پس از پایان دادن به تحصیلات دبیرستان، برای ادامۀ تحصیل وارد دانشگاه بارسلون شد و مطالعات خود را نخست در رشتۀ فلسفه دنبال کرد و در ۱۹۶۳م آن را به پایان رساند. وی آنگاه برای تحصیل در دورۀ دکتری به رشتۀ مطالعات و زبان شناسی عربی روی آورد. یکی از دستاوردهای مهم وی در این دوره آشنایی با فلیکس ماریا پارِخا[12] بود. این اسلام‏شناس برجسته میکل را به سوی مطالعات اسلامی و پژوهش‌های قرآنی راهنمایی و ترغیب کرد و دریچه‌ای تازه را به سوی او بازگشود. وی در این دوره از تحصیل خود، با اسلام‏شناسان و شرق‏پژوهانی بزرگ همچون خوان برنت[13]، لئونور مارتینز[14]، ترِزا لوتیزا[15] و خولیو سامسو[16] آشنا شد و از دانش و آگاهی آن‏ها بهره برد. میکل پژوهش دربارۀ آثار و اندیشه‏های آنسلم تورمدا[17] را به عنوان موضوع رسالۀ دکتری خود برگزید و در سال ۱۹۶۷م از این موضوع با درجۀ عالی دفاع و جایزۀ ادبی بارسلون را برای انجام این پژوهش پرمایه دریافت کرد[18].

میکل چندی بعد به دانشگاه لیون فرانسه رفت و ضمن تدریس، مطالعات خود را در حوزۀ اسلام‏شناسی دنبال کرد. وی در آنجا دوستانی زیاد پیدا کرد و با همکاری برخی از آن‏ها پژوهشی عمیق دربارۀ تاریخ اختلافات اسلام و مسیحیت انجام داد و از همین‏جا به پژوهش بیشتر در این زمینه علاقه‏مند شد. میکل تا سال۱۹۷۰م در دانشگاه لیون بود و از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳م به استخدام دانشگاه تونس درآمد.

وی در این سال‌ها به تدریس زبان و فرهنگ اسپانیایی در دانشگاه تونس مشغول بود و هم‏زمان با استفاده از فرصت پیش‏آمده، آموزه‌های خود را در زمینۀ زبان و ادبیات عربی تکمیل و ارتباطی عمیق با جامعۀ علمی و فرهنگی تونس برقرار کرد و کار به آنجا رسید که بسیاری از استادان تونسی با افتخار از دوستی و ارتباط با میکل یاد می‏کنند. همچنانکه آن مرحوم در مذاکراتی که با نگارنده داشت، این دوره را از هیجان‏انگیزترین مراحل زندگی خود می‏دانست و معتقد بود هنگام حضور در تونس، یکی از پربارترین روزهای زندگی را پشت سر می‏نهاده است. حضور میکل در تونس دستاورد مهم دیگری نیز برای او داشت؛ زیرا همین‏جا بود که با ظرفیت بزرگ و گستردۀ پژوهش دربارۀ مسلمانان اخراج‏شده از اسپانیا آشنا شد؛ کسانی که در ادبیات اسپانیای آن روز مورها خوانده می‏شدند. وی شماری جالب توجه از این مورها که اجداد آن‏ها از بالنسیا[19] و آراگون[20] به تونس پناه برده بودند را ردیابی و خاطرات تاریخی اجداد دورافتادۀ آن‏ها را با بازماندگانشان مرور و داده‌هایی فراوان را دربارۀ آن‏ها گردآوری کرد و مبنای پژوهش‌های گستردۀ خود دربارۀ مدجّن‌ها[21] و موریسکوها[22] قرار داد؛ پژوهشی گسترده و پرثمر که تقریباً از سال ۱۹۸۱م آغاز شد و تا پایان عمر او ادامه یافت.

باری، میکل پس از حضور در تونس، مورد استقبال دانشگاه‏های دیگر کشورهای شمال آفریقا قرار گرفت و بنا بر دعوت دانشگاه ملی الجزایر، بیش از یک سال نیز به آن کشور رفت و در این مدت، علاوه بر تدریس در این دانشگاه الجزایری، کمکی شایان به تدوین تاریخ آن کشور کرد. در نهایت، میکل در سال ۱۹۷۴م با کوله‌باری از دانش و تجربه به اسپانیا بازگشت و نخست، در دانشگاه آوتونومای[23] مادرید و سپس، در دانشگاه کمپلوتنسه[24] آن شهر به تدریس مشغول شد. در همین زمان بود که با خانم ماریا خسوس روبیرا ماتا[25]، استاد جوان و پر تلاش گروه اسلام و عرب دانشگاه کمپلوتنسه، آشنا شد و ارتباطات دوستانه و همکاری‏های دوجانبه میان آن‏ها آغاز شد. میکل چندی بعد در آزمون استادی دانشگاه آلیکانته[26] پذیرفته شد و در سال ۱۹۷۹م به استخدام این دانشگاه در آمد. وی در سال ۱۹۸۱م با ماریا خسوس ازدواج کرد که به دنبال آن، این بانوی اسلام‏شناس نیز به دانشگاه آلیکانته منتقل شد و در کنار میکل، به عنوان دو عضو مؤثر و فعال، گروه اسلام و عرب این دانشگاه را تقویت کردند. به گفتۀ پروفسور فرانسیسکو فرانکو، پروفسور لوئیس برنابه پونز و دکتر خوسه کوتییاس، هر سه از همکاران میکل، پس از انتقال میکل و ماریا خسوس به دانشگاه آلیکانته، قطبی جدید از مطالعات اسلامی و عربی در شرق اسپانیا شکل گرفت و دانشگاه آلیکانته شماری جالب توجه از دوست‏داران پژوهش در این حوزه را از مناطق مختلف دنیا به ویژه کشورهای شمال آفریقا و آمریکای لاتین به سوی خود جذب کرد.

 میکل در این دورۀ جدید از فعالیت‏های دانشگاهی، پژوهش‏های خود را عمدتاً بر محورهایی همچون تاریخ اسلام، تاریخ اجتماعی مسلمانان، تاریخ شهر و شهرسازی در جهان اسلام، مناسبات تاریخی میان مسلمانان و مسیحیان، تاریخ شبه‏جزیرۀ ایبری در دورۀ سلطۀ مسلمانان، تحولات تاریخی مدجّن‏ها و موریسکوها، تاریخ و مناسبات مغرب و اندلس در دورۀ سلطۀ مسلمانان متمرکز کرد و ده‌ها کتاب و مقاله در این حوزه‏ها  تألیف کرد که برخی از آثار وی عبارت‏اند از: ترجمان یا ترجمه از زبان عربی، زبان موریسکوهای تونس، آنسلم تورمدا، قرآن و ترجمه‏های آن، الکورا، تصویر مسیح نزد یهودیان، مسلمانان و مسیحیان اندلس، شهرسازى مسلمانان، حمام‏هاى اعراب در ایالت والنسیا، آب و جمعیت مسلمان، مسیحیان در جامعۀ مسلمان، لائیسم خاموشان در اسلام، نهاد خلافت در اندلس و تأثیر اسلام در خانواده‏های اروپایی.

گفتنی است، میکل سال‏های پایانی عمر خود را صرف مطالعه، پژوهش و ‌ترجمۀ قرآن کریم به زبان کاتالان کرد و در نهایت، موفق شد این اثر ماندگار را به پایان رساند و به جامعۀ کاتالان تقدیم کند. با آنکه میکل یک سکتۀ قلبی را پشت سر گذاشت و توانست پس از بهبودی به کار پژوهش و نگارش بازگردد، متأسفانه، در اثر یک سانحۀ رانندگی در ماه می ۲۰۰۸ م به همراه همسر وفادارش به‏شدت آسیب دید و آن اسلام‏شناس برجسته و قرآن‏پژوه کم‏مانند پس از چند ماه بستری شدن در بیمارستان، در ششم دسامبر ۲۰۰۸م در سن هفتاد سالگی چشم از جهان فرو بست.

 

  • ترجمۀ قرآن به کاتالان

اروپاییان بنا بر دلایل و انگیزه‏های گوناگون از صدها سال پیش اقدام به ترجمۀ قرآن به یکی از زبان‏های خود از جمله انگلیسی، فرانسوی، لاتینی و اسپانیولی کردند. در این میان، به نظر می‏رسد نخستین اقدام برای ترجمۀ قرآن به زبان کاستیایی (اسپانیولی قدیم) بنا بر ضرورت و برای کسب شناخت از آموزه‏های دینی و فرهنگی مسلمانان در میانۀ سدۀ نهم هجری/پانزدهم میلادی انجام شده باشد. سلسله‏جنبان این اقدام خوان سگوویائی[27] بود که برای آگاهی از متن قرآن نخست به ترجمۀ لاتین آن مراجعه کرد که پیش‏تر توسط رابرت کتونی[28] انجام شده بود،؛ اما دریافت این ترجمۀ نادقیق، نامفهوم است و نوعی پیش‏داوری و غرض‏ورزی بر محتوای آن سایه انداخته است؛ از این رو، برای اطمینان خاطر، از فقیهی مسلمان به نام عیسی بن جابر که از ساکنان شهر سگویا[29] و بر هر دو زبان عربی و کاستیایی مسلط بود، خواست تا قرآن را با دقت در انتقال مضامین و مفاهیم آن به کاستیایی ترجمه کند و در اختیار او قرار دهد. عیسی بن جابر در سال 860ق/1456م به ساووی[30] محل استقرار و حکومت خوان رفت و در مدت چهار ماه این مهم را انجام داد. وی نسخه‏ای از آن ترجمه را به خوان تقدیم کرد و نسخه‏ای دیگر را نزد خود نگاه داشت. هرچند سرنوشت این دو نسخه در هاله‏ای از ابهام است، آنچه روشن است این است که اولاً، خوان سگوییایی به نوبۀ خود این ترجمه را به زبان لاتینی برگرداند که مقدمه و بخشی کوچک از این ترجمه اکنون در کتابخانۀ واتیکان موجود است و نگارندۀ این سطور در یکی از سفرهای خود به واتیکان، از کتابخانۀ یادشده و بخش نسخ خطی موجود در آنجا بازدید کرده و این نسخه را رؤیت کرده است. ثانیاً، از نسخۀ دوم این ترجمه تا مدت‏ها اطلاعی در دست نبود تا آنکه لوپز مورییاس[31] نسخه‏ای خطی از قرآن را به زبان کاستیایی از کتابخانۀ تولدو[32] به دست آورد که تاریخ نگارش آن به سال 1015ق/ 1606 م بازمی‏گشت (Morillas, 1999) و مدعی شد این همان نسخۀ عیسی بن جابر است (رحمتی، 1382ش، ج7، صص86-87).

ترجمۀ جابر افزون بر اهمیتی که از نظر ادبی و تأثیرگذاری اجتماعی بر جای نهاد، راه را برای انجام ترجمه‌هایی دیگر از قرآن به زبان اسپانیولی هموار کرد؛ به گونه‌ای که این کتاب مهم از آن زمان تا کنون بیش از سیزده بار دیگر با رویکردهای گوناگون به زبان یادشده ترجمه شده و هر بار مورد توجه پژوهشگران اسپانیولی‏زبان در اروپا و آمریکای لاتین قرار گرفته است. با این همه، جای ترجمه‏ای علمی و دقیق از قرآن به زبان کاتالان خالی بود؛ از این رو، میکل با درک این ضرورت و نیاز، از حدود ۱۹۹۱م ترجمۀ قرآن را آغاز کرد و پس از ده سال کوشش و پژوهش، آن را در سال ۲۰۰۰م به پایان رساند.

میکل در مقدمۀ خود بر ترجمۀ قرآن، بر نبود هیچ ترجمه‏ای از قرآن به زبان کاتالان تأکید کرده است. به گفتۀ وی: «تا کنون هیچ ترجمه‏ای از قرآن به زبان کاتالان انجام نشده است که مستقیماً از زبان عربی یا از زبان‏های دیگر، به صورت کامل یا جزئی، پدید آمده باشد. فقط می‌توانیم به دو ترجمۀ جزئی اشاره کنیم که در قرون وسطی از زبان لاتین به کاتالان انجام شده‏اند؛ اما هر دو نایاب یا ناموجود هستند. تنها چیزی که روشن است، این است که این دو ترجمه از زبان انگلیسی به کاتالان انجام شده و شامل چند نقل قول کوتاه بوده و به جنبه‌هایی مختلف از دین اسلام یا اصول مسلمانی اختصاص داشته‏اند» (Mikel, 2001, p. 7).

وی همچنین بر اهمیت و ضرورت ترجمۀ قرآن تأکید می‏کند و می‏گوید: «قرآن کتابی دینی است که زندگی حدود یک میلیارد مسلمان امروزی را هدایت می‌کند و طی چهارده قرن گذشته عامل اصلی پیوند جوامع مسلمان بوده است. هرچند قرآن متنی ادبی است، متنی اجتماعی نیز هست که جنبه‏های اساسی این جوامع و مردمی را روشن می‏کند که در آن‏ها زندگی می کنند. با آنکه قرآن به زبان عربی نوشته شده است، فقط به اعراب و عرب‏زبانان یا حتی مسلمانان و معتقدان به دین اسلام تعلق ندارد. پیام‌های این کتاب خطاب به همۀ بشریت است؛ حتی کسانی که به عربی سخن نمی‏گویند یا اهمیت آن را به عنوان یک زبان بین‏المللی درنمی‏یابند نیز مخاطب قرآن هستند. همین واقعیت است که موجب شده است تا قرآن به بسیاری از زبان‏های دیگر ترجمه شود» (Mikel, 2001, p. 7).

 

  • ویژگی‏های ترجمۀ کاتالان قرآن

۱- ترجمۀ میکل نخستین ترجمه به زبان کاتالان است که به صورت مستقیم و کامل از زبان عربی انجام شده است؛ این در حالی است که چند مورد از ترجمه‏های قرآن به اسپانیولی یا دیگر زبان‌های اروپایی از زبان‏های انگلیسی یا فرانسه انجام شده‏اند (Mikel, 2001, p. 1098).

۲- مترجم به دلیل آشنایی کامل با زبان عربی و حضور چندین ساله در میان مسلمانان عرب، تمام ویژگی‌های مهم زبان مبدأ، از جمله ریتم، لحن، وقف، لهجه، بلاغت، معناگرایی و اختصارگویی را در نظر گرفته و آن‏ها را با زبان مقصد تطبیق داده و با استفاده از تکنیک‌های زبانی، آن‏ها را با ویژگی‌های موجود در زبان کاتالان مشابهت‏سازی کرده و از همین رهگذر، بیشترین بار معنایی را به زبان مقصد منتقل کرده است (Mikel, 2001, p. 1099).

۳- مترجم با درک اهمیت و ضرورت انتقال بار معنایی قرآن به زبان کاتالان، این مهم را اولویت قرار داده و تمام تلاش خود را به کار بسته است تا بیشترین بار محتوایی و معنایی قرآن به زبان مقصد منتقل شود. وی در این مسیر، گاه ناگزیر شده است تا چندین واژۀ کاتالان را در برابر یک واژۀ عربی قرار دهد؛ زیرا از نظر وی، اصل بر انتقال درست معنای قرآن بوده است؛ بنابراین، هیچ‏گاه در دام اختصارگویی گرفتار نشده و معنا را در پای گزیده‏گویی قربانی نکرده است. از بررسی ترجمۀ آیات و سوره‏های گوناگون چنین برمی‏آید که میکل برای دست‏یابی به معادل‌هایی درست که معنای واژگان عربی را به کاتالان منتقل کنند، فقط به یافتن یک کلمۀ انتزاعی در زبان مقصد بسنده نکرده‌ و در پی آن نبوده است که به‏سادگی نزدیک‏ترین واژۀ کاتالانی را در برابر واژۀ عربی قرار دهد، بلکه ضرورتاً یک یا چند واژۀ معادل را به کار برده‌ است تا مفهوم مدنظر را به‏درستی منتقل کند و حتی در صورت نیاز، با استفاده از توضیحاتی ضروری‌ تلاش کرده‌ است تا هدف اصلی برآورده شود. این امر برای روشن کردن و تبیین تمام معانی اساسی متن عربی است ‌و البته به معنای وارد شدن به عرصۀ تفسیر قرآن نیست. برای نمونه، توجه به ترجمۀ آیۀ پنجم سورۀ حمد این رویکرد را نشان می‏دهد:

A Tu Sols Servim.

A Tu Sols preguem.

En Tu sols confiem.

Tu sols ens salvaràs.

۴- یکی از ویژگی‌های برجستۀ این اثر آن است که مترجم نظم و ریتم موجود در متن عربی قرآن را به‏خوبی درک کرده و معادل آن‏ها را در زبان کاتالان به‏درستی شناسایی کرده و آن‏ها را در ترجمه به کار گرفته است. با آنکه دو زبان کاتالان و عربی متعلق به دو حوزۀ فرهنگی جداگانه هستند، مترجم تلاش کرده است تا در صورت نیاز، از جنبه‏های موسیقایی زبان‌های یونانی و لاتین که مادر زبان کاتالان هستند، الگو‌برداری کند و معادل‌های مناسب و موزون را برای واژه‌های قرآنی بیابد و با تنوع‏بخشی به دایرۀ واژگانی در ترجمۀ خود، از یکنواختی متن جلوگیری کند.

۵- میکل در ترجمۀ کاتالان قرآن تلاش کرده است تا از متنی مشابه شعر آزاد استفاده کند و حالت موسیقایی متن را تا حد امکان در نظر بگیرد. این حالت به ویژه در رابطه با سوره‏های مکی بیشتر رعایت شده است. این سوره‌ها که نوعاً حالتی موزون دارند، از یک موسیقی مخصوص و منحصر‏به‏فرد برخوردار هستند. همین ویژگی است که متن این کتاب را با تمامی متن‌هایی مشابه که در زبان عربی وجود داشتند، متفاوت کرد؛ به گونه‌ای که متن قرآن با هیچ یک از متون نظم یا نثر عربی مشابهت نداشت؛ از این رو، میکل با درک درست این واقعیت، سعی کرد تا در ترجمۀ قرآن این موضوع را رعایت کند و به گویشوران زبان مقصد کمک کند تا این ویژگی را در متن ترجمه احساس و در فهم قرآن درک کنند.

۶- از نظر میکل، قرآن کتابی ویژه است؛ بر همین اساس، در صورتی که بخواهیم آن را به زبانی دیگر ترجمه کنیم، باید این نکته را در نظر داشته باشیم. به گفتۀ وی، یکی از معیارهای ویژه بودن این کتاب آن است که  قرآن کتابی ادبی است؛ از این رو، باید ترجمۀ آن نیز از همین ویژگی برخوردار و ادبی باشد! در عین حال، قرآن کتابی است که مسلمانان و عرب‏زبانان از گذشته تا کنون هر روز آن را می‏خوانند و از متن ادبی آن دچار دشواری و سختی نمی‏شوند؛ از این رو، در ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان تمام تلاش خود را به کار بسته است تا از تبدیل شدن ترجمه به یک متن عروضی دشوار و پیچیده پیشگیری شود. بدیهی است، بسیاری از ویژگی‌های سبکی زبان اصلی در زبان مقصد قابل بازتولید نیستند. با این همه، مترجم بر آن بوده است تا با یافتن معادل‌های مناسب بخشی جالب توجه از ویژگی‏های ادبی قرآن را به زبان کاتالان منتقل کند؛ به گونه‌ای که گویشوران کاتالان با خواندن ترجمۀ قرآن بدون هیچ واسطه و توضیحی خواهند دانست که این ویژگی در متن اصلی قرآن نیز وجود داشته و متن اصلی نیز به‏راستی متنی ادبی بوده است.

۷- میکل هدف خود را از ترجمۀ قرآن به کاتالان اقدامی پژوهشگرانه، فرهنگی، دانشگاهی و علمی می‏داند؛ بر همین اساس، احترامی ویژه برای اسلام و مسلمانان قائل است و به هیچ روی در صدد تخریب این دین یا تحقیر مسلمانان یا مبارزۀ موزیانه با قرآن برنیامده است. همچنانکه به‏هیچ‏وجه سودای تبلیغ اسلام یا گسترش اندیشه‌های دینی مسلمانان را در سر نمی‏پرورد. وی در این مسیر از روش رافائل کانسینوس آسنس[33] پیروی کرده است. به گفتۀ وی: «هرچند ممکن است چنین اقدامی به گسترش اسلام نیز بینجامد، انگیزۀ من فقط معرفی کتاب مقدس قرآن است. همان‏گونه که ممکن است کسی با ترجمۀ سایر کتب دینی نظیر‌ وداها یا اوستا یا زند، این کتب دینی را معرفی کند» (Mikel, 2001, p. 8).

۸- میکل برای ترجمۀ قرآن از عربی به کاتالان، نسخه‌ای از قرآن را که در سال ۱۳۴۳ق/ ۱۹۲۴م در قاهره به چاپ رسیده است، مبنا قرار داده و در توجیه این اقدام گفته است: «این نسخه در حال حاضر پذیرفته‏‌شده‌ترین چاپ از قرآن به شمار می‏رود»[34]. وی همچنین برای اطمینان از نسخۀ دوزبانۀ - عربی اسپانیولی - قرآن بهره گرفته است که پیش‏تر توسط خولیوکورتس[35] ترجمه شده و در سال ۱۹۸۷م درنیویورک به چاپ رسیده بود. میکل این نسخه‏ها را با نسخه‏ای کهن‌تر از قرآن تطبیق داده است که متعلق به قرن هفدهم میلادی است و در کتابخانه و موزۀ ال‌اسکوریال نگاهداری می‏شود (Mikel, 2001, p. 9).

۹- میکل برای آگاهی از معانی دشوار متن عربی از کتب تفسیری گوناگونی بهره گرفته است. وی در این مسیر هم از تفاسیر سنتی مسلمانان نظیر تفسیر قرطبی[36] و هم از تفاسیری نوین که در ایران به زبان ‌انگلیسی تهیه یا ترجمه شده‏اند و نیز از نکات و توضیحات تفسیری پژوهشگران عرب از جمله صبحی صالح یا دیدگاه‏های قرآن‏پژوهان اسپانیایی نظیر کانسینوس آسّنس، خوان برنت و … استفاده کرده ‌است (Mikel, 2001, p. 14).

۱۰- میکل در اقدامی هوشمندانه، پس از آنکه ترجمۀ قرآن را به پایان رسانده است، پنج‌ پژوهش قرآنی را به انتهای متن افزوده است که هر یک از آن‏ها را می‏توان جداگانه مورد توجه قرار داد و بررسی کرد. این پنج پژوهش به شرح زیر هستند:

  • کتاب‌شناسی اسپانیایی با موضوع شبه‏جزیرۀ عربی، حضرت محمد (ص) و قرآن در حدود ۳۰ صفحه؛
  • قرآن و زندگی مذهبی مسلمانان در حدود ۳۲ صفحه؛
  • تقلیدناپذیری قرآن و ارزش ترجمه از نظر متکلمان مسلمان در حدود ۱۰ صفحه؛
  • ترجمه‏های قرآن به زبان اسپانیولی در حدود ۳۸ صفحه؛
  • مشخات و اصول حاکم بر این ترجمۀ قرآنی از زبان عربی به کاتالان در حدود ۱۰۶ صفحه.

 

  • برندۀ جایزۀ ادبی اسپانیا

ترجمۀ میکل از قرآن کریم به دلیل اهمیتی که در معرفی مهم‏ترین کتاب دینی مسلمانان به جهان کاتالان داشت، بی‏درنگ مورد توجه محافل علمی و جامعۀ دانشگاهی در حوزۀ زبان کاتالان به ویژه شهر تاریخی و فرهنگی بارسلون قرار گرفت و این اقدام ابتکاری و مورد نیاز در سال 2001، یعنی در همان سالی که برای نخستین بار به چاپ رسیده بود، موفق به دریافت جایزۀ ادبی بارسلون شد. این جایزه که یکی از مهم‏ترین جوایز رسمی شهر بارسلون است به کسانی اهدا می‏شود که کاری درخور و تأثیرگذار در حوزۀ زبان کاتالان انجام دهند. این بار، هیئت داوران جایزه، به ریاست نارسیس کمادیرا[37]، شاعر و مترجم برجستۀ کاتالان، تشکیل شد و به اتفاق آراء، جایزۀ ادبی سال 2001م شهر بارسلون را به میکل د اپالسا اهدا کرد. این اقدام همچنین ترجمۀ میکل را در کانون توجه دیگر محافل علمی و فرهنگی در سطح ملی (کشور اسپانیا) و بین‏المللی قرار داد؛ به گونه‏ای که یک سال بعد، یعنی در سال 2002م، جایزۀ ملی اسپانیا در زمینۀ ترجمه نیز به این استاد قرآن‏پژوه اختصاص یافت (Franco-Sánchez, 2007, pp. 21-23). هیأت داوران این جایزه در سال 2002م اعلام کرد: «میکل د اپالسا با انجام ترجمۀ قرآن به کاتالان نقشی مؤثر در ایجاد تفاهم میان مؤمنان مسیحی و مسلمانان ایفا کرده است؛ از این رو، جایزۀ ملی اسپانیا به ترجمۀ وی از قرآن، کتاب دینی مسلمانان، اهدا می‏شود (Molto, 2008). میکل نیز هنگام دریافت این جایزه، دربارۀ چگونگی و چرایی دریافت این جایزه گفت: «انگیزۀ من از انجام این کار آن بود که بتوان اندیشه اسلامی و محتوای قرآن را بدون مسیحی کردن آن ترجمه کرد. در همین حال، بر آن بودم تا نشان دهم اندیشۀ اسلام به عنوان یک تفکر دینی کاملاً شبیه تفکر مسیحیت است و ما باید توجه داشته باشیم این دو دین نزدیک‏ترین ادیان به یکدیگرهستند؛ هرچند برای زندگی در کنار هم با بیشترین دشواری روبه‏رو هستند».

 

  • نتیجه‏ گیری

از آنچه بیان شد می‏توان چنین نتیجه گرفت که با آنکه اروپاییان، بنا بر دلایل و انگیزه‏های گوناگون، از صدها سال پیش به ترجمۀ قرآن به برخی از زبان‏های اروپایی از جمله انگلیسی، فرانسوی، لاتینی و اسپانیولی اقدام کرده بودند، جای ترجمه‏ای علمی و دقیق از قرآن به زبان کاتالان خالی بود؛ از این رو، میکل دِ اپالسا، اسلام‏شناس و قرآن‏پژوه کاتالان، با درک این خلأ و فارغ از هر گونه انگیزۀ سیاسی یا تبلیغی، از حدود ۱۹۹۱م به ترجمۀ قرآن به زبان کاتالان اقدام کرد و این مهم را پس از ده سال پژوهش، در سال۲۰۰۰ به پایان رساند. میکل با اشاره به نبود ترجمه‏ای از قرآن به زبان کاتالان،  چنین گفته است: «تا کنون هیچ ترجمه‏ای از قرآن به زبان کاتالان انجام نشده است که مستقیماً از زبان عربی یا از زبان های دیگر، به صورت کامل یا جزئی، پدید آمده باشد! فقط می‌توانیم به دو ترجمۀ جزئی اشاره کنیم که در قرون وسطی از زبان لاتین به کاتالان انجام شده‏اند؛ اما هر دو نایاب یا ناموجود هستند. وی همچنین دربارۀ اهمیت و ضرورت ترجمۀ قرآن به زبان یادشده می‏گوید: «قرآن کتابی دینی است که زندگی حدود یک میلیارد مسلمان امروزی را هدایت می‌کند و طی چهارده قرن گذشته عامل اصلی پیوند جوامع مسلمان بوده است. هرچند قرآن متنی ادبی است، متنی اجتماعی نیز هست که جنبه‏های اساسی این جوامع و مردمی را روشن می‏کند که در آن‏ها زندگی می کنند. با آنکه قرآن به زبان عربی نوشته شده است، فقط به اعراب و عرب‏زبانان یا حتی مسلمانان و معتقدان به دین اسلام تعلق ندارد».

از بررسی مقدمه و پنج پژوهش قرآنی که میکل در پایان ترجمۀ قرآن آورده است، چنین برمی‏آید که وی معتقد است پیام‌های این کتاب آسمانی خطاب به همۀ بشریت است؛ حتی کسانی که به عربی سخن نمی‏گویند یا اهمیت آن را به عنوان یک زبان بین‏المللی در نمی‏یابند نیز مخاطب قرآن هستند. همین واقعیت است که موجب شده است تا قرآن به بسیاری از زبان‏های دیگر ترجمه شود و بنا بر همین توجیه لازم است به زبان کاتالان نیز ترجمه شود تا گویشوران این زبان با حقیقت و محتوای این کتاب دینی آشنا شوند. ترجمۀ  قرآن به کاتالان دارای ویژگی‌هایی منحصربه‏فرد است که آن را از سایر ترجمه‏های موجود در زبان اسپانیولی و دیگر زبان‏های اروپایی ممتاز کرده است؛ ترجمۀ مستقیم از زبان عربی، تلاش مترجم برای حفظ ریتم، نظم، آهنگ ‌و مضمون آیات، بهره‏گیری از نکات تفسیری کوتاه برای ایجاد فهم بهتر در مخاطب، انجام ترجمه‏ای ادبی و فاخر، افزودن پنج پژوهش دربارۀ قرآن‏شناسی در پایان ترجمه و … از آن جمله‌ هستند.

 

[1] در رابطه با این جنبش (نک: مونتگمری وات، 1371ش، ص63؛ عنان، 1366ش، ج1، صص۲۸۸- 293 و  313- 315؛ نعنعی، 1386ش، ص۲۰۷؛ Provencal, 1986).

[2] پژوهشگران دیدگاه‏هایی گوناگون را دربارۀ علل پیدایش و پیامدهای این رویداد بیان کرده‏اند؛ از آن جمله رافائل آلتامیرا مورخ اسپانیایی است که عامل اصلی آن را گرایش افراطی مستعربان به فرهنگ و ادبیات مسلمانان می‏داند. (نک: Rafael, 1909). همچنین، رینهارت دوزی و فرانسیسکو سیمونت با بیان ماجرای اولوخیو و فلورا، علت و زمینه‏های پیدایش جنبش شهادت‏طلبی و پیامدهای خطرناک آن را بیان کرده‏اند. (نک: Dozy, 1913؛Simonet, 2018).

[3] Mikel de Epalza

[4] Català

[5] Catalunya

[6] Gathia Launia

[7] Goths

[8] بیشتر مطالب این بخش برگرفته از چند دور گفت‏وگوی نگارنده با شادروان میکل د اپالسا است که در زمان حیات ایشان در دانشگاه آلیکانته انجام شد. همچنین، مابقی اطلاعات و داده‏های آن ماحصل گفت‏وگوهای نگارنده با همسر وی، خانم پروفسور ماریا خسوس روبیرا و شماری از شاگردان، دوستان و همکاران پروفسور میکل از جمله دکتر خوسه فراسیسکو کوتییاس، پروفسور فرانسیسکو فرانکو سانچز و پروفسور لوئیس برنابه پونس، پروفسور گرگوریو کانالس، همگی از استادان دانشگاه آلیکانته و پروفسور رافائل رامون گررّو استاد دانشگاه کمپلوتنسه مادرید دربارۀ آن شادروان است. 

[9] Pau

[10] Bilbao

[11] Mallorca

[12] Félix María Pareja

[13] Joan Vernet

[14] Leonor Martínez

[15] Teresa Losad

[16] Julio Samsó

[17] فرانسیسکو مایورکین آنسلم تورمدا، کشیش و متکلم مسیحی، اهل جزیرۀ مایورکا بود. وی که تحت تأثیر اسقفی به نام نیکولاس مرتل به پژوهش دربارۀ اسلام  گرایش یافته بود، به‏تدریج به این دین علاقه‏مند شد و به تونس رفت و به دربار ابوالعباس احمد بن مستنصر پیوست و نزد وی اسلام آورد و نام عبدالله و کنیۀ ابو محمد را برای خود برگزید. عبدالله که در میان مسلمانان با عنوان «الترجمان» شهرت یافته است، بعدها کتابی مهم با عنوان تحفه الاریب فی الرد علی اهل الصلیب در رد مسیحیت نگاشته است (نک: الترجمان، 1408ق/1998، ج1، صص72-79 و نیز نک: Turmeda, 1985, pp. 10-11).

[18] این رساله که در سال 1967 در دانشگاه بارسلون دفاع شده اسـت، چندی بعد توسط آکادمی ملی لینسی به چاپ رسید. نیز در سال 1994 در مادرید بازنشر شد که مشخصات آن بدین گونه است:

 Fray, M. E. (1994). Anselm Turmeda (‘Abdallāh al-Tarŷumān) y su polemica,islamo-cristiana (Edicion, Traduccion y estudio de la Tuhfa). Madrid, ed. Hiperion,

همچنین این رساله با مشخصات زیر در دانشگاه بارسلونا ثبت شده است:

Mikel, de E. (1973). La Tuhfa de Abdallah Al-Taryuman (Fra Anselm Turmeda) [Resumen de la Tesis

presentada para aspirar al Grado de doctor en Filosofia y Letras]. Barcelona, ed. Universidad de Barcelona.

[19] Valecia

[20] Aragon

[21] los Mudejares

[22] los moriscos

[23] Universidad Autonoma de Madrid

[24] Universidad Complutense de Madrid

[25] Maria Jesus Rubiera Mata

[26] Universidad de Alicate

[27] Juan de Segovia

[28] Robert of Ketton

رابرت کتونی زبان‏دان، مورخ، جغرافی‏دان و اخترشناس انگلیسی است که در سدۀ دوازدهم برای یافتن نسخ خطی به شمال اسپانیا آمده بود. آوازۀ زبان‏دانی وی به گوش پیتر مقدس یا پیتر جلیل، رئیس و اسقف بزرگ دیر کلونی، رسید. پیتر از وی خواست تا قرآن را برای او و دیگر ساکنان دیر به زبات لاتینی ترجمه کند و کتونی چنین کرد. اگرچه این ترجمه از نظر محتوا، نگرش و رویکرد دارای اشکالات فراوان بود و بعدها مورد انتقاد قرار گرفت، راه را برای ترجمه‏های بعدی به زبان‏های گوناگون اروپایی باز کرد (نک: Kritzeck, 1955, pp. 309-310).

[29] Segovia

سگویا شهری در ایالت خودمختار کاستیا و لئون و مرکز استان سگویا است که در دامنۀ سلسله‏جبال مرکزی اسپانیا و در کرانۀ رود ارسما قرار گرفته است. این شهر به دلیل بهره‏مندی از آثار تاریخی و باستانی مهم از جمله یک کانال عظیم و طولانی آب‏رسانی که به سبک رومی ساخته شده و یک کلیسای جامع که بر اساس سبک گوتیگ پدید آمده است و قلعه‏هایی مانند سیندرلا والت دیزنی از شهرت جهانی برخوردار است. مسلمانان این شهر را شقوبیه می‏نامیدند (نک: Provencal, 1997, p. 255).  

[30] Savoy

[31] Lopes Morillas

[32] Toledo

[33] Rafael Cansinos Assens

رافائل کانسینوس آسنس، متوفی سال 1964م ، شاعر و نویسندۀ اسپانیایی، نخستین کسی است که قرآن را مستقیماً از عربی به اسپانیولی ترجمه کرد.

[34] Idem

[35] Julio Cortes

[36] ابو عبدالله محمد بن احمد قرطبی اندلسی از فقیهان بزرگ مالکی که احتمالاً در حدود 600 ق در قرطبه زاده شده و در سال 671 ق درگذشته است. وی آثاری فراوان دربارۀ فقه، حدیث، کلام و تفسیر نگاشته است که تفسیر او با عنوان «الجامع لاحکام القرآن» از شهرتی فراوان برخوردار است (نک. صفدی، 1420ق/2000م، ج2، ص87؛ سیوطی، 1396ق، ص92؛ البابانی البغدادی، 1951م، ج2، ص129). همچنین، دربارۀ روش تفسیری قرطبی (نک. ابن خلدون، 1408ق/ 1998م، ج 1، ص555).

[37] Narcis Comadira

Ibn Khaldun, Abd al-Rahman. (AH 1408 / AD 1998). The Muqaddimah of Ibn Khaldun. Dar al-Fikr, Beirut.

Al-Babani al-Baghdadi, Isma'il ibn Muhammad. (1951). Gift of the Gnostics: Names of Authors and Their Works. Published under the supervision of the Noble Directorate of Knowledge at its Bahiyyah Press, Istanbul.

Al-Tarjumān, Abdullah. (AH 1408 / AD 1998). Tuhfat al-Arīb fī al-Radd ʿalā Ahl al-Ṣalīb (Edited by Umar Wafiq Da‘uq). Beirut.

Rahmati, Mohammad Kazem. (2003 [1382 SH]). Quran Translation, in The Encyclopedia of the World of Islam (under the supervision of Gholam-Ali Haddad-Adel). Tehran.

Suyuti, Jalal al-Din. (AH 1396). Tabaqat al-Mufassirin al-‘Ishrin. Maktabat Wahbah, Cairo.

Al-Safadi, Salah al-Din. (AH 1420 / AD 2000). Al-

Anan, Muhammad Abdullah. (1987 [1366 SH]). History of the Islamic State in Andalusia (Translated by Abdul-Mohammad Ayati; First Edition). Kayhan Publishing, Tehran.

Montgomery Watt. (1992 [1371 SH]). Islamic Spain (Translated by Mohammad Ali Talaqani; Second Edition). Yalda Publishing, Tehran.

Na‘na‘i, Abd al-Majid. (2007 [1386 SH]). The Umayyad State in Andalusia (Translated by Mohammad Sepehri). Research Institute for Hawza and University, Qom.

Burke, U. R. (1900). A History of Spain From the Earliest Time to Death of Ferdinand the Catholic. Longmans, Green.

Dozy, R. (1913). A History of the Moslems in Spain (Translated with a biographical introduction and additional notes by F. Griffin). Chatto & Windus, London.

Franco-Sánchez, F. (2007). Mikel de Epalsa Ferrer Indice Historico Espanol. Universidad de Barcelona.

Kritzeck, J. (1955). Robert of ketton`s translation of the Quran. In Christian-Muslim Relations. A Bibliographical History (Vol. 3; pp. 1050-1200). https://brill.com/view/title/19704

Maximiano, G. V. (1967). Historia del nacionalismo Catalan (Vol 1). Universidad de California.

Molto, E. (2008). Mikel de Epalza, arabista, tradujo el Corán al catalán. El Pais, Madrid.

Morillas, C. L. (1999). lost and found, Yca of Segovia and the Quran among the Mudegars and Moriscos. Journal of Islamic Studies, 24(2), 199–201. https://doi.org/10.1093/jis/ett026

Mikel, de E. (2001). L'Alcora. Proa, Barcelona.

Pardilla, M. A. (2011). Informe sobre la situació de la llengua catalana, Xarax Cruscat.

Provencal, L. (1997). Shakubiya. In Encyclopaedia of Islam. Leiden.

Provencal, L. (1986). Al- Andalus. In Encyclopaedia of Islam. Leiden

Rafael, A. (1909). Historian de España y de la Civilizasion Española. Barcelona, Herederos de Juan Gili.

Simonet,  F. J. (2018). Historia de los Mozárabes en Epaña. Almuzarra, Madrid.

Turmeda, A. T. (1985). Escriptors de les Illes Balears (P. de Mallorca, Ed.). Universitat de les Illes Balears, Govern Balear.

ابن خلدون، عبدالرحمن. (1408ق/ 1998م). مقدمۀ تاریخ ابن خلدون. دارالفکر، بیروت.
البابانی البغدادی، اسماعیل بن محمد. (1951م). هدیة العارفین أسماء المؤلفین وآثار المصنفین. طبع بعنایة وکالة المعارف الجلیلة فی مطبعتها البهیة، استانبول.
الترجمان، عبدالله. (1408ق/1998). تحفه الاریب فی الرد علی اهل الصلیب (به کوشش عمر وفیق داعوق). بیروت.
رحمتی، محمد کاظم. (1382ش). ترجمۀ قرآن در دانشنامۀ جهان اسلام (تحت نظر غلامعلی حداد عادل). تهران.
سیوطی، جلال الدین. (1396ق). طبقات المفسرین العشرین. مکتبه وهبه، القاهره.
صفدی، صلاح الدین. (1420ق/2000م). الوافی بالوفیات. دارالاحیاء التراث، بیروت.
عنان، محمد عبدالله. (1366ش). تاریخ دولت اسلامی در اندلس (عبدالمحمد آیتی، مترجم؛ چاپ اول). انتشارات کیهان، تهران.
مونتگمری، وات. (1371ش). اسپانیای اسلامی (محمد علی طالقانی، مترجم؛ چاپ دوم). نشر یلدا، تهران.
نعنعی، عبدالمجید. (1386ش). دولت امویان در اندلس محمد سپهری، مترجم). پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم.
Burke, U. R. (1900). A History of Spain From the Earliest Time to Death of Ferdinand the Catholic. Longmans, Green.
Dozy, R. (1913). A History of the Moslems in Spain (Translated with a biographical introduction and additional notes by F. Griffin). Chatto & Windus, London.
Franco-Sánchez, F. (2007). Mikel de Epalsa Ferrer Indice Historico Espanol. Universidad de Barcelona.
Kritzeck, J. (1955). Robert of ketton`s translation of the Quran. In Christian-Muslim Relations. A Bibliographical History (Vol. 3; pp. 1050-1200). https://brill.com/view/title/19704
Maximiano, G. V. (1967). Historia del nacionalismo Catalan (Vol 1). Universidad de California.
Molto, E. (2008). Mikel de Epalza, arabista, tradujo el Corán al catalán. El Pais, Madrid.
Morillas, C. L. (1999). lost and found, Yca of Segovia and the Quran among the Mudegars and Moriscos. Journal of Islamic Studies, 24(2), 199–201. https://doi.org/10.1093/jis/ett026
Mikel, de E. (2001). L'Alcora. Proa, Barcelona.
Pardilla, M. A. (2011). Informe sobre la situació de la llengua catalana, Xarax Cruscat.
Provencal, L. (1997). Shakubiya. In Encyclopaedia of Islam. Leiden.
Provencal, L. (1986). Al- Andalus. In Encyclopaedia of Islam. Leiden
Rafael, A. (1909). Historian de España y de la Civilizasion Española. Barcelona, Herederos de Juan Gili.
Simonet,  F. J. (2018). Historia de los Mozárabes en Epaña. Almuzarra, Madrid.
Turmeda, A. T. (1985). Escriptors de les Illes Balears (P. de Mallorca, Ed.). Universitat de les Illes Balears, Govern Balear.