نوع مقاله : مقاله پژوهشی فارسی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران
2 استادیار گروه مترجمی زبان عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
1ـ طرح مسأله
چندمعنایی به قابلیت یک واژه برای انتقال بیش از یک معنا در متن اشاره دارد؛ بنابراین، مسألۀ ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم در نقطۀ تلاقی دو عرصۀ حساس قرار گرفته است: نخست، جایگاه تعیینکنندۀ معنا در فرایند ترجمه؛ و دوم، ماهیت تأویلی متنی که خود به طور ساختاری حامل لایههای متعدد معنایی است. از آنجا که هر ترجمه در واقع کوششی برای آشکارکردن معناست، هرمنوتیک[1]، به ویژه در قالب الگوی استاینر[2]، ابزاری ضروری برای واکاوی کیفیت این آشکارسازی محسوب میشود. این ضرورت زمانی برجستهتر میشود که روشن شود ترجمۀ قرآن، به دلیل حضور گستردۀ واژگان چندمعنایی، نه فقط انتقال لفظی معنا را بر مترجم تحمیل نمیکند، بلکه او را به مشارکت فعال در فرایند معناکاوی فرامیخواند. به همین دلیل، تحلیل ترجمه بدون توجه به سازوکارهای هرمنوتیکی، به ویژه اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران، نمیتواند ارزیابی دقیقی از فرایند شکلگیری معنا در متن مقصد ارائه دهد.
بُعد دیگر مسأله اختلافنظر گسترده میان مترجمان است. بررسی موردی و تطبیقی ترجمههای انجامشده از واژگان چندمعنایی قرآن کریم، بر اساس الگوی استاینر، نشان داد مترجمان در مواجهه با این واژگان، رویکردی همسان، برنامهمحور و نظریهمند نداشتهاند و بازنمایی معنا در ترجمهها بیشتر تحت تأثیر انتخابهای فردی، احساس اطمینان یا تردید نسبت به معنای اولیه و میزان توانایی مترجم در ورود فعال به متن و استخراج معنا بوده است. این ناهمگونی در رفتار ترجمهای آشکار میکند که ترجمۀ قرآن گاهی فراتر از بدلسازی لفظی است؛ از این رو، تحلیل دقیق رفتار هر مترجم، با توجه به ماهیت تأویلی ترجمه، ضروری به نظر میرسد تا به این وسیله، سازوکارهای ظریف انتقال معنا بهدرستی درک شوند.
تفاوتهای ترجمهای، از اعتماد کامل به معنای قاموسی تا کاوشهای گسترده و جسورانه در معنای واژگان، نشان میدهد چندمعنایی فقط یک ویژگی زبانی نیست، بلکه بازتاب برداشتهای اعتقادی و تفسیری مترجمان نیز هست. این تفاوتها زمانی روشنتر میشود که مترجم بین معنای ظاهری و لایههای عمیقتر معنایی قرار میگیرد. در چنین مواقعی، گاهی مترجم از انتخاب قطعی یکی از این دو سطح خودداری میکند و به تلفیق معنای اولیه و ثانویه روی میآورد؛ وضعیتی که میتوان آن را نشانهای از نگرشهای اعتقادی و تفسیری وی دانست. از زاویهای دیگر، میتوان گفت مترجم در مواجهه با متن مقدس باید همزمان به وفاداری به معنای متعارف و حساسیت نسبت به پیامدهای انتخابهای معنایی خود بیندیشد؛ این نگرانیها او را به بازنمایی همزمان چندسطح معنایی تشویق میکند.
با این وصف، پژوهش حاضر درصدد است تا با تمرکز بر واژگان چندمعنایی و تحلیل رفتار مترجمان در چارچوب الگوی استاینر، زمینۀ بازخوانی ترجمهها را از سطح «چه ترجمه شده است» به سطح «چگونه ترجمه شده است» فراهم کند. این تغییر در سطح تحلیل نه فقط هستۀ اصلی مسأله است، بلکه ضرورت انجام مطالعۀ حاضر را نیز توضیح میدهد. در این راستا، پرسش پژوهش به شکل زیر مطرح میشود: ترجمههای انجامشده از واژگان چندمعنایی قرآن کریم بر اساس الگوی استاینر تا چه اندازه روشمند و برنامهریزیشده بودهاند؟
برای پاسخ به پرسش پژوهش و تحلیل دقیق فرایند ترجمۀ واژگان چندمعنایی، لازم است همزمان با انتخاب مترجمان، مجموعهای از واژگان قرآن کریم مشخص و ابعاد معنایی آنها شناسایی شوند. این گام امکان بررسی نظاممند رفتار مترجمان در انتخاب معنا، نحوۀ مواجهه با چندمعنایی و اتخاذ راهبردهای مختلف ترجمه را فراهم میآورد. در مرحلۀ بعد، با تعیین وجوه معنایی هر واژه و توجه به وجه مدنظر در هر مورد، میتوان الگوهای ترجمهای را تحلیل کرد؛ یعنی نقاطی را شناسایی کرد که ترجمهها با اعتماد به معنای اولیه، تردید در انتخاب معنا یا گرایش به معنای ثانویه همراه بودهاند. بر این اساس، مترجمان مدنظر، واژگان منتخب، تعداد وجوه معنایی هر یک و وجه معنایی مدنظر در پژوهش حاضر عبارتاند از:
(الف) فهرست مترجمان: (1) سیدکاظم ارفع (1381)، (2) حسین استادولی (1391)، (3) محمود اشرفی تبریزی (1388)، (4) مهدی الهی قمشهای (1380)، (5) حسین انصاریان (1383)، (6) کاظم پورجوادی (1372)، (7) شهاب تشکری آرانی (1383)، (8) غلامعلی حدادعادل (1390)، (9) علیاصغر حلبی (1380)، (10) محمد خواجوی (1388)، (11) محمدعلی رضایی اصفهانی (1383)، (12) زینالعابدین رهنما (1354)، (13) رضا سراج (1390)، (14) ابوالحسن شعرانی (1374)، (15) طاهره صفارزاده (1384)، (16) سید محمدرضا صفوی (1388)، (17) محمود صلواتی (1387)، (18) جلالالدین فارسی (1369)، (19) سید علینقی فیضالاسلام اصفهانی (1378)، (20) سید جلالالدین مجتبوی (1379)، (21) علی مشکینی اردبیلی (1381)، (22) عباس مصباحزاده (1380)، (23) محمدکاظم معزی (1372)، (24) ناصر مکارم شیرازی (1373)، (25) ابوالفضل رشیدالدین میبدی (1388)، (26) محمد یزدی (1386). در تهیۀ این فهرست، عواملی همچون روش ترجمه، سبک ترجمه و دورههای تاریخی نقش مهمی داشتهاند. روش ترجمه میتواند بر دقت و نحوۀ انتقال مفاهیم اثر بگذارد، در حالی که سبک ترجمه بر روانی و زیبایی متن تأثیرگذار است. علاوه بر این، دورۀ تاریخی هر ترجمه نیز میتواند بازتابدهندۀ شرایط فرهنگی و فکری زمان خود باشد و در انتخاب واژگان و شیوۀ بیان نقش داشته باشد.
(ب) فهرست واژگان همراه با توضیحات تکمیلی: (1) «الإتیان»، شانزده وجه معنایی: نزدیکشدن، رسیدن، از بیخ برکندن، عذاب، فراهمآمدن، نزدیکیکردن، عمل، اقرار و اطاعتکردن، آفرینش، آمدن، ظهوریافتن، واردشدن، گذشتن، فرستادن، ناگهانی، فرودآمدن (دامغانی، 1398، ص35)؛ (2) «البَخْس»، دو وجه معنایی: حرام، نقصان (دامغانی، 1398، ص63)؛ (3) «الثَّمَرَات»، چهار وجه معنایی: مال، میوه، فرزندان کوچک، روزی زنبور عسل از گلها (دامغانی، 1398، ص81)؛ (4) «الدِّین»، پنج وجه معنایی: توحید، حساب، حکم [= قانون]، دین، ملت (دامغانی، 1398، ص127)؛ (5) «الرَّحْمَة»، چهارده وجه معنایی: اسلام، جنت، باران، نبوت، نعمت، قرآن، رزق، نصر و فتح، عافیت، مودت، ایمان، توفیق، عیسی علیه السلام، محمد صلّ اللّه علیه وآله وسلّم (دامغانی، 1398، ص141)؛ (6) «السِّرَاج»، دو وجه معنایی: خورشید، محمد صلّ اللّه علیه وآله وسلّم (دامغانی، 1398، ص161)؛ (7) «السَّمَاء»، پنج وجه معنایی: سقف، ابر، باران، آسمان، آسمان بهشت و دوزخ (دامغانی، 1398، ص169)؛ (8) «المِصْباح»، دو وجه معنایی: ستاره، چراغ (دامغانی، 1398، ص183)؛ (9) «الصَّبْر»، پنج وجه معنایی: روزه، جرئت، اصرار، رضا، صبر (دامغانی، 1398، ص183)؛ (10) «الصَّاحِب»، هشت وجه معنایی: ساکن، قوم، رفیق، النبی صلّ اللّه علیه وآله وسلّم، برادر، زن، پاسبان، پدر و مادر (دامغانی، 1398، ص184)؛ (11) «طرق»، سه وجه معنایی: راه، آسمان، گرایشهای مختلف (دامغانی، 1398، ص197)؛ (12) «الطَّائِر»، نه وجه معنایی: سختی و رفاه، کتاب، پرنده، هدهد، خفاش، پرندۀ ابابیل، انواع پرندهها [= طاووس، خروس، کلاغ، مرغابی]، دیگر پرندهها، مرغ و دراج (دامغانی، 1398، ص203)؛ (13) «عرض»، شش وجه معنایی: وسعت، عرضهکردن، راندن، غنیمت، ناپایدار، علت (دامغانی، 1398، ص212)؛ (14) «غشی»، هفت وجه معنایی: پوشش و پرده، قیامت، عذاب، سوارشدن و انباشتهشدن، بالارفتن، فراگرفتن، تاریکشدن (دامغانی، 1398، ص223)؛ (15) «الْقَصْر»، شش وجه معنایی: نگهداشتن، کوتاهکردن، کاخ ساختهشده، ریشههای درخت خرما و دیگر درختان، نقص، پایان (دامغانی، 1398، ص248)؛ (16) «القَلْب»، سه وجه معنایی: عقل، دیدگاه، قلب (دامغانی، 1398، ص252)؛ (17) «الکَنْز»، دو وجه معنایی: مال، کتاب (دامغانی، 1398، ص264)؛ (18) «نذر»، پنج وجه معنایی: اخطار، خبر، پیامبران، پیری، نذر (دامغانی، 1398، ص289)؛ (19) «النُّور»، ده وجه معنایی: دین اسلام، ایمان، هدایتکننده، پیامبر صلّ اللّه علیه وآله وسلّم، روشنایی روز، روشنایی ماه، روشنایی مؤمنان بر پل صراط، بیان حلال و حرام در تورات، بیان حلال و حرام در قرآن، عدالت (دامغانی، 1398، ص297)؛ (20) «الیَد»، چهار وجه معنایی: فعل، قدرت، بخشیدن، دست (دامغانی، 1398، ص317).[3] در تهیۀ این فهرست، به تنوع تعداد معانی واژگان توجه شده است.
بر اساس چارچوبی که توضیح داده شد، پژوهش حاضر ترسیم ساختاری دقیق از الگوهای انتخاب معنا در واژگان تحت بررسی را ارائه خواهد داد؛ ساختاری که مشخص میکند کدام واژهها ترجمهپذیرتر، کدامها تأویلپذیرتر و کدامها مستعد بروز تردید و تلفیق معنایی هستند، و همچنین، کدام واژهها به اتخاذ راهبردهای محافظهکارانه نیاز دارند. در واقع، این مطالعه خلأ پژوهشهای گذشته در تحلیل نظاممند راهبردهای انتخاب معنا و تفاوتهای ترجمهای میان مترجمان قرآن کریم در ارتباط با واژگان چندمعنایی را آشکار میکند. این خلأ در پژوهش حاضر با استفاده از الگوی هرمنوتیکی استاینر و بر اساس چهار مرحلۀ کلیدی اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران برطرف میشود. به این ترتیب، مطالعۀ حاضر چارچوبی منسجم برای درک پیچیدگیهای ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم ارائه میدهد و در عین حال، امکان بازاندیشی در ترجمهها و راهبردهای مترجمان را فراهم میآورد.
1ـ1ـ پیشینۀ پژوهش
(الف) نظری:
هرمنوتیک معاصر نقشی تعیینکننده در میل و اشتیاق به ترجمه ایفا میکند، زیرا هرمنوتیک ترجمه را یک ظهور کاملاً زبانی و فضایی مناسب برای خلق معنا میداند. گادامر[4] (1900-2002) و ریکور[5] (1913-2005) به عنوان نمایندگان اصلی هرمنوتیک شناخته میشوند و آثارشان در بحثها و گفتوگوهای فلسفی به عنوان مراجع اصلی مطرح است. این دو فیلسوف هرمنوت به مباحث مربوط به ترجمه علاقه نشان دادند و از دوگانۀ وفاداری به متن/ آزادی در ترجمه، و هویت/ تفاوت فاصله گرفتند که بیانگر اندیشههای سنتی در این زمینه است. هدف آنها فقط روشنکردن ارتباط بین متن اصلی و ترجمه و بین معنای زبانشناسی یا معناشناسی، و تأویل است. گادامر و ریکور معتقد بودند ترجمه در دیالوگ، خود را به گونهای کامل محقق میکند و پیوسته میتواند خود را با تردید و عدم تعین احیا کند؛ یعنی مترجم از افق تاریخی و فرهنگی خود به بعد، دست به یک تبادل پویا با اثری که قرار است تأویلش کند، میزند و سعی میکند آن را به خود و معاصرانش نزدیک کند، و به این ترتیب، به طرزی اجتنابناپذیر در خلق معنا، به ویژه در حوزههای مستعد چندمعنایی، مشارکت فعال داشته باشد (بابکمعین، 1392، صص104-105) و هم اینکه ممکن است به هر دلیل در تشخیص ابعاد معنایی یک واژۀ خاص با توجه به بافت متن ناتوان ظاهر شود که نتیجهاش تخریب ارتباط بین متن اصلی، ترجمه و خوانندگان خواهد بود. با این حال، این کتاب بسیار تأثیرگذار استاینر با عنوان پس از بابل[6] بود که کتاب مرجع کلیدی هرمنوتیک ترجمه شد (ماندی[7]، 1394، ص313). استاینر رویکرد هرمنوتیک را «تفحص در آنچه به معنای ادراک سخن شفاهی یا مکتوب است و نیز کوشش برای تشخیص این فرایند در چارچوب مدلی کلی از معنا» تعریف میکند (Steiner, 1998, p. 249).
(ب) تجربی:
خیرجوی و علیمردی (1395) در مقالۀ «مبانی نظری فهم قرآن از نظر علامه طباطبائی (ره) و مقایسۀ آن با آرای کلادنیوس، شلایر ماخر و هیرش از هرمنوتیستهای کلاسیک» اشاره کردهاند علامه برای درک قرآن، هرمنوتیک ویژۀ به خود را دارد. هرمنوتیک یادشده با هرمنوتیک کلاسیک در اهمیت کاربست فهم مقصود مؤلف به منظور کشف معنای متن، سازگاری دارد. برخی از مبانی هرمنوتیک علامه عبارتاند از: هدف از فهم قرآن، فهم مراد خداوند است؛ قرآن معنای معین و قابل فهم دارد؛ با یک فهم متعارف، نمیتوان محتوا و مدلول قرآن را درک کرد؛ کاربست روش شارعان در فهم قرآن ضروری است؛ معنای لفظی و باطنی در طول هم و هر دو مراد خداوند هستند.
احمدیان و حسینیزاده (1400) در مقالۀ «واکاوی و تحلیل دیدگاه آیتالله جوادی آملی در خصوص امکان و جواز وقوع چندمعنایی در قرآن» اشاره کردهاند آیتالله جوادی اصل وقوع چندمعنایی در قرآن را به این دلیل که مبدأ قرآن خداوند است و خداوند هیچ محدودیتی در علم و اراده ندارد و نیز به این دلیل که مخاطب اصلی قرآن پیامبر (ص) است که هیچ محدودیتی در فهم معانی ندارد، پذیرفته و ثابت کرده است. به این ترتیب، دلایل مخالفان وقوع اصل چندمعنایی که بر محدودیت الفاظ، محدودیت ارادۀ متکلم و نیز محدودیت درک و فهم مخاطب تأکید میکنند، از دیدگاه آیتالله جوادی بیاعتبار است.
هاشمی و همکاران (1402) در مقالۀ «کاربست چندمعنایی واژگان قرآنی در ترجمههای فارسی (مطالعۀ موردی سورۀ آل عمران در ترجمههای قرن اول تا نهم)» اشاره کردهاند باور و اهتمام مترجمان و مفسران متقدم به اصل چندمعنایی در ترجمۀ واژگان سورۀ آل عمران مشهود است؛ زبان فارسی کهن نیز به قدری توانمند بوده که توانسته است با برساختههای ناب پارسی، بهخوبی از عهدۀ ترجمۀ کلام وحی برآید؛ در نهایت، اینکه کاربست اصل چندمعنایی در ترجمه دستیابی به لایههای معنایی آیات را امکانپذیر کرده است.
نوآوریهای پژوهش حاضر، به طور خلاصه، عبارتاند از: (1) استفاده از الگوی هرمنوتیکی استاینر: الگوی یادشده به منظور تحلیل تطبیقی ترجمههای واژگان چندمعنایی قرآن کریم برای نخستین بار در پژوهش حاضر به کار رفته است. این الگو با تأکید بر تعامل مترجم با متن و فرایندهای تفسیری، رویکردی جامعتر و عمیقتر به ترجمۀ قرآن ارائه میدهد؛ (2) تحلیل دقیق فرایند انتخاب معانی: پژوهش با تحلیل مراحل اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران از الگوی چهارمرحلهای استاینر، فرایند انتخاب معنای واژگان در ترجمههای قرآن را بررسی کرده است. این روش به طور نظاممند تأثیر هر یک از مراحل بر انتخاب معانی واژگان و تفاوتهای ترجمهها را شفاف میکند؛ (3) شفافسازی چالشهای ترجمۀ واژگان چندمعنایی: پژوهش با تحلیل نظاممند واژگان چندمعنایی، چالشهای ترجمۀ این واژگان را شفاف کرده و نشان داده است که چگونه انتخابهای معنایی مترجمان میتواند به تفاوتهای عمیق در ترجمهها منجر شود؛ (4) پیشنهاد کاربست رویکردهای نوین در ترجمۀ قرآن: پژوهش برای بهبود ترجمههای واژگان چندمعنایی و انتقال مؤثرتر مفاهیم قرآن بر لزوم استفاده از روشهای علمیتر و چارچوبهای تحلیلی دقیقتر تأکید دارد. این نوآوریها توضیح میدهند پژوهش حاضر گامی مؤثر در بهبود روشهای ترجمۀ قرآن و تحلیل دقیقتر چالشها و پیچیدگیهای آن است.
2ـ الگوی پژوهش
الگوی مورد اعتماد در پژوهش حاضر برگرفته از کتاب تأثیرگذار جورج استاینر با عنوان پس از بابل است. کتاب یادشده مرجع کلیدی هرمنوتیک ترجمه است (ماندی، 1394، ص313). توصیف استاینر از هرمنوتیک ترجمه، «عمل استنباط و انتقال اختصاصی معنا» (Steiner, 1998, p. 312) مبتنی بر تعریف ترجمه نه به عنوان یک علم، بلکه به عنوان «هنری ظریف» است که ظرافتهایی «فراوان اما غیرنظاممند» دارد (Steiner, 1998, p. 311). جنبش هرمنوتیک که مبنای توضیحات استاینر را تشکیل میدهد، دربرگیرندۀ چهار حرکت است: (1) اعتماد اولیه[8]: باور به اینکه چیزی در متن مبدأ وجود دارد؛ (2) تهاجم و ورود[9]: مترجم متن مبدأ را میشکافد و معنا را میگیرد؛ (3) ادغام/ تجسم[10]: همانندسازی معنای متن مبدأ در متن مقصد ممکن است به عدم توازن منجر شود؛ (4) جبران[11]: توازن بازیابی میشود و متن مبدأ با ترجمه ارتقا مییابد (Steiner, 1998, p. 312-435).
الگوی هرمنوتیکی استاینر در ترجمه بر فرایند پیچیده و پویای تعامل مترجم با متن تأکید دارد و به طور خاص بر جنبههای کاربردی و عملی این فرایند در دنیای واقعی تمرکز میکند. این رویکرد، برخلاف بسیاری از نظریهها که ترجمه را عمدتاً به عنوان یک عمل زبانی در نظر میگیرند، ترجمه را به عنوان فعالیتی میانفرهنگی و معنایی میداند که در آن مترجم باید به صورت فعال با متن مبدأ درگیر شود و معنا را به شکلی مؤثر به زبان و فرهنگ مقصد منتقل کند. الگوی هرمنوتیکی استاینر از آنجا که در عمل توجهی ویژه به چالشهای واقعی مترجم دارد، میتواند ابزاری مفید برای ترجمههای دقیق، غنی و فرهنگی باشد.
در توضیح اولین وجه کاربردی این الگو باید اشاره کرد که استاینر ترجمه را فرایندی پویا و غیرمکانیکی میداند که از مترجم میخواهد تا نه فقط معانی واژگانی، بلکه لایههای معنایی پیچیدهتر متن مبدأ را شناسایی و در بافت مقصد بازسازی کند. این فرایند به ویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که مترجم با متونی روبهرو است که از لحاظ زبانی و فرهنگی تفاوتهای عمدهای با زبان مقصد دارند. در چنین مواقعی، مترجم نمیتواند بهسادگی از روشهای مستقیم و تحتاللفظی استفاده کند، بلکه باید توانایی انعطافپذیری و تفسیری را در خود پرورش دهد که به او این امکان را میدهد تا معنای متن مبدأ را در بافت زبان و فرهنگ مقصد به طور مؤثر بازنمایی کند. این نگاه از آن نظر کاربردی است که در فرایندهای ترجمه و در رویارویی با انواع مختلف متون، پاسخگوی نیازهای مترجم برای مواجهه با تفاوتهای زبانی و فرهنگی است.
دومین جنبۀ کاربردی این نظریه در تعاملیبودن آن با فرهنگهای مختلف آشکار میشود. ترجمه به طور طبیعی یک فعالیت میانفرهنگی است، زیرا مترجم همزمان با دو فرهنگ مبدأ و مقصد درگیر است. الگوی استاینر با تأکید بر تعامل میان فرهنگها، از مترجم میخواهد تا آگاهانه و با دقت، مفاهیم و معانی متن مبدأ را شناسایی و آنها را در فرهنگ مقصد بازآفرینی کند. این امر به ویژه در ترجمههای فرهنگی، ادبی و فلسفی اهمیت زیادی پیدا میکند، زیرا در این متون، زبان و فرهنگ مبدأ نقشی مهم در شکلدهی به معنای متن دارند. به همین دلیل، مترجم باید توانایی تفسیری و نیز درک عمیق از تفاوتهای فرهنگی را داشته باشد تا بتواند ترجمهای دقیق و کارآمد ارائه دهد.
یکی دیگر از ویژگیهای کلیدی و کاربردی این الگو آن است که استاینر به فرایند ترجمه به عنوان یک عمل مسئولانه و اخلاقی نگاه میکند. او معتقد است مترجم نه فقط باید به معنای اصلی متن وفادار بماند، بلکه باید با توجه به موقعیت فرهنگی و زبانی مقصد، معنای متن را به طور مؤثر منتقل کند. این مسئولیتپذیری در واقع از مترجم میخواهد تا نه فقط به زبانشناسی توجه کند، بلکه به جنبههای فرهنگی و اجتماعی متن نیز توجه ویژه داشته باشد و در نتیجه، فرایند ترجمه را به عنوان یک عمل آگاهانه و با مسئولیت ببیند.
در مجموع، الگوی هرمنوتیکی استاینر در ترجمه، به دلیل تأکید آن بر تعامل میان زبانها و فرهنگها، به شکل مؤثر در حل چالشهای واقعی مترجمان در دنیای عملی و درگیر با تفاوتهای زبانی و فرهنگی کاربرد دارد. این الگو به مترجمان کمک میکند تا در فرایند ترجمه نه فقط به انتقال واژگانی، بلکه به انتقال لایههای معنایی و فرهنگی متن نیز توجه کنند. در نتیجه، میتوان گفت این رویکرد به طور خاص به مترجمان امکان میدهد تا در مواجهه با پیچیدگیهای ترجمه، همزمان هم به وفاداری به متن مبدأ و هم به انطباق آن با زبان مقصد توجه داشته باشند.
2ـ1ـ اعتماد اولیه
در چارچوب اعتماد اولیه (Steiner, 1998, pp. 312-313) نخستین حرکت مترجم «داشتن عقیده» است؛ عقیده و اعتماد به اینکه چیزی در متن مبدأ هست که میتوان آن را درک کرد. استاینر این مؤلفه را اساس نگاه نمادین بشر به جهان میداند. در رابطه با ترجمه نیز مترجم متن مبدأ را نماد چیزی در جهان تلقی میکند؛ چیزی منسجم که میتوان آن را ترجمه کرد، حتی اگر معنای آن در نگاه اول آشکار نباشد (ماندی، 1394، صص314-315). ظاهراً متن اصلی عالیتر از آن است که بشود به دست ترجمه سپرد. مترجم در این مرحله ممکن است ترجمههای تحتاللفظی اسفباری ارائه دهد، زیرا واژگان زبان مبدأ در زنجیرۀ اصلی خود بینقصتر از آن هستند که بشود آنها را بهزور به محیط زبان مقصد وارد کرد (بیکر و سالدینا[12]، 1396، ص408).
2ـ2ـ تهاجم
تهاجم (Steiner, 1998, pp. 313-314) حرکتی «هجومی ... استخراجی ... و پیشرونده» است. استاینر اساس این نگرش که ادراک ماهیت «اختصاصی» و «خشن» دارد را از هایدگر برگرفته است. وی با یادآوری این استعارۀ سنت جروم که معنا اسیر مترجم است، درک مترجم از متن مبدأ را اینگونه به تصویر میکشد (ماندی، 1394، ص315): «مترجم هجوم میبرد، استخراج میکند و به خانه میآورد. این تشبیه به معدن روبازی میماند که شکافی در زمین ایجاد کرده است» (Steiner, 1998, p. 314).
2ـ3ـ ادغام
ادغام (Steiner, 1998, pp. 314-316) به این موضوع اشاره دارد که مترجم چگونه در حرکت دوم معنای متن مبدأ را استخراج میکند و به زبان مقصد میآورد که مملو از واژهها و معناهای خود است. همانندسازیهای مختلفی ممکن است اتفاق بیفتد؛ استاینر معتقد است دو قطب این همانندسازیها یا «بومیسازی کامل» است که طی آن متن مقصد کاملاً جای خود را بین آثار معتبر زبان مقصد تثبیت میکند؛ یا «غرابت و به حاشیهراندگی همیشگی» (ماندی، 1394، ص316). فقط عمل جبران، یعنی حرکت چهارم است که میتواند تعادل را برگرداند (ماندی، 1394، ص317).
2ـ4ـ جبران
عدم تعادل ناشی از جاریشدن انرژی از متن مبدأ به درون متن مقصد است (ماندی، 1394، ص318) تا اندازهای که میتواند تناسب آن را بر هم زند (Steiner, 1998, pp. 317-318). این عدم تعادل باید جای خود را به تعادل بدهد و با همسانی جبران شود. از نظر استاینر، تساوی میان متنها مستلزم آن است که آنها [= مترجم، مفسر و خواننده] معنایی واقعی و «اخلاقی» به مفهوم وفاداری ببخشند (ماندی، 1394، ص318): آنها زمانی به متن [مبدأ] وفادار هستند و نیز عهدهدار مسئولیت خود که بکوشند تعادل نیروها و یکپارچگی متن [مقصد] را به آن بازگردانند؛ یکپارچگیای که ادراک اختصاصی آنها آن را از هم گسسته است (Steiner, 1998, p. 318). استاینر اطمینان دارد الگوی مدنظر وی گریزگاهی برای نظریۀ ترجمه است تا به واسطۀ آن بتواند از مدل سهگانه و بیثمر تحتاللفظی، آزاد و وفادار خلاصی یابد (Steiner, 1998, p. 319).
3ـ روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر بر اساس الگوی استاینر طراحی شده است و فرایند تحلیل ترجمهها را طبق این الگو به طور نظاممند سازماندهی میکند. در این رویکرد، ترجمه نه صرفاً انتقال واژگانی معنا، بلکه عملی تفسیرگرایانه و پویا تلقی میشود که واکنش مترجمها به معنای واژهها را در چهار مرحلۀ اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران تحلیل میکند. این چارچوب امکان میدهد تا تحلیل، تمرکز خود را بر چگونگی تعامل مترجم با معنای اولیۀ واژهها، جستوجوی معانی دیگر در صورت نیاز، ادغام معانی استخراجشده در بافت متن مقصد و در نهایت، برقراری تعادل معنایی بین متن مبدأ و ترجمه قرار دهد. چنین رویکردی هم فرایند ترجمه را به عنوان عملی نشان میدهد که در آن مترجم معنا را بر اساس درک و تفسیر خود بازتولید میکند و هم امکان تبیین تفاوتها و الگوهای رفتاری او در مواجهه با واژگان چندمعنایی قرآن کریم را فراهم میکند. در ادامه، جزئیات مراحل الگوی هرمنوتیکی استاینر بر اساس محورهای پژوهش حاضر ارائه میشود:
در مرحلۀ نخست، اعتماد اولیه، میزان تکیۀ مترجمها بر معانی قاموسی واژگان سنجیده میشود. مترجمها بر اساس اعتماد خود به معنای اولیۀ واژهها به سه گروه تقسیم میشوند: گروهی که اعتماد کامل به معانی قاموسی دارند؛ گروهی که در اعتماد به معانی قاموسی مردد هستند؛ گروهی که به معانی قاموسی اعتماد ندارند. این طبقهبندی امکان میدهد تا تفاوت رویکردهای فردی و جمعی مترجمها در مواجهه با معانی اولیه واژگان آشکار شود.
مترجمها در صورت تردید یا عدم اعتماد به معانی قاموسی، وارد مرحلۀ دوم، یعنی تهاجم و معناکاوی میشوند. در این مرحله، مترجمها سعی میکنند معنا و مفهوم دقیق واژه را شناسایی کنند. عملکرد مترجمها در مرحلۀ تهاجم به سه گروه موفق، نسبتاً موفق و ناموفق تقسیم میشود. مترجمانی که در معناکاوی موفق یا نسبتاً موفق هستند، در مرحلۀ بعد، یعنی ادغام معانی در متن مقصد، قادر به بومیسازی کامل واژه و قراردادن آن در بافت طبیعی زبان مقصد میشوند و در نهایت، در مرحلۀ جبران نیز موفق به برقراری تعادل میان متن مبدأ و ترجمه خواهند شد. برعکس، مترجمانی که در مرحلۀ تهاجم موفق نیستند، در مراحل ادغام و جبران نیز با شکست مواجه میشوند.
نکتۀ مهم در تحلیل این پژوهش، تفاوت میان مترجمانی است که در اعتماد اولیه نسبت به معانی قاموسی مردد بودهاند و آنهایی که به این معانی اعتماد نداشتهاند. مترجمان گروه نخست هم معانی قاموسی و هم معانی غیرقاموسی را لحاظ کردهاند، در حالی که مترجمان گروه دوم صرفاً معانی غیرقاموسی واژگان را مدنظر قرار دادهاند. این تمایز نشاندهندۀ تفاوت در رویکردهای ترجمهای و میزان انعطافپذیری مترجمها در مواجهه با چندمعنایی واژگان است.
با استفاده از این چارچوب، پژوهش توانایی پیدا میکند تا رفتار مترجمها در مواجهه با واژگان چندمعنایی قرآن کریم را به شکلی نظاممند و تحلیلی بررسی کند و میزان موفقیت آنان در انتقال معنا، بومیسازی واژه و حفظ تعادل معنایی میان متن مبدأ و مقصد را واکاوی کند.
4ـ بحث
تحلیل ترجمۀ 26 مترجم مورد استناد در پژوهش حاضر از 20 واژۀ منتخب قرآن کریم که از ظرفیت چندمعنایی برخوردار هستند، بر اساس الگوی استاینر، در جدول (1) ارائه شده است. در این جدول، مرحلههای اول و دوم الگوی چهار مرحلهای استاینر بسط یافتهاند تا از این طریق برداشتهایی دقیقتر از رویکردهای ترجمهای مترجمان در مواجهه با چندمعنایی واژگان قرآن کریم به دست آید.
جدول 1- بازتاب عملکرد 26 مترجم در ترجمۀ 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم بر اساس الگوی استاینر
|
مترجمها |
اعتماد اولیه |
تهاجم |
ادغام |
جبران |
||||||
|
بله |
مردد |
خیر |
موفق |
نسبتاً موفق |
ناموفق |
بومیسازی کامل |
غرابت همیشگی |
برقراری تعادل |
عدمتعادل |
|
|
ارفع |
85% |
0% |
15% |
15% |
0% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
|
استادولی |
55% |
30% |
15% |
45% |
0% |
0% |
45% |
0% |
45% |
0% |
|
اشرفی |
80% |
5% |
15% |
15% |
5% |
0% |
20% |
0% |
20% |
0% |
|
الهی |
50% |
25% |
25% |
50% |
0% |
0% |
50% |
0% |
50% |
0% |
|
انصاریان |
65% |
10% |
25% |
35% |
0% |
0% |
35% |
0% |
35% |
0% |
|
پورجوادی |
80% |
0% |
20% |
20% |
0% |
0% |
20% |
0% |
20% |
0% |
|
تشکری |
85% |
5% |
10% |
15% |
0% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
|
حدادعادل |
80% |
5% |
15% |
20% |
0% |
0% |
20% |
0% |
20% |
0% |
|
حلبی |
65% |
15% |
20% |
35% |
0% |
0% |
35% |
0% |
35% |
0% |
|
خواجوی |
35% |
15% |
50% |
65% |
0% |
0% |
65% |
0% |
65% |
0% |
|
رضایی |
55% |
30% |
15% |
45% |
0% |
0% |
45% |
0% |
45% |
0% |
|
رهنما |
75% |
5% |
20% |
25% |
0% |
0% |
25% |
0% |
25% |
0% |
|
سراج |
45% |
30% |
25% |
55% |
0% |
0% |
55% |
0% |
55% |
0% |
|
شعرانی |
85% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
|
صفارزاده |
50% |
25% |
25% |
40% |
0% |
10% |
40% |
10% |
40% |
10% |
|
صفوی |
60% |
15% |
25% |
40% |
0% |
0% |
40% |
0% |
40% |
0% |
|
صلواتی |
75% |
10% |
15% |
25% |
0% |
0% |
25% |
0% |
25% |
0% |
|
فارسی |
75% |
5% |
20% |
25% |
0% |
0% |
25% |
0% |
25% |
0% |
|
فیضالاسلام |
35% |
60% |
5% |
65% |
0% |
0% |
65% |
0% |
65% |
0% |
|
مجتبوی |
45% |
40% |
15% |
55% |
0% |
0% |
55% |
0% |
55% |
0% |
|
مشکینی |
35% |
55% |
10% |
60% |
0% |
5% |
60% |
5% |
60% |
5% |
|
مصباحزاده |
80% |
5% |
15% |
20% |
0% |
0% |
20% |
0% |
20% |
0% |
|
معزی |
85% |
0% |
15% |
15% |
0% |
0% |
15% |
0% |
15% |
0% |
|
مکارم |
65% |
25% |
10% |
35% |
0% |
0% |
35% |
0% |
35% |
0% |
|
میبدی |
75% |
5% |
20% |
25% |
0% |
0% |
25% |
0% |
25% |
0% |
|
یزدی |
60% |
20% |
20% |
35% |
0% |
5% |
35% |
5% |
35% |
5% |
تحلیل جدول (1):
(1) 21 مترجم در 50% و بیش از 50% موارد به معانی اولیه و صریح واژگان مورد استناد اعتماد کردهاند؛
(2) ارفع، تشکری، شعرانی و معزی بیشترین اعتماد را به معانی صریح و قاموسی داشتهاند [= 85%]؛
(3) خواجوی، فیضالاسلام و مشکینی کمترین اعتماد را به معانی صریح و قاموسی داشتهاند [= 35%]؛
(4) فیضالاسلام، بیشترین تردید را نسبت به معانی صریح و قاموسی داشته است [= 60%]؛
(5) ارفع، پورجوادی، شعرانی و معزی به معانی صریح و قاموسی یا اعتماد داشتهاند یا بیاعتماد بودهاند. به عبارت دیگر، آنها مردد نبودهاند؛
(6) خواجوی و فیضالاسلام بیشترین تهاجم موفق به منظور معناکاوی و متعاقب آن، بیشترین موفقیت را در ادغام [= بومیسازی کامل] و جبران [= برقراری تعادل] داشتهاند [= 65%]؛
(7) صفارزاده بیشترین تهاجم ناموفق بمنظور معناکاوی و متعاقب آن، بیشترین عدم موفقیت را در ادغام [= غرابت همیشگی] و جبران [= عدمتعادل] داشته است [= 10%]؛
(8) شعرانی بیشترین موفقیت نسبی را در تهاجم به منظور معناکاوی داشته است؛ با این حال، وی در مراحل ادغام و جبران موفق عمل کرده است [= 15%].
4-1- بسط یافتههای پژوهش بر اساس نوع واکنش مترجمها به معانی اولیه
متنها امکانات بالقوۀ فهم را در دسترس مخاطبان قرار میدهند که با خوانش به فعلیت میرسند. هر خوانشی معنایی جدید را خلق میکند و اثر بر اساس آن، دچار تغییر و تحول میشود (فریدزاده، 1398، ص178). گروهبندی ترجمههای 26 مترجم از 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم، بر اساس بسط مرحلۀ اول از الگوی استاینر در قالب اعتماد یا تردید نسبت به معانی اولیه، و نیز تهاجم و عبور از معانی یادشده آشکار کرد مترجمان در ترجمۀ واژگان مورد استناد، هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی، سلیقهمحور هستند و شیوهای مشخص ندارند (جدول 2).
جدول 2- اعتماد، تردید و تهاجم در معناکاوی و ترجمۀ هر یک از 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم
|
واکنش |
أَتَی |
بَخْسٍ |
الثَّمَرَاتِ |
دِینِ |
رَحْمَةِ |
سِرَاجًا |
السَّمَاءِ |
مَصَابِیحَ |
الصَّبْرِ |
صَاحِبُ |
|
اعتماد |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
|
تردید |
ü |
∅ |
ü |
∅ |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
|
تهاجم |
ü |
∅ |
ü |
ü |
ü |
ü |
∅ |
ü |
∅ |
ü |
|
واکنش |
طَرَائِقَ |
طَائِرَ |
عَرَضًا |
الْغَاشِیَةِ |
الْقَصْرِ |
قُلُوبُ |
کَنْزٌ |
النَّذِیرُ |
نُورًا |
یَدُ/ أَیْدِی |
|
اعتماد |
ü |
∅ |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
ü |
|
تردید |
ü |
ü |
∅ |
ü |
ü |
∅ |
∅ |
∅ |
ü |
ü |
|
تهاجم |
ü |
ü |
ü |
∅ |
∅ |
ü |
∅ |
∅ |
ü |
ü |
علامت ü نشانۀ تأیید اعتماد، تردید و تهاجم؛ و علامت ∅ نشانۀ فقدان هر یک از واکنشهای یادشده است.
4ـ1ـ1ـ واژۀ ﴿أَتَی﴾
دامغانی واژۀ ﴿أَتَی﴾ در آیۀ ﴿فَأَتَى اللَّهُ بُنْیَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ﴾ (النحل/16، 26) را به معنای «القَلع» [= برکندن] دانسته است (دامغانی، 1398، ص36) (جدول 3).
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿أَتَی﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
اشرفی: «آمد» (1388، ص269)؛ تشکری: «بیاورد روى» (1383، ص269)؛ شعرانی: «آمد» (1374، ص249)؛ فیضالاسلام: «آمد» (1378، ج2، ص522)؛ مشکینی: «روى آورد» (1381، ص269)؛ مصباحزاده: «آمد» (1380، ص269). |
6 مورد برابر با 07/%23 |
|
تردید |
خواجوی: «آمد ... برکند» (1388، ص102)؛ سراج: «آمد ... (به خرابى)» (1390، ص269)؛ صفوی: «فرو ریزد دررسید» (1388، ص269)؛ مجتبوی: «آهنگ ... کرد ... برانداخت» (1379، ص269)؛ مکارم: «به سراغ ... رفت؛ ... ویران کرد» (1373، ص269)؛ میبدی: «آمد ... برکند» (1388، ص269). |
6 مورد برابر با 07/%23 |
|
تهاجم |
ارفع: «ویران نمود» (1381، ص269)؛ استادولی: «ویران نمود» (1391، ص269)؛ الهی: «ویران کرد» (1380، ص269)؛ انصاریان: «ویران کرد» (1383، ص269)؛ پورجوادی: «برکند» (1372، ص268)؛ حدادعادل: «آهنگ (ویرانى) ... کرد» (1390، ص269)؛ حلبی: «برکند» (1380، ص269)؛ رضایی: «به سراغ (ویرانی) ... رفت» (1383، ص269)؛ رهنما: «برکند» (1354، ج2، ص420)؛ صفارزاده: «هدف قرار داد» (1384، ص616)؛ صلواتی: «به ریشۀ ... زد» (1387، ص269)؛ فارسی: «برکند» (1369، ص540)؛ معزی: «واژگون ساخت» (1372، ص269)؛ یزدی: «هدف گرفت» (1386، ص269). |
14 مورد برابر با 84/53% |
رویکرد غالب در ترجمۀ ﴿أَتَی﴾ با تهاجم است و اگر موارد تردید بر تهاجم افزوده شوند، کمیت تمایل به تهاجم از 14 به 20 [= 92/76%] افزایش مییابد. به نظر میرسد معنای اولیۀ ﴿أَتَی﴾ در تحقق کمیت یادشده مؤثر بوده است. در این میان، صفارزاده و یزدی، به دلیل معناکاوی نه چندان دقیق [= هدف قرار داد؛ هدف گرفت]، در ادغام و جبران موفق نبودهاند؛ بنابراین، ترجمۀ آنها از این آیه نیاز به بازنگری دارد.
4ـ1ـ2ـ واژۀ ﴿بَخْسٍ﴾
دامغانی واژۀ ﴿بَخْسٍ﴾ در آیۀ ﴿وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ﴾ (یوسف/12، 20) را به معنای «حرام» دانسته است (دامغانی، 1398، ص63) (جدول 4).
جدول 4- واژۀ ﴿بَخْسٍ﴾ (یوسف/12، 20) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿بَخْسٍ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «ناچیز» (1381، ص237)؛ استادولی: «ناچیز» (1391، ص237)؛ اشرفی: «اندک» (1388، ص237)؛ الهی: «اندک» (1380، ص237)؛ انصاریان: «ناچیز» (1383، ص237)؛ پورجوادی: «اندک» (1372، ص236)؛ تشکری: «بخس» (1383، ص237)؛ حدادعادل: «ناچیز» (1390، ص237)؛ حلبی: «اندکى» (1380، ص237)؛ خواجوی: «اندک» (1388، ص90)؛ رضایی: «اندک» (1383، ص237)؛ رهنما: «اندکى» (1354، ج2، ص280)؛ سراج: «اندک» (1390، ص237)؛ شعرانی: «اندک» (1374، ص219)؛ صفارزاده: «ناچیز» (1384، ص538)؛ صفوی: «ناچیز» (1388، ص237)؛ صلواتی: «اندک» (1387، ص237)؛ فارسی: «اندک» (1369، ص476)؛ فیضالاسلام: «اندک» (1378، ج2، ص456)؛ مجتبوی: «اندک» (1379، ص237)؛ مشکینی: «ناچیز» (1381، ص237)؛ مصباحزاده: «اندک» (1380، ص237)؛ معزی: «کم» (1372، ص237)؛ مکارم: «کمى» (1373، ص237)؛ میبدی: «کاستۀ خست» (1388، ص237)؛ یزدی: «کمى» (1386، ص237). |
26 مورد برابر با %100 |
مترجمان، معنای اولیه و صریح ﴿بَخْسٍ﴾ [= ناچیز/ اندک] را کاملاً منطقی و منطبق با محتوای آیه پنداشتهاند؛ بنابراین، اعتماد را بر تردید و تهاجم ترجیح دادهاند.
4ـ1ـ3ـ واژۀ ﴿الثَّمَرَاتِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿الثَّمَرَاتِ﴾ در آیۀ ﴿وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ﴾ (البقرة/2، 155) را به معنای «الأولاد الصغار» [= فرزندان کوچک] دانسته است (دامغانی، 1398، ص81) (جدول 5).
جدول 5- واژۀ ﴿الثَّمَرَاتِ﴾ (البقرة/2، 155) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿الثَّمَرَاتِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «محصولات» (1381، ص24)؛ استادولی: «میوهها» (1391، ص24)؛ اشرفی: «میوهها» (1388، ص24)؛ الهی: «آفات زراعت» (1380، ص24)؛ پورجوادی: «محصولات» (1372، ص23)؛ تشکری: «حاصل [دنیا]» (1383، ص24)؛ حدادعادل: «محصول» (1390، ص24)؛ حلبی: «میوهها» (1380، ص24)؛ رضایی: «محصولات» (1383، ص24)؛ رهنما: «میوهها» (1354، ج1، ص165)؛ شعرانی: «میوهها» (1374، ص24)؛ صفارزاده: «میوهها و آذوقهها» (1384، ص55)؛ صلواتی: «محصولات» (1387، ص24)؛ فارسی: «میوهها» (1369، ص50)؛ مجتبوی: «میوهها» (1379، ص24)؛ مصباحزاده: «میوهها» (1380، ص24)؛ معزی: «میوهها» (1372، ص24)؛ مکارم: «میوهها» (1373، ص24)؛ میبدی: «میوهها» (1388، ص24)؛ یزدی: «میوهها» (1386، ص24). |
20 مورد برابر با 92/76% |
|
تردید |
انصاریان: «محصولات [نباتى یا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند]» (1383، ص24)؛ سراج: «فرزندان (... میوهها)» (1390، ص24)؛ فیضالاسلام: «میوهها (... فرزندان، چون فرزند ثمره و میوۀ دل پدر و مادر است)» (1378، ج1، ص42)؛ مشکینی: «محصولات (درختان، یا ثمرات زندگى از زن و فرزند)» (1381، ص24). |
4 مورد برابر با 38/%15 |
|
تهاجم |
خواجوی: «فرزندان خردسال» (1388، ص10)؛ صفوی: «فرزندان» (1388، ص24). |
2 مورد برابر با 69/%2 |
نسبت اعتماد مترجمها به معنای اولیۀ ﴿الثَّمَرَاتِ﴾ در مقایسه با تمایل آنها به تهاجم 20 به 6 یا 92/76% به 07/23% است. این مسأله نشان میدهد بیشتر آنها معنای اولیۀ ﴿الثَّمَرَاتِ﴾ در بافت آیه را روشن و قابل درک دانستهاند.
4ـ1ـ4ـ واژۀ ﴿دِینِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿دِینِ﴾ در آیۀ ﴿مَا کَانَ لِیَأْخُذَ أَخَاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ﴾ (یوسف/12، 76) را به معنای «الحکم» [= قانون] دانسته است (دامغانی، 1398، ص127)؛ یعنی «فی حُکم المَلِک وقضائه: در قانون و قضاوت پادشاه» (دامغانی، 1398، ص127) (جدول 6).
جدول 6- واژۀ ﴿دِینِ﴾ (یوسف/12، 76) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿دِینِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «آیین» (1381، ص244)؛ استادولی: «آیین» (1391، ص244)؛ اشرفی: «دین» (1388، ص244)؛ الهی: «آیین» (1380، ص244)؛ پورجوادی: «آیین» (1372، ص244)؛ تشکری: «مذهب» (1383، ص244)؛ حدادعادل: «آیین» (1390، ص245)؛ حلبی: «آیین» (1380، ص244)؛ رضایی: «آیین» (1383، ص245)؛ رهنما: «آیین» (1354، ج2، ص299)؛ سراج: «کیش» (1390، ص245)؛ شعرانی: «دین» (1374، ص226)؛ صفوی: «آیین» (1388، ص245)؛ صلواتی: «آیین» (1387، ص244)؛ فارسی: «آیین» (1369، ص490)؛ فیضالاسلام: «دین و آئین» (1378، ج2، ص471)؛ مجتبوی: «آیین» (1379، ص244)؛ مشکینی: «آیین» (1381، ص244)؛ مصباحزاده: «دین» (1380، ص244)؛ معزی: «کیش» (1372، ص244)؛ مکارم: «آیین» (1373، ص244)؛ میبدی: «دین» (1388، ص245). |
22 مورد برابر با 61/84% |
|
تهاجم |
انصاریان: «قوانین» (1383، ص244)؛ خواجوی: «حکم» (1388، ص92)؛ صفارزاده: «قانون مملکت» (1384، ص553)؛ یزدی: «مقررات حکومتى» (1386، ص245). |
4 مورد برابر با 38/%15 |
رویکرد اصلی مترجمان در ترجمۀ ﴿دِینِ﴾ اعتماد به معنای اولیه است. هرچند بین معانی اولیه و ثانویه اختلاف جالب توجهی دیده نمیشود، معنای ثانویه محتوای آیه را بهتر انتقال داده است.
4ـ1ـ5ـ واژۀ ﴿رَحْمَةِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿رَحْمَةِ﴾ در آیۀ ﴿وَهُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ﴾ (الأعراف/7، 57) را به معنای «مطر» [= باران] دانسته است (دامغانی، 1398، ص141) (جدول 7).
جدول 7- واژۀ ﴿رَحْمَةِ﴾ (الأعراف/7، 57) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿رَحْمَةِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «رحمت» (1381، ص157)؛ اشرفی: «رحمت» (1388، ص157)؛ پورجوادی: «رحمت» (1372، ص156)؛ تشکری: «رحمت» (1383، ص157)؛ رهنما: «رحمت» (1354، ج1، ص608)؛ شعرانی: «رحمت» (1374، ص147)؛ مصباحزاده: «رحمت» (1380، ص157)؛ معزی: «رحمت» (1372، ص157). |
8 مورد برابر با 76/%30 |
|
تردید |
استادولی: «رحمت (... باران)» (1391، ص157)؛ الهی: «باران رحمت» (1380، ص157)؛ انصاریان: «[بارانِ] رحمت» (1383، ص157)؛ حدادعادل: «(باران) رحمت» (1390، ص157)؛ حلبی: «[باران] رحمت» (1380، ص157)؛ رضایی: «(باران) رحمت» (1383، ص157)؛ سراج: «رحمت (... باران)» (1390، ص157)؛ صفارزاده: «باران رحمت» (1384، ص357)؛ صفوی: «باران ... رحمت» (1388، ص157)؛ صلواتی: «[بارانِ] رحمت» (1387، ص157)؛ فارسی: «رحمت (... باران)» (1369، ص316)؛ فیضالاسلام: «باران ... رحمت ... باران» (1378، ج1، ص307)؛ مجتبوی: «بخشایش ... باران» (1379، ص157)؛ مشکینی: «رحمت (باران)» (1381، ص157)؛ مکارم: «(باران) رحمت» (1373، ص157)؛ یزدی: «رحمت (باران)» (1386، ص157). |
16 مورد برابر با 53/61% |
|
تهاجم |
خواجوی: «باران» (1388، ص60)؛ میبدی: «باران» (1388، ص157). |
2 مورد برابر با 69/%7 |
نسبت اعتماد مترجمان به معنای اولیۀ ﴿رَحْمَةِ﴾ در مقایسه با میل آنها به تهاجم با حفظ معنای اولیه یا چشم پوشیدن از آن 8 به 18 یا 76/30% به 23/69% است. به نظر میرسد معنای ثانویۀ ﴿رَحْمَةِ﴾ [= باران] آنقدر جذابیت داشته است که بیشتر آنها را به فاصلهگرفتن از معنای اولیه برانگیخته است.
4ـ1ـ6ـ واژۀ ﴿سِرَاجًا﴾
دامغانی واژة ﴿سِرَاجًا﴾ در آیۀ ﴿وَجَعَلَ فِیهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِیرًا﴾ (الفرقان/25، 61) را به معنای «الشمس» [= خورشید] دانسته است (دامغانی، 1398، ص161) (جدول 8).
جدول 8- واژۀ ﴿سِرَاجًا﴾ (الفرقان/25، 61) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿سِرَاجًا﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «چراغ» (1381، ص365)؛ استادولی: «چراغى» (1391، ص365)؛ اشرفی: «چراغى» (1388، ص365)؛ انصاریان: «چراغى» (1383، ص365)؛ پورجوادی: «چراغ» (1372، ص364)؛ تشکری: «چراغى» (1383، ص365)؛ حدادعادل: «چراغى» (1390، ص365)؛ حلبی: «چراغى» (1380، ص365)؛ شعرانی: «چراغى» (1374، ص339)؛ صفوی: «چراغى» (1388، ص365)؛ صلواتی: «چراغى» (1387، ص365)؛ فارسی: «چراغى» (1369، ص732)؛ مصباحزاده: «چراغى» (1380، ص365)؛ معزی: «چراغى» (1372، ص365)؛ مکارم: «چراغ» (1373، ص365)؛ میبدی: «چراغى» (1388، ص365). |
16 مورد برابر با 53/61% |
|
تردید |
الهی: «چراغ ... خورشید» (1380، ص365)؛ رضایی: «چراغ (خورشید)» (1383، ص365)؛ رهنما: «چراغ (خورشید)» (1354، ج3، ص127)؛ صفارزاده: «چراغ خورشید» (1384، ص857)؛ فیضالاسلام: «چراغ (خورشید)» (1378، ج2، ص729)؛ مجتبوی: «چراغى خورشید» (1379، ص365)؛ مشکینی: «چراغى (... خورشید)» (1381، ص365)؛ یزدی: «چراغى ... (خورشید)» (1386، ص365). |
8 مورد برابر با 76/%30 |
|
تهاجم |
خواجوی: «خورشیدى» (1388، ص140)؛ سراج: «خورشید» (1390، ص365). |
2 مورد برابر با 69/%7 |
نسبت مترجمانی که به معنای اولیۀ ﴿سِرَاجًا﴾ اعتماد کردهاند و مترجمانی که دو رویکرد تردید و تهاجم را مدنظر قرار دادهاند 16 به 10 یا 53/61% به 46/38% است. در این میان، به نظر میرسد بیان معنای ثانویۀ ﴿سِرَاجًا﴾ [= خورشید] با وجود ﴿قَمَرًا مُنِیرًا﴾ تصمیمی مناسب برای ترجمه بوده است.
4ـ1ـ7ـ واژۀ ﴿السَّمَاءِ﴾
دامغانی واژة ﴿السَّمَاءِ﴾ در آیۀ ﴿وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً﴾ (البقرة/2، 22) را به معنای «السحاب» [= ابر] دانسته است (دامغانی، 1398، ص169) (جدول 9).
جدول 9- واژۀ ﴿السَّمَاءِ﴾ (البقرة/2، 22) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿السَّمَاءِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «آسمان» (1381، ص4)؛ استادولی: «آسمان» (1391، ص4)؛ اشرفی: «آسمان» (1388، ص4)؛ الهی: «آسمان» (1385، ص4)؛ انصاریان: «آسمان» (1383، ص4)؛ پورجوادی: «آسمان» (1372، ص3)؛ تشکری: «آسمان» (1383، ص4)؛ حدادعادل: «آسمان» (1390، ص4)؛ حلبی: «آسمان» (1380، ص4)؛ خواجوی: «آسمان» (1388، ص3)؛ رضایی: «آسمان» (1383، ص4)؛ رهنما: «آسمان» (1354، ج1، ص101)؛ سراج: «آسمان» (1390، ص4)؛ شعرانی: «آسمان» (1374، ص5)؛ صفارزاده: «آسمان» (1384، ص10)؛ صفوی: «آسمان» (1388، ص4)؛ صلواتی: «آسمان» (1387، ص4)؛ فارسی: «آسمان» (1369، ص10)؛ مجتبوی: «آسمان» (1379، ص4)؛ مشکینی: «آسمان» (1381، ص4)؛ مصباحزاده: «آسمان» (1380، ص4)؛ معزی: «آسمان» (1372، ص4)؛ مکارم: «آسمان» (1373، ص4)؛ میبدی: «آسمان» (1388، ص4)؛ یزدی: «آسمان» (1386، ص4). |
25 مورد برابر با 15/96% |
|
تردید |
فیضالاسلام: «آسمان (ابر)» (1378، ج1، ص5). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
اعتماد محض 25 مترجم به معنای اولیۀ ﴿السَّمَاءِ﴾ و تمایل یک مترجم به تهاجم با حفظ معنای اولیه نشان میدهد آنها نزول باران از آسمان را منطقی دانستهاند. با این حال، کاربست ابر همراه با آسمان در ترجمۀ فیضالاسلام باید به عنوان یک اقدام بهجا و مناسب در نظر گرفته شود.
4ـ1ـ8ـ واژۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾
واژۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾ جمع «مصباح» است. دامغانی واژۀ «مصباح» در آیۀ ﴿وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ﴾ (الملک/67، 5) را به معنای «الکوکب، النجم» [= ستاره] دانسته است (دامغانی، 1398، ص183) (جدول 10).
جدول 10- واژۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾ (الملک/67، 5) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿مَصَابِیحَ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «چراغهایى» (1381، ص562)؛ اشرفی: «چراغها» (1388، ص562)؛ انصاریان: «چراغهایى» (1383، ص562)؛ پورجوادی: «چراغها» (1372، ص561)؛ تشکری آرانی: «چراغ» (1383، ص562)؛ حدادعادل: «چراغها» (1390، ص562)؛ حلبی: «چراغهایى» (1380، ص562)؛ رهنما: «چراغها» (1354، ج4، ص370)؛ شعرانی: «چراغها» (1374، ص523)؛ صلواتی: «چراغهایى» (1387، ص562)؛ فارسی: «چراغها» (1369، ص1126)؛ مصباحزاده: «چراغها» (1380، ص562)؛ معزی: «چراغهایى» (1372، ص562)؛ مکارم: «چراغهاى فروزانى» (1373، ص562)؛ میبدی: «چراغها» (1388، ص562). |
15 مورد برابر با 69/57% |
|
تردید |
استادولی: «چراغها[ى ستارگان]» (1391، ص562)؛ الهی: «چراغهاى انجم رخشان» (1380، ص562)؛ رضایی: «چراغها (شهابسنگهایى)» (1383، ص562)؛ صفارزاده: «چراغهای [خورشید و ماه و ستارگان]» (1384، ص1377)؛ صفوی: «ستارگانى همچون چراغ» (1388، ص562)؛ فیضالاسلام: «چراغها (ستارگان درخشنده)» (1378، ج3، ص1120)؛ مجتبوی: «چراغهایى ستارگان» (1379، ص562)؛ مشکینی: «چراغهایى (از ستارگان)» (1381، ص562)؛ یزدی: «چراغهایى (ستارگانى)» (1386، ص562). |
9 مورد برابر با 61/%34 |
|
تهاجم |
خواجوی: «ستارگان» (1388، ص224)؛ سراج: «ستارگانى» (1390، ص562). |
2 مورد برابر با 69/%7 |
نسبت اعتماد مترجمان به معنای اولیۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾ در مقایسه با علاقۀ آنها به تهاجم با حفظ معنای اولیه یا صرفنظرکردن از آن 15 به 11 یا 69/57% به 30/42% است. از چشماندازی دیگر، 24 مترجم همچنان وابسته به معنای اولیۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾ هستند؛ این موضوع نشان میدهد آنها دربارۀ معانی ثانویۀ ﴿مَصَابِیحَ﴾ به قطعیت نرسیدهاند.
4ـ1ـ9ـ واژۀ ﴿الصَّبْرِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿الصَّبْرِ﴾ در آیۀ ﴿وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ﴾ (البقرة/2، 45) را به معنای «الصوم» [= روزه] دانسته است (دامغانی، 1398، ص183) (جدول 11).
جدول 11- واژۀ ﴿الصَّبْرِ﴾ (البقرة/2، 45) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿الصَّبْرِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «صبر» (1381، ص7)؛ استادولی: «صبر» (1391، ص7)؛ الهی: «صبر» (1380، ص7)؛ انصاریان: «صبر» (1383، ص7)؛ پورجوادی: «صبر» (1372، ص7)؛ تشکری: «شکیب» (1383، ص7)؛ حدادعادل: «صبر» (1390، ص7)؛ رضایی: «شکیبایى» (1383، ص7)؛ رهنما: «شکیبائى» (1354، ج1، ص119)؛ سراج: «شکیبائیکردن» (1390، ص7)؛ شعرانی: «شکیبایى» (1374، ص8)؛ صفارزاده: «صبر» (1384، ص17)؛ صفوی: «صبر» (1388، ص7)؛ صلواتی: «شکیبایى» (1387، ص7)؛ فارسی: «شکیبایى» (1369، ص16)؛ مجتبوی: «شکیبایى» (1379، ص7)؛ معزی: «صبر» (1372، ص7)؛ مکارم: «صبر» (1373، ص7)؛ میبدی: «شکیبایى» (1388، ص7)؛ یزدی: «صبر» (1386، ص7). |
20 مورد برابر با 92/76% |
|
تردید |
اشرفی: «شکیبائى (روزه)» (1388، ص7)؛ حلبی: «شکیبایى [روزهگیرى]» (1380، ص7)؛ خواجوی: «صبر [روزه]» (1388، ص4)؛ فیضالاسلام: «شکیبایى (یا روزه)» (1378، ج1، ص10)؛ مشکینی: «صبر (روزه)» (1381، ص7)؛ مصباحزاده: «شکیبائى (روزه)» (1380، ص7). |
6 مورد برابر با 07/%23 |
هیچ یک از مترجمها به معنای اولیه و صریح ﴿الصَّبْرِ﴾ بیاعتماد نبودهاند. به نظر میرسد معنادهی بدون چالش واژه در بافت و احاطۀ معنای اولیۀ آن بر معنای ثانویه در این اعتماد مؤثر بوده است. با این حال، 07/%23 از آنها ترجیح دادهاند ضمن اعتماد به معنای اولیه، از معنای ثانویه هم استفاده کنند.
4ـ1ـ10ـ واژۀ ﴿صَاحِبُ﴾
دامغانی واژۀ ﴿صَاحِبُ﴾ در آیۀ ﴿وَمَا صَاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ﴾ (التکویر/81، 22) را به معنای «النبی صلّ اللّه علیه وآله وسلّم» دانسته است (دامغانی، 1398، ص184) (جدول 12).
جدول 12- واژۀ ﴿صَاحِبُ﴾ (التکویر/81، 22) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿صَاحِبُ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «همصحبت» (1381، ص586)؛ اشرفی: «صاحب» (1388، ص586)؛ انصاریان: «رفیق و یار» (1383، ص586)؛ پورجوادی: «همنشین» (1372، ص586)؛ تشکری: «یار» (1383، ص586)؛ حدادعادل: «همنشین» (1390، ص586)؛ حلبی: «یار» (1380، ص586)؛ رهنما: «یار» (1354، ج4، ص496)؛ شعرانی: «صاحب» (1374، ص550)؛ صفارزاده: «سرپرست» (1384، ص1461)؛ صلواتی: «همنشین» (1387، ص586)؛ فارسی: «رفیقتان» (1369، ص1174)؛ مصباحزاده: «صاحب» (1380، ص586)؛ معزی: «یار» (1372، ص586). |
14 مورد برابر با 84/53% |
|
تردید |
استادولی: «یار ... (پیامبر)» (1391، ص586)؛ رضایی: «همنشین ... (پیامبر)» (1383، ص586)؛ سراج: «همنشین ... (محمد)» (1390، ص586)؛ فیضالاسلام: «صاحب و یار ... (محمد)» (1378، ج3، ص1182)؛ مجتبوی: «یار ... پیامبر» (1379، ص586)؛ مشکینی: «مصاحب و رفیق ... (پیامبر)» (1381، ص586)؛ مکارم: «مصاحب ... [پیامبر]» (1373، ص586)؛ یزدی: «همنشین ... (پیامبر)» (1386، ص586). |
8 مورد برابر با 76/%30 |
|
تهاجم |
الهی: «رسول عصر» (1380، ص586)؛ خواجوی: «پیغمبر» (1388، ص237)؛ صفوی: «محمد» (1388، ص586)؛ میبدی: «(محمد) این مرد» (1388، ص586). |
4 مورد برابر با 38/%15 |
نسبت اعتماد به معنای اولیۀ ﴿صَاحِبُ﴾ در مقایسه با دو رویکرد تردید و تهاجم حاکی از فاصلۀ عددی 14 به 12 یا 84/%53 به 15/46% است. در این میان، اگر کاربست معنای اولیه در ترجمهها مدنظر قرار داده شود و دو کمیت اعتماد و تردید تجمیع شوند، فاصلۀ عددی 22 به 4 یا 61/84% به 38/15% شکل خواهد گرفت؛ این در حالی است که معنای ثانویه بهتنهایی انتخاب بهتری برای ترجمه است.
4ـ1ـ11ـ واژۀ ﴿طَرَائِقَ﴾
دامغانی واژۀ ﴿طَرَائِقَ﴾ در آیۀ ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ﴾ (المؤمنون/23، 17) را به معنای «السماوات» [= آسمانها] و «سبع سماوات» را به معنای «هفت آسمان» دانسته است (دامغانی، 1398، ص197) (جدول 13).
جدول 13- واژۀ ﴿طَرَائِقَ﴾ (المؤمنون/23، 17) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿طَرَائِقَ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «راه» (1381، ص342)؛ تشکری: «ره» (1383، ص342)؛ حدادعادل: «راه» (1390، ص342)؛ خواجوی: «راهها» (1388، ص131)؛ رضایی: «راه» (1383، ص342)؛ معزی: «راه» (1372، ص342)؛ یزدی: «راه» (1386، ص342). |
7 مورد برابر با 92/%26 |
|
تردید |
استادولی: «راه پهناور (... طبقه آسمان)» (1391، ص342)؛ سراج: «راه (... آسمان)» (1390، ص342)؛ صلواتی: «راه [ ... آسمان]» (1387، ص342)؛ فیضالاسلام: «راه (... آسمان)» (1378، ج2، ص683)؛ مجتبوی: «راه ... آسمان» (1379، ص342)؛ مشکینی: «راه (... آسمان)» (1381، ص342)؛ مکارم: «راه [طبقات ... آسمان]» (1373، ص342). |
7 مورد برابر با 92/%26 |
|
تهاجم |
اشرفی: «طبقات» (1388، ص342)؛ الهی: «آسمان (عالم پاک)» (1380، ص342)؛ انصاریان: «آسمان» (1383، ص342)؛ پورجوادی: «آسمان» (1372، ص341)؛ حلبی: «آسمان» (1380، ص342)؛ رهنما: «آسمان» (1354، ج3، ص20)؛ شعرانی: «طبقات» (1374، ص317)؛ صفارزاده: «منطقۀ آسمانی» (1384، ص802)؛ صفوی: «آسمان» (1388، ص342)؛ فارسی: «آسمان» (1369، ص686)؛ مصباحزاده: «طبقات» (1380، ص342)؛ میبدی: «طبق آسمان» (1388، ص342). |
12 مورد برابر با 15/46% |
رویکرد مسلط در ترجمۀ ﴿طَرَائِقَ﴾ همراه با بیاعتمادی به معنای اولیه است و اگر موارد تهاجم و تردید در هم ادغام شوند، تعداد تهاجم از 12 به 19 یا 15/%46 به 07/73% افزایش مییابد. با این حال، از میان مترجمانی که در گروه تردید نسبت به معنای اولیه قرار گرفتهاند، صفارزاده معناکاوی موفقی نداشته [= منطقۀ آسمانی] و متعاقب آن، در برقراری تعادل و جبران نیز با شکست مواجه شده است.
4ـ1ـ12ـ واژۀ ﴿طَائِرَ﴾
دامغانی واژۀ ﴿طَائِرَ﴾ در آیۀ ﴿وَکُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِی عُنُقِهِ﴾ (الإسراء/17، 13) را به معنای «الکتاب» دانسته است. یعنی «کتابه. أی کتاب إجابته فی القبر لمنکر ونکیر، ویقال سعادته وشقاوته، خیره وشره: پاسخنامۀ پرسشهای منکر و نکیر در قبر، و گفته شده: کارنامۀ خوشبختی و بدبختی یا خیر و شر اوست» (دامغانی، 1398، ص203) (جدول 14).
جدول 14- واژۀ ﴿طَائِرَ﴾ (الإسراء/17، 13) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿طَائِرَ﴾ |
کمیت |
|
تردید |
فیضالاسلام: «پرنده یعنى عمل و کردار» (1378، ج2، ص551)؛ مشکینی: «سرنوشت (... عمل) ... بهسویش پر زده» (1381، ص283). |
2 مورد برابر با 69/7% |
|
تهاجم |
ارفع: «پروندۀ اعمالش» (1381، ص283)؛ استادولی: «آثار کردارش» (1391، ص283)؛ اشرفی: «نامه عمل» (1388، ص283)؛ الهی: «مقدرات و نتیجۀ اعمال» (1380، ص283)؛ انصاریان: «عمل» (1383، ص283)؛ پورجوادی: «اعمال» (1372، ص282)؛ تشکری: «هرچه را میکنند» (1383، ص283)؛ حدادعادل: «کارنامه» (1390، ص283)؛ حلبی: «نامۀ عمل» (1380، ص283)؛ خواجوی: «کردار» (1388، ص108)؛ رضایی: «فال (... و عمل)» (1383، ص283)؛ رهنما: «نامۀ عمل» (1354، ج2، ص491)؛ سراج: «کردار» (1390، ص283)؛ شعرانی: «عمل» (1374، ص261)؛ صفارزاده: «نامۀ اعمال» (1384، ص648)؛ صفوی: «کارها» (1388، ص283)؛ صلواتی: «کارنامه» (1387، ص283)؛ فارسی: «کارنامه» (1369، ص568)؛ مجتبوی: «[سرنوشت] کردار» (1379، ص283)؛ مصباحزاده: «نامۀ عمل» (1380، ص283)؛ معزی: «نامه» (1372، ص283)؛ مکارم: «اعمال» (1373، ص283)؛ میبدی: «بخت ... کرد» (1388، ص283)؛ یزدی: «کارنامه» (1386، ص283). |
24 مورد برابر با 30/92% |
انتخاب بیشتر مترجمان در ترجمۀ ﴿طَائِرَ﴾ ترجیح معانی ثانویه بر معنای اولیه است. به نظر میرسد معنای شگفت ﴿طَائِرَ﴾ در بافت آیه باعث این تصمیم و نیز اقدام همۀ آنها برای تهاجم شده است.
4ـ1ـ13ـ واژۀ ﴿عَرَضًا﴾
دامغانی واژۀ ﴿عَرَضًا﴾ با فتح «را» در آیۀ ﴿لَوْ کَانَ عَرَضًا قَرِیبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوکَ﴾ (التوبة/9، 42) را به معنای «الغنیمة» [= غنیمت] دانسته است (دامغانی، 1398، ص212) (جدول 15).
جدول 15- واژۀ ﴿عَرَضًا﴾ (التوبة/9، 42) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿عَرَضًا﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
میبدی: «عَرَضى» (1388، ص194). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
|
تهاجم |
ارفع: «غنیمتى» (1381، ص194)؛ استادولی: «کالایى» (1391، ص194)؛ اشرفی: «متاعى» (1388، ص194)؛ الهی: «منفعت» (1380، ص194)؛ انصاریان: «غنیمتى» (1383، ص194)؛ پورجوادی: «بهرهاى» (1372، ص193)؛ تشکری: «سود» (1383، ص194)؛ حدادعادل: «متاعى» (1390، ص194)؛ حلبی: «بهرهمندى» (1380، ص194)؛ خواجوی: «غنیمتى» (1388، ص73)؛ رضایی: «غنیمت» (1383، ص194)؛ رهنما: «بهرهمندى» (1354، ج2، ص92)؛ سراج: «مالى» (1390، ص194)؛ شعرانی: «متاعى» (1374، ص180)؛ صفارزاده: «غنایمى» (1384، ص440)؛ صفوی: «غنیمتى» (1388، ص194)؛ صلواتی: «بهرهاى» (1387، ص194)؛ فارسی: «غنیمتى» (1369، ص390)؛ فیضالاسلام: «غنیمت و سودى» (1378، ج1، ص370)؛ مجتبوی: «کالایى غنیمتى» (1379، ص194)؛ مشکینی: «اموالى» (1381، ص194)؛ مصباحزاده: «متاعى» (1380، ص194)؛ معزی: «بهرهاى» (1372، ص194)؛ مکارم: «غنایمى» (1373، ص194)؛ یزدی: «سود و درآمدى» (1386، ص194). |
25 مورد برابر با 15/96% |
انتخاب اول 25 مترجم در ترجمۀ ﴿عَرَضًا﴾ کاربست معانی ثانویه و صرفنظر از معنای اولیه است. به نظر میرسد علاقۀ آنها به آشکارسازی محتوای آیه در این تصمیم مؤثر بوده است.
4ـ1ـ14ـ واژۀ ﴿الْغَاشِیَةِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿الْغَاشِیَةِ﴾ در آیۀ ﴿هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْغَاشِیَةِ﴾ (الغاشیة/88، 1) را به معنای «قیامت» دانسته است (دامغانی، 1398، ص223) (جدول 16).
جدول 16- واژۀ ﴿الْغَاشِیَةِ﴾ (الغاشیة/88، 1) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿الْغَاشِیَةِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «حادثۀ فراگیرنده» (1381، ص592)؛ اشرفی: «فروگیرنده» (1388، ص592)؛ انصاریان: «حادثۀ هولناکی که ... فرامیگیرد» (1383، ص592)؛ پورجوادی: «غاشیه» (1372، ص591)؛ حدادعادل: «حادثۀ فراگیر» (1390، ص592)؛ رهنما: «غاشیه» (1354، ج4، ص538)؛ شعرانی: «فروگیرنده» (1374، ص556)؛ صفارزاده: «غاشیه» (1384، ص1482)؛ صفوی: «رویداد فراگیر» (1388، ص592)؛ صلواتی: «فراگیرنده» (1387، ص592)؛ فارسی: «فروپوشنده» (1369، ص1186)؛ مصباحزاده: «فروگیرنده» (1380، ص592)؛ معزی: «فراگیرنده» (1372، ص592)؛ میبدی: «درآید بر هرچیز و بر هرکس» (1388، ص592)؛ یزدی: «فراگیر» (1386، ص592). |
15 مورد برابر با 69/57% |
|
تردید |
استادولی: «رخداد فراپوش (روز قیامت)» (1391، ص592)؛ الهی: «قیامت و بلیۀ عالمگیر محشر» (1380، ص592)؛ تشکری: «فراگیر ... عقبا» (1383، ص592)؛ حلبی: «غاشیه [قیامت]» (1380، ص592)؛ خواجوی: «قیامت [... پوشاند]» (1388، ص241)؛ رضایی: «(حوادث) فراگیر (رستاخیز)» (1383، ص592)؛ سراج: «فراگیرنده (قیامت ... فراگیرد)» (1390، ص592)؛ فیضالاسلام: «قیامت (... غاشیه ... فروگیرد)» (1378، ج3، ص1197)؛ مجتبوی: «پوشندۀ فراگیر ... رستاخیز» (1379، ص592)؛ مشکینی: «حادثۀ فروپوشنده (و فراگیر قیامت)» (1381، ص592)؛ مکارم: «غاشیه [... قیامت ... میپوشاند]» (1373، ص592). |
11 مورد برابر با 30/42% |
انتخاب اول مترجمان اعتماد به معنای اولیۀ ﴿الْغَاشِیَةِ﴾ و انتخاب دوم آنها میل به تهاجم با حفظ معنای اولیه است. به نظر میرسد کاربست معنای ثانویه به همراه معنای اولیه با هدف تبیین محتوای آیه انجام شده است.
4ـ1ـ15ـ واژۀ ﴿الْقَصْرِ﴾
دامغانی واژۀ ﴿الْقَصْرِ﴾ در آیۀ ﴿إِنَّهَا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ﴾ (المرسلات/77، 32) را به معنای «ریشههای درخت خرما و دیگر درختان» دانسته است (دامغانی، 1398، ص248) و نیز اشاره کرده است که «الْقَصْر» را به معنای «گردن شتر» دانستهاند (دامغانی، 1983م، ص381) (جدول 17).
جدول 17- واژۀ ﴿الْقَصْرِ﴾ (المرسلات/77، 32) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿الْقَصْرِ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «قصر» (1381، ص581)؛ استادولی: «قصر» (1391، ص581)؛ اشرفی: «کوشک» (1388، ص581)؛ الهی: «قصر» (1380، ص581)؛ انصاریان: «ساختمان» (1383، ص581)؛ پورجوادی: «کوشک» (1372، ص580)؛ تشکری: «کاخ» (1383، ص581)؛ حدادعادل: «قصر» (1390، ص581)؛ حلبی: «کوشک» (1380، ص581)؛ خواجوی: «کوشک» (1388، ص234)؛ رضایی: «قصر» (1383، ص581)؛ رهنما: «کوشک» (1354، ج4، ص465)؛ سراج: «کوشک» (1390، ص581)؛ شعرانی: «کوشک» (1374، ص544)؛ صفارزاده: «قلعه» (1384، ص1440)؛ صفوی: «کاخ» (1388، ص581)؛ صلواتی: «کاخ» (1387، ص581)؛ فارسی: «کاخ» (1369، ص1164)؛ فیضالاسلام: «قصر و کاخ» (1378، ج3، ص1168)؛ مجتبوی: «کوشک» (1379، ص581)؛ مصباحزاده: «کوشک» (1380، ص581)؛ معزی: «کاخ» (1372، ص581)؛ مکارم: «کاخ» (1373، ص581)؛ میبدی: «کوشک» (1388، ص581)؛ یزدی: «قصر و ساختمان» (1386، ص581). |
25 مورد برابر با 15/96% |
|
تردید |
مشکینی: «ساختمان بلند (یا تنههاى بزرگ نخل)» (1381، ص581). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
انتخاب اول مترجمها در ترجمۀ ﴿الْقَصْرِ﴾ اعتماد به معنای اولیه است. در این میان، مشکینی، ضمن اعتماد به معنای اولیه، تمایل به تهاجم داشته است؛ اما در معناکاوی موفق نیست، زیرا به معنای ثانویۀ مدنظر اشاره نکرده است؛ بنابراین، در مراحل ادغام و جبران هم موفق نیست. در توضیح، باید افزود تنههای بزرگ نخل تصویرسازی بدیع و قوی ساختمان بلند را ندارند.
4ـ1ـ16ـ واژۀ ﴿قُلُوبُ﴾
دامغانی واژۀ ﴿قُلُوبُ﴾ در آیۀ ﴿وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ﴾ (الحشر/59، 14) را به معنای «آراء» [= دیدگاهها] دانسته است؛ یعنی «آراؤهم شتّی» [= دیدگاههای آنها متفاوت است] (دامغانی، 1398، ص252) (جدول 18).
جدول 18- واژۀ ﴿قُلُوبُ﴾ (الحشر/59، 14) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿قُلُوبُ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «دلها» (1381، ص547)؛ استادولی: «دلها » (1391، ص547)؛ اشرفی: «دلها» (1388، ص547)؛ الهی: «دلها» (1380، ص547)؛ انصاریان: «دلها» (1383، ص547)؛ پورجوادی: «دلها» (1372، ص546)؛ تشکری: «دلوجان» (1383، ص547)؛ حدادعادل: «دلها» (1390، ص547)؛ حلبی: «دلها» (1380، ص547)؛ رضایی: «دلها» (1383، ص547)؛ رهنما: «دلها» (1354، ج4، ص304)؛ سراج: «دلها» (1390، ص547)؛ شعرانی: «دلها» (1374، ص508)؛ صفارزاده: «دلها» (1384، ص1339)؛ صفوی: «دلها» (1388، ص547)؛ صلواتی: «دلها» (1387، ص547)؛ فارسی: «دلها» (1369، ص1096)؛ فیضالاسلام: «دلها» (1378، ج3، ص1087)؛ مجتبوی: «دلها» (1379، ص547)؛ مشکینی: «دلها» (1381، ص547)؛ مصباحزاده: «دلها» (1380، ص547)؛ معزی: «دلها» (1372، ص547)؛ مکارم: «دلها» (1373، ص547)؛ میبدی: «دل» (1388، ص547)؛ یزدی: «دلها» (1386، ص547). |
25 مورد برابر با 15/96% |
|
تهاجم |
خواجوی: «آراء» (1388، ص217). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
اعتماد 25 مترجم به معنای اولیۀ ﴿قُلُوبُ﴾ و اقدام یک مترجم به تهاجم و کاربست معنای ثانویه نشان میدهد ترجمۀ گروه غالب الزاماً دقیقترین ترجمه نیست.
4ـ1ـ17ـ واژۀ ﴿کَنْزٌ﴾
دامغانی واژۀ ﴿کَنْزٌ﴾ در آیۀ ﴿وَأَمَّا الْجِدَارُ فَکَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَکَانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمَا وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا﴾ (الکهف/18، 82) را به معنای «المصحف من العلم» [= کتاب] دانسته است (دامغانی، 1398، ص264) و نیز اشاره کرده است که دربارۀ آن گفته شده است: «إنه کان فیه لوح ذهب فیه علم وحکمة: در آن لوح طلایی بوده که در آن علم و حکمت بوده است» (دامغانی، 1983م، ص409) یا «إنه کان لوحًا من ذهب فیه علم وحکمة: لوح زرینی بوده که در آن علم و حکمت بوده است» (دامغانی، بدون تاریخ، ص404) (جدول 19).
جدول 19- واژۀ ﴿کَنْزٌ﴾ (الکهف/18، 82) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿کَنْزٌ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «گنجى» (1381، ص302)؛ استادولی: «گنجى» (1391، ص302)؛ اشرفی: «گنجى» (1388، ص302)؛ الهی: «گنجى» (1380، ص302)؛ انصاریان: «گنجى» (1383، ص302)؛ پورجوادی: «گنجى» (1372، ص301)؛ تشکری: «گنج» (1383، ص302)؛ حدادعادل: «گنجى» (1390، ص302)؛ حلبی: «گنجى» (1380، ص302)؛ خواجوی: «گنجى» (1388، ص115)؛ رضایی: «گنجى» (1383، ص302)؛ رهنما: «گنجى» (1354، ج2، ص570)؛ سراج: «گنجى» (1390، ص302)؛ شعرانی: «گنجى» (1374، ص279)؛ صفارزاده: «گنجى» (1384، ص696)؛ صفوی: «گنجى» (1388، ص302)؛ صلواتی: «گنجى» (1387، ص302)؛ فارسی: «گنجى» (1369، ص606)؛ فیضالاسلام: «گنجى» (1378، ج2، ص592)؛ مجتبوی: «گنجى» (1379، ص302)؛ مشکینی: «گنجى» (1381، ص302)؛ مصباحزاده: «گنجى» (1380، ص302)؛ معزی: «گنجى» (1372، ص302)؛ مکارم: «گنجى» (1373، ص302)؛ میبدی: «گنجى» (1388، ص302)؛ یزدی: «گنجى» (1386، ص302). |
26 مورد برابر با %100 |
هر 26 مترجم به معنای اولیۀ ﴿کَنْزٌ﴾ اعتماد کردهاند. به نظر میرسد جاذبۀ نیرومند معنای اولیه آنها را از تهاجم، معناکاوی و کاربست معانی ثانویه بازداشته است.
4ـ1ـ18ـ واژۀ ﴿النَّذِیرُ﴾
دامغانی واژۀ ﴿النَّذِیرُ﴾ در آیۀ ﴿وَجَاءَکُمُ النَّذِیرُ﴾ (فاطر/35، 37) را به معنای «الشیب» [= پیری] دانسته است (دامغانی، 1398، ص289) (جدول 20).
جدول 20- واژۀ ﴿النَّذِیرُ﴾ (فاطر/35، 37) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿النَّذِیرُ﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «بیمدهنده» (1381، ص438)؛ استادولی: «بیمکننده» (1391، ص438)؛ اشرفی: «بیمکننده» (1388، ص438)؛ الهی: «بیمدهندگان» (1380، ص438)؛ انصاریان: «بیمدهنده» (1383، ص438)؛ پورجوادی: «هشداردهنده» (1372، ص437)؛ تشکری: «نذیر» (1383، ص438)؛ حدادعادل: «بیمدهنده» (1390، ص438)؛ حلبی: «بیمدهنده» (1380، ص438)؛ خواجوی: «بیمکننده» (1388، ص170)؛ رضایی: «هشدارگر» (1383، ص438)؛ رهنما: «بیمکننده» (1354، ج3، ص486)؛ سراج: «بیمکننده» (1390، ص438)؛ شعرانی: «بیمکننده» (1374، ص407)؛ صفارزاده: «هشدارگر» (1384، ص1045)؛ صفوی: «بیمدهنده» (1388، ص438)؛ صلواتی: «هشداردهنده» (1387، ص438)؛ فارسی: «بیمدهنده» (1369، ص878)؛ فیضالاسلام: «بیمکننده» (1378، ج3، ص863)؛ مجتبوی: «بیمدهنده» (1379، ص438)؛ مشکینی: «بیمدهنده» (1381، ص438)؛ مصباحزاده: «بیمکننده» (1380، ص438)؛ معزی: «ترسانندهای» (1372، ص438)؛ مکارم: «انذارکننده» (1373، ص438)؛ میبدی: «آگاهکننده» (1388، ص438)؛ یزدی: «هشداردهنده» (1386، ص438). |
26 مورد برابر با %100 |
هر 26 مترجم به معنای اولیۀ ﴿النَّذِیرُ﴾ اعتماد کردهاند. به نظر میرسد مترجمان گاهی تحت تأثیر معنای اولیه و اطمینان به آن، از معناکاوی و کاربست معانی ثانویه صرفنظر میکنند.
4ـ1ـ19ـ واژۀ ﴿نُورًا﴾
دامغانی واژۀ ﴿نُورًا﴾ در آیۀ ﴿وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ﴾ (الأنعام/6، 122) را به معنای «ایمان» دانسته است (دامغانی، 1398، ص297) (جدول 21).
جدول 21- واژۀ ﴿نُورًا﴾ (الأنعام/6، 122) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿نُورًا﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «نورى» (1381، ص143)؛ اشرفی: «نورى» (1388، ص143)؛ انصاریان: «نورى» (1383، ص143)؛ پورجوادی: «نورى» (1372، ص142)؛ تشکری: «نور» (1383، ص143)؛ حدادعادل: «نورى» (1390، ص143)؛ حلبی: «نورى» (1380، ص143)؛ رضایی: «نورى» (1383، ص143)؛ رهنما: «نورى» (1354، ج1، ص559)؛ سراج: «نورى» (1390، ص143)؛ شعرانی: «نورى» (1374، ص134)؛ صفوی: «نورى» (1388، ص143)؛ صلواتی: «نورى» (1387، ص143)؛ فارسی: «نورى» (1369، ص288)؛ مصباحزاده: «نورى» (1380، ص143)؛ معزی: «روشنایى» (1372، ص143)؛ مکارم: «نورى» (1373، ص143)؛ میبدی: «روشنایى» (1388، ص143)؛ یزدی: «نورى» (1386، ص143). |
19 مورد برابر با 07/73% |
|
تردید |
استادولی: «نورى [از دین و دانش]» (1391، ص143)؛ الهی: «روشنى (علم و دیانت)» (1380، ص143)؛ صفارزاده: «نورى [از ایمان]» (1384، ص324)؛ فیضالاسلام: «نور و روشنایى (قرآن عظیم)» (1378، ج1، ص282)؛ مجتبوی: «نوری [از علم و معرفت]» (1379، ص143)؛ مشکینی: «نورى (از ایمانش)» (1381، ص143). |
6 مورد برابر با 07/%23 |
|
تهاجم |
خواجوی: «ایمانى» (1388، ص54). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
نسبت اعتماد به معنای اولیۀ ﴿نُورًا﴾ در مقایسه با تردید و تهاجم 19 به 7 یا 07/73% به 92/26% است. در این میان، اگر کاربست معنای اولیه، صرفنظر از اعتماد یا تردید به آن، ملاک باشد، فاصلۀ 25 به 1 یا 15/96% به 84/3% شکل خواهد گرفت. به نظر میرسد جذابیت معنای اولیه در شکل گرفتن چنین نسبتی مؤثر بوده است، در حالی که معانی ثانویه نیز انتخابی مناسب برای ترجمه هستند.
4ـ1ـ20ـ واژۀ ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾
دامغانی واژۀ ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾ در آیۀ ﴿یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ﴾ (الفتح/48، 10) را به معنای «الفعل» [= عملکرد] دانسته است (دامغانی، 1398، ص317)؛ یعنی «فِعلُ الله إلیهم بالخیر أفضل من فِعلِهِم فی أمر البیعة یوم الحدیبیة: فعل و عملکرد خداوند به آنان از فعل و عملکرد آنان در بیعت حدیبیه بهتر و برتر است» (دامغانی، 1398، ص317) و «أَیْدِی» جمع «یَد» است (جدول 22).
جدول 22- واژۀ ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾ (الفتح/48، 10) در 26 ترجمه از قرآن کریم
|
رویکرد |
ترجمههای ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾ |
کمیت |
|
اعتماد |
ارفع: «دست ... دستها» (1381، ص512)؛ استادولی: «دست ... دستها» (1391، ص512)؛ اشرفی: «دست ... دستها» (1388، ص512)؛ الهی: «دست ... دست» (1380، ص512)؛ انصاریان: «دست ... دستها» (1383، ص512)؛ پورجوادی: «دست ... دست» (1372، ص511)؛ تشکری: «دست ... دست» (1383، ص512)؛ حدادعادل: «دست ... دستها» (1390، ص512)؛ حلبی: «دست ... دستها» (1380، ص512)؛ خواجوی: «دست ... دست» (1388، ص201)؛ رهنما: «دست ... دستها» (1354، ج4، ص141)؛ شعرانی: «دست ... دستها» (1374، ص474)؛ صفوی: «دست ... دستها» (1388، ص512)؛ صلواتی: «دست ... دست» (1387، ص512)؛ فارسی: «دست ... دست» (1369، ص1026)؛ مجتبوی: «دست ... دستها» (1379، ص512)؛ مشکینی: «دست ... دست» (1381، ص512)؛ مصباحزاده: «دست ... دستها» (1380، ص512)؛ معزی: «دست ... دستها» (1372، ص512)؛ مکارم: «دست ... دست» (1373، ص512)؛ میبدی: «دست ... دستها» (1388، ص512)؛ یزدی: «دست ... دستها» (1386، ص512). |
22 مورد برابر با 61/84% |
|
تردید |
رضایی: «دست (قدرت) ... دستان» (1383، ص512)؛ صفارزاده: «دست ... دستها [قدرت ... قدرتها]» (1384، ص1235)؛ فیضالاسلام: «دست (قدرت و توانایى و نصرت و یاریکردن) ... دستها (قدرتها و نصرتها)» (1378، ج3، ص1009). |
3 مورد برابر با 53/%11 |
|
تهاجم |
سراج: «قدرت ... قدرتها» (1390، ص512). |
1 مورد برابر با 84/%3 |
رویکرد غالب در ترجمۀ ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾ با اعتماد به معنای اولیه است و اگر دو رویکرد اعتماد و تردید تجمیع شوند، کمیت کاربست معنای اولیه از 22 به 25 یا 61/84% به 15/96% میرسد. از چشماندازی دیگر، فقط یک مترجم است که به کاربست معنای ثانویه اعتماد کامل دارد، در حالی که جاذبۀ معانی ثانویه ﴿یَدُ/ أَیْدِی﴾ کمتر از معنای اولیۀ آن نیست.
5ـ نتیجهگیری
کاربست الگوی استاینر در تحلیل ترجمههای 26 مترجم از 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم بهوضوح نشان داد ترجمههای تحت بررسی از نظر روشمندی و برنامهریزی با چالشهای اساسی روبهرو هستند. این تحلیل که با هدف درک دقیقتر از نحوۀ انتخاب معانی و رویکرد مترجمان به واژگان قرآن کریم انجام شده است، نمایانگر آن است که در بیشتر موارد، انتخابهای مترجمان نه بر مبنای چارچوبهای منسجم و نظاممند، بلکه به طور عمده بر اساس تفسیرهای شخصی و سلیقههای فردی آنها بوده است؛ بنابراین، در موارد متعدد، نقص جدی در یکپارچگی و همراستایی ترجمهها دیده میشود.
جداول تحلیلی پژوهش نشان دادند هیچ یک از مترجمان در تمامی موارد به معانی اولیۀ واژگان اعتماد نکردهاند. افزون بر این، در بسیاری از موارد، مترجمان تصمیم به تردید یا تهاجم نسبت به معانی اولیه گرفتهاند که این امر باعث افزایش پیچیدگی و گاهی آشفتگی در ترجمهها شده است. از دیدگاهی دیگر، میتوان گفت این رویکردها ممکن است نشاندهندۀ کوشش مترجمان برای گسترش دامنههای معنایی و ارائۀ ترجمههایی دقیقتر و متناسبتر با بافتهای مختلف باشند. با این حال، این الگوی عدم انسجام حاکی از آن است که بسیاری از مترجمان، عمدی یا ناخواسته، از رویکردی که منسجم و نظاممند باشد، فاصله گرفتهاند. چنین وضعیتی نه فقط بیانگر چالشهای روشی در فرایند ترجمه است، بلکه در برخی از موارد به سردرگمی در انتقال معانی نیز منجر شده است.
در تحلیل دقیقتر دادهها، مشخص شد فقط در سه واژه از میان 20 واژۀ تحلیلشده، هر 26 مترجم به معانی اولیه اعتماد کردهاند. این موضوع نشاندهندۀ یک تصمیم ویژه و جالب توجه است که در آن تمامی مترجمان، بدون هیچگونه تفاوت یا تغییر در برداشتهای معنایی، ترجمههایی کاملاً همراستا با معانی اولیه ارائه دادهاند. در بقیۀ موارد، ترجمهها شامل ترکیبی از رویکردهای مختلف نسبت به معانی اولیه بودهاند: برخی از مترجمان به معانی اولیه وفادار ماندهاند، در حالی که برخی دیگر تردید کرده یا به طور کامل به معانی ثانویه روی آوردهاند. این ترکیب متفاوت از رویکردها نشانهای از عدمانسجام و نبود چارچوبهای روشن و قطعی در روند ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم است. این عدم انسجام بهوضوح در برخی از واژگان خاص نمایان شده است؛ جایی که تفاوتهای عمدهای در نحوۀ مواجهۀ مترجمان با معانی واژگان دیده میشود. برای مثال، در سه واژۀ «البَخْس»، «الکَنْز» و «النَّذِیر»، معانی اولیه به دلیل عادیانگاری و درک سادهانگارانه از آنها کمتر به چالش کشیده شدهاند. این امر سبب شده است تا مترجمان معانی اولیه را بپذیرند و ترجمههایی بهظاهر دقیق، اما در واقعیتی سطحی و کمعمق تولید کنند. در مقابل، در واژۀ «الطَّائِر»، معانی ثانویه به دلیل جذابیت و غنای بیشتر، نظر بیشتر مترجمان را جلب کرده و آنها به طور عمدی یا ناخواسته از معنای اولیه صرفنظر کردهاند. این تغییر در انتخاب معانی بیانگر نوعی دوری از چارچوبهای روشمند است که به دنبال آن، انسجام و دقت در انتقال مفاهیم دقیق قرآن کریم کاهش مییابد.
پژوهش حاضر بر لزوم استفاده از رویکردهای دقیقتر و منسجمتر در ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم تأکید دارد. اگرچه ترجمههای موجود گامهایی ارزنده در راستای انتقال مفاهیم قرآن برداشتهاند، این ترجمهها معمولاً تحت تأثیر سلیقهها، تفسیرهای فردی و مطالعات خاص مترجمان قرار گرفتهاند. این امر موجب شده است تا بخشی از ترجمهها فاقد انسجام کافی و چارچوبهای علمی مناسب باشند که در نتیجه، ممکن است به برداشتهای کمتر دقیق یا نادرست از مفاهیم قرآنی منتهی شود؛ بنابراین، به منظور بهبود ترجمههای قرآن کریم و انتقال صحیحتر معانی آن، ضروری است تا در آینده از چارچوبهای تحلیلی و علمی میانرشتهای، مانند الگوی استاینر، استفاده شود. این چارچوبها بر اساس تحلیلهای دقیق و توجه به زمینههای معنایی مختلف شکل گرفتهاند و میتوانند امکان انتقال مؤثرتر و دقیقتر معانی قرآن کریم به زبانهای گوناگون را فراهم کنند.
[1] Hermeneutics
[2] George Steiner
[3] کتاب دامغانی بر سایر منابعی که به واژگان چندمعنایی قرآن کریم پرداختهاند، ترجیح داده شد، زیرا جامعیت آن در جمعآوری و طبقهبندی این واژگان، امکان تحلیل نظاممند و دقیق آنها را مطابق با ساختار پژوهش حاضر فراهم میآورد.
[4] Hans-Georg Gadamer
[5] Paul Ricoeur
[6] After Babel
[7] Jeremy Munday
[8] Initiative trust
[9] Aggression
[10] Incorporation
[11] Compensation
[12] Baker & Gabriela
The Holy Quran. [In Arabic]
The Great Quran .(1999) (Translated and interpreted by S. A. N. Feiz-al-Eslam Esfahani; 3 Vols.). Tehran: Faqih. [In Persian]
The Holy Quran .(1975) (Z. A. Rahnama, Trans.; 4 Vols). Tehran: Oghaf Organization. [In Persian]
The Holy Quran .(1990) (J. D. Farsi, Trans.). Tehran: Anjam-e-Ketab. [In Persian]
The Holy Quran .(1993) (K. Pourjavadi, Trans.). Tehran: Islamic Encyclopedia Foundation. [In Persian]
The Holy Quran .(1993) (M. K. Moezzi, Trans.). Qom: Oghaf and Charity Affairs Organization in collaboration with Osveh. [In Persian]
The Holy Quran .(1994) (N. Makarem Shirazi, Trans.). Qom: History and Islamic Education Studies Office. [In Persian]
The Holy Quran .(1995) (A. H. Sha’rani, Trans.; with the characteristics of the surahs and verses). Tehran: Islamiyeh Bookstore. [In Persian]
The Holy Quran .(2001) (A. Mesbahzadeh, Trans.). Mashad: Baresh, Hatef. [In Persian]
The Holy Quran .(2001) (A. A. Halabi, Trans.). Tehran: Asatir. [In Persian]
The Holy Quran .(2001) (M. Elahi Qomshei, Trans.). Qom: Fatemeh Al-Zahra. [In Persian]
The Holy Quran .(2002) (A. Meshkini Ardebili, Trans.; H. Ostad-Vali, Ed.). Qom: al-Hadi. [In Persian]
The Holy Quran .(2002) (S. K. Arfa, Trans.). Tehran: Feyz Kashani. [In Persian]
The Holy Quran .(2004) (H. Ansarian, Trans.). Qom: Oghaf and Charity Affairs Organization in Collaboration with Osveh. [In Persian]
The Holy Quran .(2004) (M. A. Rezaei Esfahani, Trans.). Qom: Dar al-Zekr Cultural Research Institute. [In Persian]
The Holy Quran .(2004) (Translated into poetry by Sh. Thasakori Arani). Tehran: Pegah Andisheh. [In Persian]
The Holy Quran .(2007) (M. Yazdi, Trans.). Qom: Quran Printing and Publishing Center of the Islamic Republic of Iran. [In Persian]
The Holy Quran .(2008) (M. Salavati, Trans.). Tehran: Mobarak. [In Persian]
The Holy Quran .(2009) (A. R. D. Meybodi, Trans.; Edited and compared by M. Maleksabet and A. Ravaghi). Tehran: Research Center for the Written Heritage. [In Persian]
The Holy Quran .(2009) (M. Ashrafi Tabrizi, Trans.). Tehran: Jelveh in Collaboration with Pouria. [In Persian]
The Holy Quran .(2009) (M. Khajavi, Trans.). Tehran: Mola. [In Persian]
The Holy Quran .(2009) (S. M. R. Safavi, Trans.; based on al-Mizan). Qom: Ma’arif Publishing House. [In Persian]
The Holy Quran .(2011) (Gh. A. Haddad Adel, Trans.). Mashad: Islamic Research Foundation of Astan-e Quds Razavi. [In Persian]
The Holy Quran .(2012) (H. Ostad-Vali, Trans.). Qom: Osveh. [In Persian]
The Holy Quran .(2011) (R. Seraj, Trans.). Tehran: Book Printing Stock Company. [In Persian]
The Wise Quran .(2000) (S. J. D. Mojtabavi, Trans.). Tehran: Hekmat. [In Persian]
The Wise Quran .(2005) (T. Saffarzadeh, Trans.). Tehran: Pars Ketab. [In Persian]
Ahmadian, Z., & Hoseinizadeh, S. A. R. .(2022) Analysis of the views of Ayatollah Javadi Amoli regarding the possibility and occurrence of polysemy in the Quran. Quranic Interpretation and Language, (1) 10, 96- 79.
https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23223804.1400.10.1.5.0 [In Persian]
Babak Moin, M.(2013) The nature of translation in the hermeneutics of Gadamer and Ricoeur (1st ed.). Tehran: Sokhan. [In Persian]
Baker, M., & Saldanha, G. [Eds.] (2017) Routledge encyclopedia of translation studies (H. Kashanian, Trans.; 1st ed). Tehran: Farhang Nashr-e-Nou in Collaboration with Asim. [In Persian]
Damghani, H. b. M. (1983). Dictionary of the Quran or correction of aspects and similarities in the Holy Quran (Researched, arranged, completed and corrected by A. A. Sayyed al-Ahl; 4th ed.). Beirut: al-Elm Lelmalayin. [In Arabic]
Damghani, H. b. M. .(2019) Dictionary of aspects and similarities in the Holy Quran (Researched by T. S. al-Hadithi & A. al-Dorrah; Translated by A. J. Ghawwasi; Compared and edited by M. Ahmadi; 1st ed.). Shiraz: Ilaf. [In Persian]
Damghani, H. b. M. (n.d.). The aspects and similarities of the words of the Holy Quran (Donated and researched by A. H. Ali). Beirut: al-Kotob al-Elmiyah. [In Arabic]
Faridzadeh, R. .(2019) A study on the translation theory of Johann Wolfgang von Goethe in his Noten und Abhandlungen zum besseren Verständnis des Divans. Foreign Language Research, (1) 9, 191- 177.
https://doi.org/10.22059/jflr.2019.248707.443 [In Persian]
Hashemi, S. E., Ayazi, S. M. A., Tavanaei, M. H., & Mehrizi Toroghi, M. .(2023) The use of multiple meanings of Quranic words in Persian translations (A case study of surah Al-Emran in the translations from the first to the ninth century). Quran and Hadith Studies, (2) 16, 284- 263.
https://doi.org/10.30497/qhs.2023.244006.3717 [In Persian]
Kheyrjowy, S., & Alimardi, M. M.(2017). Theoretical foundations of understanding the Quran from the perspective of Allameh Tabataba’i and comparing it with the views of Kladnyvs, Schleiermacher, and Hirsch, among the classical hermeneutics. Religious Thought [Andīshe-yi Dīnī], (4)16, 52- 35.
https://doi.org/10.22099/jrt.2017.4007 [In Persian]
Munday, J. .(2015) Introducing translation studies: Theories and applications (3rd ed.) (A. Bahrami & Z. Tajik, Trans.; 2nd ed.). Tehran: Rahnama. [In Persian]
Steiner, G. .(1998) After Babel: Aspects of language and translation (3rd ed). London and Oxford: Oxford University Press.