<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های زبانشناختی قرآن</title>
    <link>https://nrgs.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های زبانشناختی قرآن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل نقش واژگان حسی در خلق تجربة عاطفی در سورة الرحمن (رویکرد معناشناسی تجسمی به تعامل زبان و هیجان)</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30385.html</link>
      <description>سورة الرحمن، به دلیل بهره‌گیری از زبان تصویر و توصیفات حسی بدیع، همواره مورد توجه مفسران و زبان‌شناسان بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واژگان حسی در ایجاد تجربة عاطفی در مخاطب این سوره، از منظر معناشناسی تجسم انجام شده است. این رویکرد، معنا را نه امری انتزاعی و منفک از تجربة بدنی، بلکه برآیند تعامل ذهن، بدن و محیط می‌داند و بر نقش تجربیات حسی-حرکتی در شکل‌گیری مفاهیم و برانگیختن هیجانات تأکید دارد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها از طریق بررسی کامل آیات سورة الرحمن و شناسایی واژگان و عبارات دال بر حواس پنج‌گانه (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه) گردآوری شده‌اند. سپس، با بهره‌گیری از مبانی نظری معناشناسی تجسمی، چگونگی فعال‌سازی طرح‌واره‌های تصویری و شبیه‌سازی‌های ذهنی توسط این واژگان و در نهایت، تأثیر آنها بر ایجاد پاسخ‌های عاطفی همچون خشیت، امید، شکرگزاری و بهجت در مخاطب تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد سورة الرحمن با استفادة هوشمندانه و متراکم از واژگان حسی، به ویژه در توصیف نعمت‌های بهشتی و عذاب‌های دوزخی، تجربیات حسی زنده‌ای را در ذهن مخاطب بازآفرینی می‌کند. این بازآفرینی حسی مستقیماً با سیستم‌های عاطفی مغز در ارتباط است و به درک عمیق‌تر مفاهیم انتزاعی مانند رحمت الهی، عدالت و قدرت مطلق خداوند کمک شایانی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسة تطبیقی معنی‌شناسی توزیعی و روش معنی‌شناسی رایج موسوم به ساخت‌گرا در مطالعات قرآنی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30068.html</link>
      <description>معنی‌شناسی توزیعی روشی نوساخت‌گرا در معنی‌شناسی است که می‌کوشد معنای واژگان را با استفاده از کاربرد آنها در متون طبیعی شناسایی کند. از سوی دیگر، یکی از موضوعات جالب توجه در مطالعات قرآنی سال‌های اخیر، یافتن معنای واژگان قرآنی از طریق کاربرد قرآنی آنهاست که در پژوهش‌های متعدد فارسی‌زبان، تحت عنوان معنی‌شناسی ساخت‌گرا اجرا شده است. به دلیل شباهت هدف دو روش نام‌برده، مقایسة آنها از جنبه‌های مختلف می‌تواند زمینۀ ارتقای مطالعات قرآنی را فراهم کند. در پژوهش حاضر، با روش تطبیقی-تحلیلی، ضمن این مقایسه، روش رایج در مطالعات قرآنی ارزیابی شده است. مهم‌ترین شباهت‌های دو روش سرچشمه گرفتن از رویکرد ساخت‌گرایی و استفاده از روابط هم‌نشینی و جانشینی هستند. تفاوت‌های دو روش جنبه‌هایی مختلف دارند. از جمله در معنی‌شناسی توزیعی، مشابهت واژگان درجه‌بندی می‌شود؛ به وقوع واژگان در متن‌های مختلف و نیز انواع هم‌نشینان توجه می‌شود؛ و هم‌نشین‌ها ارزش‌گذاری می‌شوند. در مقابل، در روش رایج ساخت‌گرا در قرآن، مشابهت‌ها درجه‌بندی نمی‌شود؛ برای یافتن جانشینان، صرفاً بر هم‌نشینان مکمّلی تأکید می‌شود؛ و هم‌نشینان ارزش‌گذاری نمی‌شوند. برخی از نقدهای وارد به روش رایج ساخت‌گرا، عدم تطابق عنوان با محتوا، عدم تبیین چگونگی اقتباس از روش‌های شناخته‌شدۀ معنی‌شناسی، عدم ارائة دلایل متقن در تعیین گام‌ها، و بنابراین، سلیقه‌ای بودن نتایج هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین تضاد معنایی عبارت «ما بین أیدیهم وما خلفهم» بر اساس رویکرد شناختی و بلاغی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_29953.html</link>
      <description>در رویکرد شناختی، واژگانِ زبان انباشته‌ای از واژه‌ها نیستند، بلکه شبکه‌ای از الفاظ هستند که برحسب تنوعی از پیوندهای معنایی، در رابطۀ متقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند. تعبیر &amp;amp;laquo;ما بین أیدیهم وما خلفهم&amp;amp;raquo; به مثابۀ تعبیری قرآنی از زمان، بنا بر تفاسیر معتبر لغوی بر هر دو معنای گذشته/آینده و گذشته/آینده دلالت دارد. مشابه این تعارض را لیکاف و جانسون با رویکرد شناختی و از خلال نظریۀ استعاره مفهومی، در زبان انگلیسی بررسی کرده‌اند. این نظریه، بر اساس حقیقت ادراک تجسدی، بیان می‌کند زبان ما به مفهوم انتزاعی زمان مفهوم مکانی داده است. در این راستا، به ویژه برای تبیین تعارض‌‌‌ها، سه مدل شناختی زمان پیشنهاد می‌شوند: 1- مدل ناظر متحرک، 2- مدل زمان متحرک و 3- مدل توالی زمانی. پژوهش حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی و با کاربست مدل‌های شناختی و در مقایسه با تحلیل‌های بلاغی، میزان توفیق هر کدام را در توجیه تعارض پیش‌گفته بیان می‌کند. مدل‌های 1 و 2 که ناظرمحور هستند، صرفاً یک معنا را توجیه می‌کنند، در هر دو آینده، پیش ‌رو و گذشته، پشت ‌سر است. اما مدل 3&amp;amp;nbsp; که زمان‌محور است، با آیات مشتمل بر ترکیب هم‌خوانی ندارد، زیرا حضور ناظر در آیات قطعی است. حال آنکه دیدگاه بلاغی با تکیه بر رکن تشابه در استعاره، به دو اعتبار تمثیل حرکت مضاف/مضاف‌الیه و تمثیل دیدنی/نادیدنی، چرایی این تعارض را به‌خوبی روشن می‌کند. بنا بر نتایج این پژوهش، تحلیل بلاغی، در تبیین این تضاد، توجیهی کامل‌تر و منسجم‌تر در مقایسه با تحلیل شناختی ارائه کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی استعاری «توجه» در قرآن بر پایۀ بررسی ترجمه‌ها</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30021.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، مباحث زبان‌شناسی بالندگی چشمگیری داشته است. اندیشوران مسلمان نیز با توجه به &amp;amp;laquo;ماهیت زبانی&amp;amp;raquo; قرآن، تلاش کرده‌اند حاصل دستاوردهای نظریه‌های مختلف زبان‌شناسی را در آستانۀ قرآن به کار گیرند و از این طریق به &amp;amp;laquo;درک روشن‌تر ساختار زبانی قرآن&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;فهم بهتر آیات آن&amp;amp;raquo; دست یابند. یکی از جدیدترین نظریه‌های زبان‌شناسی، زبان‌شناسی شناختی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش معنا‌شناسی شناختی و با هدف بررسی ساختار زبانی قرآن و فهم روشن‌تر آیات، نحوۀ &amp;amp;laquo;مفهوم‌سازی&amp;amp;raquo; حوزۀ انتزاعی &amp;amp;laquo;توجه&amp;amp;raquo; را می‌کاود. برای این منظور، تعابیری که در ترجمه‌ها و تفاسیر به &amp;amp;laquo;توجه&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;بی‌توجهی&amp;amp;raquo; معنا شده‌اند، تحلیل می‌شوند. این پژوهش از یک سو نشان می‌دهد از حوزۀ مفهومی &amp;amp;laquo;اعضای بدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وزن&amp;amp;raquo; و مقولۀ &amp;amp;laquo;حرکت&amp;amp;raquo; برای مفهوم‌سازی &amp;amp;laquo;توجه&amp;amp;raquo; و از طرحوارۀ تصوری &amp;amp;laquo;نیروی متقابل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جهت بالا و پایین&amp;amp;raquo; و حوزۀ مفهومی &amp;amp;laquo;دیدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رهاکردن&amp;amp;raquo; و مقولۀ حرکت برای مفهوم‌سازی &amp;amp;laquo;بی‌توجهی&amp;amp;raquo; در قرآن استفاده شده است و از سوی دیگر نشان می‌دهد در حوزۀ ترجمه، برخی از ترجمه‌ها به دلیل بی‌توجهی به مفهوم‌سازی‌ مفاهیم انتزاعی ضعیف هستند و فهم بهتر آیات از طریق توجه به طرحواره و استعارۀ مفهومی نهفته در آنها ‌امکان‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد طرحواره‌های تصویری در مفهوم‌سازی صفات اخلاقی سور مسبحات</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_29510.html</link>
      <description>میان تجربیات فیزیکی ما با حوزۀ شناختی پیچیده‌تری مانند زبان به‌ واسطۀ طرحواره‌های تصویری امکان ارتباط فراهم می‌شود. طرحواره‌های تصویری از جملۀ مهم‌ترین سازوکارها برای دریافت مفاهیم پنهان قرآن و ابزاری برای تحلیل معانی آن هستند. مفاهیم اخلاقی مشتمل بر ارزش‌ها و دورشدن از کردارهای ناپسند هستند. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای، صفات اخلاقی در سور مسبحات با سازوکار طرحواره‌های تصویری بررسی شده‌اند تا تأثیر و کاربرد انواع طرحواره‌های تصویری بر مخاطب روشن شود و به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که تجربیات مادی و تجسمی در مفهوم‌سازی آیات صفات اخلاقی در سور مسبحات چگونه تبیین می‌شوند؟ و طرحواره‌های تصویری در چه مفاهیمی از صفات اخلاقی سور مسبحات مطرح شده‌اند؟ نتایج نشان داد صفات بخل، فروتنی، وفای به عهد، فسق، ترک بخل، شرم، غرور، اهانت به والدین، صدق، انفاق، عدل، تمسخر، حسد و ظلم با طرحواره‌های تصویری در سور مسبحات تصویرسازی شده‌اند. در مفهوم‌سازی صفت کبر و غرور از سه طرحوارۀ حجمی، حرکتی و قدرتی&amp;amp;nbsp; با هم و در مفهوم‌سازی صفت فسق از دو طرحوارۀ حرکتی و قدرتی و برای صفات تواضع و فروتنی، بخل و وفای به عهد نیز از دو طرحوارۀ حرکتی و حجمی با هم استفاده شده ‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کاربردشناختی گفت‌وگوهای پیامبران در سورۀ یوسف با تکیه بر «نظریۀ ادب» براون و لوینسون</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_29857.html</link>
      <description>عنصر گفت‌وگو به عنوان یک مؤلفۀ روایی و مقوله‌ای ارتباطی در متون متعدد قابل تحلیل است. گفت‌وگو از عناصر مهم قرآن است که بر اساس جوانب متفاوت به گونه‌هایی متنوع به‌وفور استفاده شده است. یکی از این رویکردها که گفت‌وگو را از منظر کاربردشناسی زبان تحلیل می‌کند، نظریۀ ادب است که نگرشی زبان‌شناختی به ادب دارد. یکی از کامل‌ترین نظریه‌های ادب، نظریۀ براون و لوینسون است که طرحی جامع دربارۀ گونه‌های بیان، با اتکا به مقولۀ ادب مطرح می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، راهبردها و زیرراهبردهای نظریۀ ادب در سورۀ یوسف و انواع ادب مستقیم، غیرمستقیم، سلبی، ایجابی و ادب ناشی از عدم کنش زبانی در گفت‌وگوهای این سوره را تحلیل می‌کند. علاوه بر این، پشتوانه‌های تفسیری نظریۀ ادب در خصوص گفت‌وگوهای این سوره مدنظر خواهند بود و در نهایت، بسامد هر راهبرد در نمودارها و جداول آماری ارائه می‌شود که نشان‌دهندۀ حاکمیت ادب بر گفت‌وگوهای آنهاست. بنابراین، مسألۀ بنیادین پژوهش، ضمن دست‌یابی به بسامد هر یک از انواع ادب، محوریت هر یک از انواع ادب‌ورزی و راهبردهای آنها و پشتوانه‌های تفسیری هر یک است؛ به این صورت که بیشترین کاربرد از انواع حالت‌های ادب در این سوره، ادب مثبت است، در حالی که کمترین کاربرد از انواع حالت‌ها را ادب عدم کنش زبانی داراست و ادب مثبت به عنوان یک ابزار مؤثر در گفت‌وگوهای سورۀ یوسف، تأثیرگذاری غالب را دارد، در حالی ‌که عدم کنش زبانی کمترین تأثیر را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ترجمۀ آیات مشابه بر اساس نظریۀ آنتوان برمن (مطالعۀ موردی: ترجمۀ خرمشاهی، گرمارودی و کوشا)</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_29806.html</link>
      <description>ترجمۀ قرآن اصول خاصی دارد که یکی از این اصول یکسانی برگردان آیات مشابه است. قرآن کریم متشکل از آیات و جملات مشابه یا تکراری است و دقت در ترجمۀ آنها در ارائۀ ترجمه‌ای با بیشترین شباهت به متن اصلی نقش دارد. آنتوان بِرمَن، نظریه‌پرداز معاصر علم ترجمه، تأثیری ویژه در زمینۀ مطالعات ترجمه داشته است. او بر حفظ اصالت متن مبدأ تأکید دارد و هر گونه تغییر در سبک نویسنده، ساختار زبان، اطناب کلام و ... را از جملۀ عوامل تحریف متن برمی‌شمارد. در این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی، 45 آیه و جملۀ مشابه، در سه بخش، بر اساس برخی از مؤلفه‌های تحریف متن برمن که بیشترین تکرار را در سه ترجمۀ معاصر (خرمشاهی، گرمارودی و کوشا) داشتند، ارزیابی شدند: بخش اول برگردان 11 جملۀ مشابه که واژه‌های تکراری دارند، بخش دوم برگردان 24 آیۀ مشابه که در یک سوره تکرار شدند و بخش سوم برگردان 9 آیه که هر دو یا چند آیۀ مشابه در سوره‌های مختلف تکرار شدند. هر بخش با توجه به تشابه آیات و جمله‌ها شامل سه قسم است: در هر قسم از آیات و جمله‌های مشابه که جمعاً 9 قسم می‌شوند، یکسانی برگردان آنها نیز بررسی و مقایسه و ترجمۀ پیشنهادی ارائه شد. نتایج حاصل این است که در منطقی‌سازی، شفاف‌سازی و اطناب، بیشترین تحریف را به‌ترتیب کوشا، گرمارودی و خرمشاهی داشته است. در تخریب سیستم‌بندی‌های متن، به‌ترتیب خرمشاهی، گرمارودی و کوشا، و در تضعیف کمّی، به‌ترتیب خرمشاهی، کوشا و گرمارودی بیشترین تحریف را داشته است. همچنین، با وجود مبنای نظری سه مترجم معاصر به یکسانی برگردان آیات مشابه، برگردان آنها نیز در هر سه ترجمه کاملاً یکسان نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مقایسه‌ای مؤلفه‌های معنایی «ملامت» در قرآن کریم با تکیه بر روابط مفهومی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_29856.html</link>
      <description>مطالعۀ معانی واژگان قرآن به عنوان نخستین گام در فهم لایه‌های عمیق مفاهیم قرآنی، جایگاهی محوری در پژوهش‌های معاصر دارد. با گسترش رویکردهای معناشناختی در تحلیل قرآن، شیوه‌هایی نوین برای کشف مفاهیم پنهان و شبکه‌های معنایی بین واژگان شکل گرفته‌اند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، با محور قرار دادن &amp;amp;laquo;ملامت&amp;amp;raquo; در نقطۀ کانونی این حوزه، کلماتی که بیشترین مؤلفه‌های مشترک با این واژه‌ را داشته‌اند را ارزیابی و تحلیل مقایسه‌ای کرده است. واژگانی همچون &amp;amp;laquo;تثریب&amp;amp;raquo; بر سرزنشی دلالت دارند که لزوماً همراه با زشتی عمل نیست و ممکن است با هدف اصلاح یا تذکر به کار روند. &amp;amp;laquo;عتب&amp;amp;raquo; حاکی از سرزنشی است که به دلیل زشتیِ عمل صورت می‌گیرد. &amp;amp;laquo;هُمَز و لُمَز&amp;amp;raquo; به سرزنش‌هایی اشاره دارند که با تحقیر فرد و تضعیف جایگاه اجتماعی او همراه هستند. &amp;amp;laquo;شَمَت&amp;amp;raquo; بیانگر سرزنشی است که از سوی دشمنان و با انگیزۀ خصمانه و شادی از ناکامی دیگران ابراز می‌شود. &amp;amp;laquo;مَذْمُوم&amp;amp;raquo; به سرزنشی اشاره دارد که نتیجۀ عمل ناشایست فرد است. &amp;amp;laquo;مُعْتَبِینَ&amp;amp;raquo; به گونه‌ای از سرزنش اشاره دارد که در آن شنونده امکان دفاع از خود را دارد. &amp;amp;laquo;هَزء&amp;amp;raquo; به تمسخر یا سرزنش افرادی گفته می‌شود که دارای جایگاه اجتماعی والایی هستند. &amp;amp;laquo;سَاخِرین&amp;amp;raquo; بر استفادۀ دشمنان از طنزهای تلخ و طعنه‌های نیش‌دار برای تحقیر مؤمنان و تضعیف روحیۀ آنها دلالت دارد. &amp;amp;laquo;تَنابَزُوا&amp;amp;raquo; به کاربرد القاب توهین‌آمیز برای تحقیر دیگران اشاره دارد. &amp;amp;laquo;مَقْبُوحِینَ&amp;amp;raquo; به سرزنشِ ناشی از ظلمی اختصاص دارد که گناهکاران بر خود روا می‌دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی «فَکاَنَت وَردَةً کَالدِّهان» در پرتو ریشه شناسی تاریخی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30132.html</link>
      <description>مقالۀ پیش رو به صورت تفسیری آیۀ 37 سورۀ الرحمن را با تأکید بر تحلیل ریشه‌شناختی واژگان کلیدی &amp;amp;laquo;وَردَةً&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الدِّهان&amp;amp;raquo; بررسی می‌کند. اهمیت و ضرورت ترتیب‌دادن چنین پژوهشی را می‌توان در وجود نابه‌سامانی‌ها، ابهام‌ها و اختلافات تفسیری چشم‌گیری جست‌وجو کرد که تا به امروز در تاریخ تفسیر این آیه جاری هستند. مطالعۀ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و با بهره‌گیری از ریشه‌شناسی تاریخی، نشان می‌دهد ابهامات تفسیری موجود در فهم این آیه ناشی از تیرگی معنایی این دو واژه هستند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که واژۀ &amp;amp;laquo;وَردَةً&amp;amp;raquo; ریشه در زبان‌های آفروآسیایی باستان دارد و به معنای &amp;amp;laquo;جاری‌شدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سرازیرشدن&amp;amp;raquo; است، نه &amp;amp;laquo;گل&amp;amp;raquo; که برداشت رایج مفسران بوده است. همچنین، &amp;amp;laquo;الدِّهان&amp;amp;raquo; به معنای &amp;amp;laquo;روغن&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp; در نظر گرفته شده است. بر این اساس، تفسیر صحیح آیه چنین است: &amp;amp;laquo;و روزی که آسمان شکافته شود و مانند روغن مذاب جاری گردد&amp;amp;raquo;. این پژوهش با ارائۀ شواهد زبان‌شناختی و قرآنی، خوانشی جدید از این آیه ارائه می‌دهد که با آیات مشابه دیگر قرآن مانند آیۀ 9 سورۀ طور که به جریان‌یافتن آسمان اشاره دارد، هم‌خوانی کامل دارد. نتایج این پژوهش می‌تواند ابرانگارۀ تفسیری موجود دربارۀ این آیه را دگرگون کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجه ممیزی «درنگ واژه‌ای/میان‌واژه‌ای» در انواع مختلف «ما» در قرآن کریم</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30243.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; به عنوان یکی از مؤلفه‌های زبرزنجیری و جزئی از مسافت زمانی گفتار، نقشی به‌سزا در تمایز معنایی واژگان و جملات به ویژه در انواع مختلف &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; دارد. آنچه بر اهمیت &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; در مقولۀ گفتار می‌افزاید، درک صحیح با ادای درست &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; در نظام آوایی کلام است. درنگ‌های واژه‌ای و میان‌واژه‌ای در سطح هجایی و واژگانی عبارت‌ها از جملۀ تقسیماتی است که علاوه بر ایجاز و توسعۀ معنایی، نقشی مهم در تمایز ساختاری و وجوه مختلف اعرابی ایفا می‌کند. شواهدی متعدد از آیات قرآن کریم وجود دارد که با موقعیت‌یابی صحیح &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo;، تمایز معنایی انواع مختلف &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo;ی موصوله، نافیه، استفهامیه، زائده، نکره تامه، و تمایز معنایی جملات منفی، وصفی، استفهامی، اضافی و امثال آن را در برطرف‌کردن ابهام جمله نشان می‌دهد. بر همین اساس، این پژوهش با شیوۀ توصیفی-تحلیلی و تطبیقی در حوزه‌های مختلف ترکیبی &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; و با هدف ژرف‌نگری بیشتر در سبک صوتی عبارت‌های قرآنی با تکیه بر &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; بنا نهاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی هدایت‌گری خداوند در قرآن کریم (با تکیه بر مفهوم هدایت بر پایة معناشناسی ساخت‌گرا)</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30266.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی هدایت‌گری خداوند در قرآن بر پایۀ روش معناشناسی ساخت‌گرا انجام شده است. محور اصلی پژوهش کشف الگویی است که قرآن هدایت الهی را به‌ مثابۀ فرایندی پویا، آگاهانه و مرتبط با ساحت‌های عقل، فطرت و ایمان تبیین می‌کند. ضرورت این بررسی به این دلیل است که هرچند هدایت در متون تفسیری و اخلاقی مطالعه شده است، الگوی قرآنی هدایت الهی از دیدگاه معناشناسی ساخت‌گرا تا کنون به‌ شکل نظام‌مند تحلیل نشده است. در این پژوهش، با تکیه بر روش معناشناسی ساخت‌گرا، روابط هم‌نشینی، جانشینی و تقابل، واژگان مرتبط با هدایت در شبکۀ واژگانی قرآن تحلیل و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ابعاد نظری و کارکردی آن استخراج شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد هدایت در قرآن فرایندی چندسطحی، پویا و نشانه‌محور است که از عقل، فطرت و آیات تکوینی و تشریعی تغذیه می‌کند، به آگاهی و ایمان دعوت می‌کند و به حرکت انسان در مسیر حق و وصول به قرب الهی منتهی می‌شود؛ به این ‌ترتیب، قرآن به مثابۀ منشور جامع هدایت انسان در مسیر رشد آشکار می‌شود. نوآوری پژوهش در تلفیق رویکرد تحلیل معناشناختی ساخت‌گرا با مطالعات قرآنی و استخراج الگویی جامع و کل‌نگر از هدایت خداوند است که می‌تواند مبنای توسعۀ مباحث تفسیری و تربیتی نوین قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مفاهیم بنیادین نظریة استخلاف شهید صدر و تأثیر آن در علوم انسانی قرآن‌بنیان</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30267.html</link>
      <description>نظریه‌پردازی بدون دست‌یابی به مفاهیم بنیادین امکان‌پذیر نیست. بنابراین، تبیین مفاهیم بنیادین و تعیین حدود معنایی آنها از مهم‌ترین کوشش‌های علمی برای نظریه‌پردازی است. نظریة استخلاف شهید صدر بر اساس دو مفهوم بنیادین استخلاف و استیمان صورت‌بندی شده است. نظریۀ یادشده از دو نظر مغفول مانده ‌است؛ اول: از نظر بسندگی مدالیل مفاهیم یادشده و انتساب آن به قرآن؛ دوم: تأثیر مفاهیم و نظریة یادشده بر علوم انسانی قرآن‌بنیان. پژوهش حاضر با هدف پیشبرد میراث علمی شهید صدر، نظریۀ استخلاف را از دو نظر یادشده واکاوی می‌کند. فرضیة اصلی پژوهش تحقق مرجعیت علمی قرآن برای علوم انسانی با نظریة استخلاف است. فرضیه‌های فرعی: 1. نابسندگی دلایل انتساب مفهوم استیمان در نظریۀ شهید صدر به قرآن کریم؛ 2. بسندگی دلایل انتساب مفهوم استخلاف در نظریۀ یادشده به قرآن؛ 3. امکان تأثیر نظریة استخلاف بر علوم انسانی. پژوهش واکاوی مفاهیم را به ‌روش دلالت‌پژوهی در قرآن کریم انجام می‌دهد که در سنت اسلامی اجتهاد در دلیل لفظی نامیده می‌شود، ولی تأثیر نظریه بر علوم انسانی در زمرة پردازش معرفت درجۀ دو است؛ زیرا با نگاهی بیرونی، نظریه و برخی از حوزه‌های علوم انسانی را بررسی می‌کند. بنابراین، دارای رویکردی فلسفی از سنخ فلسفة مضاف است. رویکرد مقاله در بررسی مفاهیم و انتساب آن به قرآن انتقادی و در بیان تأثیر آن بر علوم انسانی تبیینی ‌است. نتایج عبارت‌اند از: 1. اثبات نابسندگی دلایل استناد مفهوم استیمان در نظریه به قرآن، 2. بسندگی دلایل استناد مفهوم استخلاف به قرآن و 3. تبیین تأثیر نظریة استخلاف بر شماری از ساحت‌های علوم انسانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست الگوی هرمنوتیکی استاینر در تحلیل ترجمه‌های قرآن کریم، مورد مطالعه: واژگان چندمعنایی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30364.html</link>
      <description>در فرایند ترجمه، انتقال دقیق معنا از زبان مبدأ به زبان مقصد همواره با چالش‌هایی همراه است، به‌ ویژه هنگامی که واژگان از ظرفیت چندمعنایی برخوردار باشند. این مسأله در ترجمۀ قرآن کریم اهمیت بیشتری دارد، زیرا انتخاب هر معنا می‌تواند برداشت‌هایی متفاوت در زمینه‌های اعتقادی، تفسیری و فقهی ایجاد کند؛ از این ‌رو، گزینش معنای مناسب در زبان مقصد مستلزم تحلیلی دقیق و روشمند است. برای تبیین این چالش‌ها و دست‌یابی به فهمی عمیق‌تر از معانی واژگان، استفاده از رویکردهای هرمنوتیکی ضروری است. این رویکردها فرایند شکل‌گیری معنا در متن و انتقال آن به زبان مقصد را روشن می‌کنند و چارچوبی تحلیلی برای بررسی تصمیم‌های مترجم ارائه می‌دهند. در همین راستا، پژوهش حاضر ترجمۀ 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم در ۲۶ ترجمۀ مختلف را بررسی کرده است. تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی هرمنوتیکی استاینر انجام شده که شامل چهار مرحلۀ اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران است و امکان بررسی دقیق راهبردهای مترجمان را میسر می‌کند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و هدف آن بررسی واکنش مترجمان نسبت به معانی اولیه و ثانویۀ واژگان قرآن کریم است. نتایج نشان می‌دهد مترجمان از سه راهبرد در ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم استفاده کرده‌اند: تمرکز بر معانی اولیه، کاربست هم‌زمان معانی اولیه و ثانویه و ترجیح معانی ثانویه. این تنوع حاکی از فقدان رویکردی منسجم در ترجمۀ واژگان چندمعنایی است؛ با این ‌حال، در بیشتر موارد، ترجمه‌ها موفق و مطلوب بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی «نفاق» در گفتمان قرآنی با رویکرد «نیروپویایی» تالمی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30381.html</link>
      <description>مواجهه با پیچیده‌ترین شکل تهدید نرم در جوامع اسلامی - پدیدۀ نفاق - نیازمند الگوهای تشخیصی نوینی است که هم از اصالت دینی برخوردار باشند و هم قابلیت کاربست در جهان معاصر را دارا باشند. این پژوهش با هدف ارائۀ چنین الگویی، از رهگذر بازخوانی مهندسی مفهومی نفاق در گفتمان قرآنی و با بهره‌گیری از چارچوب نوین &amp;amp;laquo;نیروپویایی&amp;amp;raquo; تالمی انجام شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی نظام‌مند 32 آیۀ شاخص در سوره&amp;amp;shy;های بقره، نساء، توبه، مؤمنون، مائده و... (به عنوان جامعۀ آماری)، الگوهای نیروپویایی حاکم بر این مفهوم را استخراج کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن کریم نفاق را نه به‌ عنوان یک رذیلۀ اخلاقی ساده و مجزا، بلکه در قالب یک&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;سامانۀ فعال عملیات روانی و خودتکثیرشونده&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp;ترسیم می‌کند که در سه لایۀ اصلی عمل می‌کند: نفاق در سطح شناختی&amp;amp;nbsp;( با 11 آیۀ شاخص) به ‌عنوان &amp;amp;laquo;بیماری مخرب نظام تشخیص حق از باطل&amp;amp;raquo; و عامل بصیرت‌زدایی معرفی می&amp;amp;shy;شود. در لایۀ&amp;amp;nbsp;کنشی&amp;amp;nbsp;(با 13 آیۀ شاخص) به ‌عنوان &amp;amp;laquo;راهبرد تخریبی&amp;amp;raquo; عمل می‌کند که با ترویج کذب در جامعه و ایجاد محاصرۀ اقتصادی و تفرقه‌افکنی، انسجام اجتماعی و اقتصادی جامعه را نشانه می&amp;amp;shy;رود. در لایۀ&amp;amp;nbsp;ارتباطی&amp;amp;nbsp;(با 8 آیۀ شاخص) به عنوان &amp;amp;laquo;مکانیسم طرد&amp;amp;raquo; عمل می‌کند که به ‌انسداد مسیر هدایت و زوال سلامت روانی جامعه منجر می‌شود. دستاورد نوآورانۀ این پژوهش ارائۀ&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;مدل شش‌بُعدی مهندسی نفاق&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp;است. این مدل از یک‌ سو، گامی در راستای&amp;amp;nbsp;بومی‌سازی نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی&amp;amp;nbsp;در مطالعات قرآنی محسوب می‌شود و از سوی دیگر،&amp;amp;nbsp;یک چارچوب تشخیصی برای مواجهۀ هوشمندانه با اشکال مدرن این پدیده از&amp;amp;laquo;نفاق سیاسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جنگ شناختی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تخریب شبکه‌های اجتماعی&amp;amp;raquo; فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
