<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های زبانشناختی قرآن</title>
    <link>https://nrgs.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های زبانشناختی قرآن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>وجه ممیزی «درنگ واژه‌ای/میان‌واژه‌ای» در انواع مختلف «ما» در قرآن کریم</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30243.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; به عنوان یکی از مؤلفه‌های زبرزنجیری و جزئی از مسافت زمانی گفتار، نقشی به‌سزا در تمایز معنایی واژگان و جملات به ویژه در انواع مختلف &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; دارد. آنچه بر اهمیت &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; در مقولۀ گفتار می‌افزاید، درک صحیح با ادای درست &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; در نظام آوایی کلام است. درنگ‌های واژه‌ای و میان‌واژه‌ای در سطح هجایی و واژگانی عبارت‌ها از جملۀ تقسیماتی است که علاوه بر ایجاز و توسعۀ معنایی، نقشی مهم در تمایز ساختاری و وجوه مختلف اعرابی ایفا می‌کند. شواهدی متعدد از آیات قرآن کریم وجود دارد که با موقعیت‌یابی صحیح &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo;، تمایز معنایی انواع مختلف &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo;ی موصوله، نافیه، استفهامیه، زائده، نکره تامه، و تمایز معنایی جملات منفی، وصفی، استفهامی، اضافی و امثال آن را در برطرف‌کردن ابهام جمله نشان می‌دهد. بر همین اساس، این پژوهش با شیوۀ توصیفی-تحلیلی و تطبیقی در حوزه‌های مختلف ترکیبی &amp;amp;laquo;ما&amp;amp;raquo; و با هدف ژرف‌نگری بیشتر در سبک صوتی عبارت‌های قرآنی با تکیه بر &amp;amp;laquo;درنگ&amp;amp;raquo; بنا نهاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی هدایت‌گری خداوند در قرآن کریم (با تکیه بر مفهوم هدایت بر پایة معناشناسی ساخت‌گرا)</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30266.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی هدایت‌گری خداوند در قرآن بر پایۀ روش معناشناسی ساخت‌گرا انجام شده است. محور اصلی پژوهش کشف الگویی است که قرآن هدایت الهی را به‌ مثابۀ فرایندی پویا، آگاهانه و مرتبط با ساحت‌های عقل، فطرت و ایمان تبیین می‌کند. ضرورت این بررسی به این دلیل است که هرچند هدایت در متون تفسیری و اخلاقی مطالعه شده است، الگوی قرآنی هدایت الهی از دیدگاه معناشناسی ساخت‌گرا تا کنون به‌ شکل نظام‌مند تحلیل نشده است. در این پژوهش، با تکیه بر روش معناشناسی ساخت‌گرا، روابط هم‌نشینی، جانشینی و تقابل، واژگان مرتبط با هدایت در شبکۀ واژگانی قرآن تحلیل و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ابعاد نظری و کارکردی آن استخراج شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد هدایت در قرآن فرایندی چندسطحی، پویا و نشانه‌محور است که از عقل، فطرت و آیات تکوینی و تشریعی تغذیه می‌کند، به آگاهی و ایمان دعوت می‌کند و به حرکت انسان در مسیر حق و وصول به قرب الهی منتهی می‌شود؛ به این ‌ترتیب، قرآن به مثابۀ منشور جامع هدایت انسان در مسیر رشد آشکار می‌شود. نوآوری پژوهش در تلفیق رویکرد تحلیل معناشناختی ساخت‌گرا با مطالعات قرآنی و استخراج الگویی جامع و کل‌نگر از هدایت خداوند است که می‌تواند مبنای توسعۀ مباحث تفسیری و تربیتی نوین قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معنا‌شناسی «رنجِ‌‌ دین‌‌بنیان» و کاربست نظام‌مندِ قرآنی آن بر پایۀ بیان‌السعاده</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30435.html</link>
      <description>قرآن به عنوان کتاب جامعِ سه ساحت وحی، عقل و قلب، از واژگان متعدد دربارۀ مقولۀ &amp;amp;laquo;رنج&amp;amp;raquo; بهره است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;کَبَد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عَنَت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کَدَح&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نَصب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عُسر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ضَرّ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بأس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قَرح&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اَذی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شِقاء&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الَم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مُصیبَه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بلاء&amp;amp;raquo;. بر پایۀ پژوهش حاضر، سالک، چهار مدل کلی از رنج را دریافت می‌کند که عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;رنجِ وجودپایه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رنجِ دین‌‌بنیان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رنجِ عقل‌مدار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رنج قلب‌محور‌&amp;amp;raquo;. این پژوهش با نگرۀ توصیفی-تحلیلی، فقط به سراغ مدل &amp;amp;laquo;رنج دین‌بنیان&amp;amp;raquo; در پُربسامد‌ترین تفسیر عرفانی قرآن، بیان‌السعاده فی مقامات‌العباده، رفته و در پی پاسخ به این پرسش‌‌ها از دیدگاه قرآنی-عرفانی است: 1) رنج‌ دین‌بنیان دارای چه مصداق‌‌هایی است و کدام واژگان قرآنی را می‌توان مصداق رنج دین‌بنیان شمرد؟ 2) راه رهایی از آن چیست؟ 3) پاداش رنج‌&amp;amp;lrm;بری دینی چیست؟ در پایش مجموعۀ تفسیر بیان‌السعاده، شاخص‌ترین واژگانی را که می‌توان برای &amp;amp;laquo;رنجِ دین‌‌بنیان&amp;amp;raquo; در نظر گرفت عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;بأس&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ضَرّ&amp;amp;raquo; با کاربست &amp;amp;laquo;ایمان و عمل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قَرح&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مُصیبَه&amp;amp;raquo; با کاربست &amp;amp;laquo;جهاد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اَذی&amp;amp;raquo; با کاربست &amp;amp;laquo;هجرت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اجتناب از آمیزش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عَنَت&amp;amp;raquo; با کاربست &amp;amp;laquo;دوستی با غیرهم‌کیش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عزوبت&amp;amp;raquo;.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه‌شناختی عبارت «عجلاً جَسداً لهُ خوارٌ» با رویکرد نظریۀ نشانه‌شناسی چارلز پیرس</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30475.html</link>
      <description>زبان وحی به دلیل برخورداری از لایه‌های معنایی چندگانه و ساختار نظام‌مند، همواره بستری پویا برای واکاوی‌های زبان‌شناختی و معناشناختی بوده است. در این میان، تحلیل نشانه‌شناختی آیات چالش‌برانگیز می‌تواند دریچه‌ای نو به سوی فهم فرایندهای دلالت و تولید معنا در متون مقدس بگشاید. آیۀ &amp;amp;laquo;عجلاً جسداً لهُ خوارٌ&amp;amp;raquo; با توجه به ابهامات موجود در ماهیت &amp;amp;laquo;عجل&amp;amp;raquo; و صدای &amp;amp;laquo;خوار&amp;amp;raquo;، یکی از نقاط عطف در تضارب آرای مفسران است که نیازمند بازخوانی از دیدگاه نظریات مدرن نشانه‌شناسی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین فرایندهای دلالتی این آیه، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه عناصر سه‌گانۀ نشانه‌شناسی چارلز پیرس (شمایل، نمایه و نماد) در تفاسیر مربوط به این آیه بازنمایی شده‌اند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای پیرس، نشان می‌دهد تنوع آرای مفسران بیش از آنکه ناشی از اختلافات لغوی باشد، ریشه در نوع مواجهۀ آنان با ماهیت نشانه و پیوند آن با مفسر دارد. یافته‌ها بر پایۀ دسته‌بندی مفسر &amp;amp;laquo;فوری، پویا و نهایی&amp;amp;raquo; گویای آن است که واژگان آیه از یک بازنمایی صوتی صرف فراتر رفته و به نشانه‌ای نمادین از فریب و انحراف تبدیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد چارچوب نشانه‌شناسی پیرس نه فقط غنای سنت تفسیری را در درک لایه‌های تربیتی و اخلاقی داستان سامری آشکار می‌کند، بلکه الگویی کارآمد برای تحلیل‌های نوین در سایر آیات قرآن کریم ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی «فَکاَنَت وَردَةً کَالدِّهان» در پرتو ریشه شناسی تاریخی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30132.html</link>
      <description>مقالۀ پیش رو به صورت تفسیری آیۀ 37 سورۀ الرحمن را با تأکید بر تحلیل ریشه‌شناختی واژگان کلیدی &amp;amp;laquo;وَردَةً&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الدِّهان&amp;amp;raquo; بررسی می‌کند. اهمیت و ضرورت ترتیب‌دادن چنین پژوهشی را می‌توان در وجود نابه‌سامانی‌ها، ابهام‌ها و اختلافات تفسیری چشم‌گیری جست‌وجو کرد که تا به امروز در تاریخ تفسیر این آیه جاری هستند. مطالعۀ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای و با بهره‌گیری از ریشه‌شناسی تاریخی، نشان می‌دهد ابهامات تفسیری موجود در فهم این آیه ناشی از تیرگی معنایی این دو واژه هستند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که واژۀ &amp;amp;laquo;وَردَةً&amp;amp;raquo; ریشه در زبان‌های آفروآسیایی باستان دارد و به معنای &amp;amp;laquo;جاری‌شدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سرازیرشدن&amp;amp;raquo; است، نه &amp;amp;laquo;گل&amp;amp;raquo; که برداشت رایج مفسران بوده است. همچنین، &amp;amp;laquo;الدِّهان&amp;amp;raquo; به معنای &amp;amp;laquo;روغن&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp; در نظر گرفته شده است. بر این اساس، تفسیر صحیح آیه چنین است: &amp;amp;laquo;و روزی که آسمان شکافته شود و مانند روغن مذاب جاری گردد&amp;amp;raquo;. این پژوهش با ارائۀ شواهد زبان‌شناختی و قرآنی، خوانشی جدید از این آیه ارائه می‌دهد که با آیات مشابه دیگر قرآن مانند آیۀ 9 سورۀ طور که به جریان‌یافتن آسمان اشاره دارد، هم‌خوانی کامل دارد. نتایج این پژوهش می‌تواند ابرانگارۀ تفسیری موجود دربارۀ این آیه را دگرگون کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبان‌شناختی قرائن درون‌متنی و برون‌متنی آیات قرآن در نقد دیدگاه جوزف لمبارد دربارۀ نسخ ادیان پیشین</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30651.html</link>
      <description>درک صحیح مراد الهی از آیات قرآن کریم همواره از دغدغه‌های محوری اندیشمندان اسلامی بوده است. در این میان، جوزف لمبارد - قرآن‌پژوه مسیحی مسلمان‌شده - با استناد به برخی از آیات، مدعی شده است که اسلام منافی اعتبار ادیان گذشته نیست و ظهور اسلام به معنای پایان‌یافتن اعتبار این ادیان نیست. هدف این پژوهش، نقد این دیدگاه و اثبات نسخ ادیان پیشین با تکیه بر تحلیل نظام‌مند زبان‌شناختی، اعم از قرائن درون‌متنی و برون‌متنی است. روش پژوهش، تحلیل زبان‌شناختی آیات مورد استناد لمبارد با بهره‌گیری از واژه‌شناسی، تحلیل نحوی و ساختاری، بررسی سیاق درون‌متنی، مطالعۀ شأن نزول، ارجاعات بینامتنی و سایر قرائن برون‌متنی است. در این راستا، با بررسی دقیق دلالت‌های واژگانی عبارت‌هایی همچون &amp;amp;laquo;مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مُهَیْمِنًا عَلَیْهِ&amp;amp;raquo;، تحلیل ساختارهای نحوی و مطالعۀ زمینه‌های تاریخی نزول آیات، روشن می‌شود هرچند قرآن کریم کلیات ادیان آسمانی پیشین را تأیید می‌کند، پیروان این ادیان را به پذیرش شریعت جدید فرا می‌خواند. یافته‌های این پژوهش نه فقط دیدگاه لمبارد را به چالش می‌کشد، بلکه بر ضرورت فهم عمیق و همه‌جانبۀ دلالت‌های زبانی قرآن در فرایند تفسیر تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساختار ریتوریکایی قرآن کریم (بر اساس سور مبارکۀ بقره، نحل، نمل، عنکبوت و فیل)</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30640.html</link>
      <description>ذات ساختار تربیت دینی تقابلی است؛ تقابل نیکی و بدی و خیر و شر. از سوی دیگر، ابزار انتقال دین لامحاله نیازمند ترکیب بیان مستقیم و غیرمستقیم است و بهترین الگو برای چنین انتقالی خطابه است. در این شیوه، یکی خطاب&amp;amp;shy;گر است و یکی خطاب‌گیرنده (مخاطب) و متن خطابه عامل پیوند طرفین است. در خطابۀ دینی که در تمدن&amp;amp;shy;های نوین بشری، مبتنی بر کتاب آسمانی دیده &amp;amp;shy;می&amp;amp;shy;شود، از گروندگان دین دعوت &amp;amp;shy;می&amp;amp;shy;شود کاری را انجام&amp;amp;shy;دهند (نیکی) یا عملی را ترک کنند (بدی). در پژوهش حاضر، سوره&amp;amp;shy;های قرآنی که نام حشرات یا حیوانات دارند، از نظر ساختار خطابه&amp;amp;shy;ای بررسی شده‌اند. برای این &amp;amp;shy;منظور، پس از بررسی ساختار روایی هر کدام، نشانه&amp;amp;shy;ها و گفتمان سوره&amp;amp;shy;ها بررسی &amp;amp;shy;شده&amp;amp;shy;اند. حاصل کار نشان‌ می‌دهد در الگوی صفر تا هشت‌بخشی خطابه&amp;amp;shy;ها، آغاز و پایان خطابه محور موضوعی آن را تأیید می‌کند؛ مخاطبان به صورت مستقیم، دوم شخص مفرد و جمع یا به صورت غیرمستقیم پیامبر (ص)، برخی قبایل یا پیروان ادیان یا پیامبران پیشین هستند که در دو قطب تقابلی مورد خطاب قرار می&amp;amp;shy;گیرند. الگوی بزرگ این خطابه&amp;amp;shy;ها بافتی کهکشانی دارد؛ به ‌این‌ معنا ‌که برای تفهیم موضوع به مخاطب، بخش&amp;amp;shy;های مستقل خطابه آورده &amp;amp;shy;شده‌اند و به مقتضای بحث و حال مخاطب، بخش‌هایی از قصص پیامبران پیشین بیان می‌شوند، نه کل سرگذشت ایشان. نیز در تبیین و اقناع مخاطبان، از تمثیل و بخش&amp;amp;shy;هایی از قصص پیامبران پیشین که مقتضای حال و مقام است، بهره ‌برده &amp;amp;shy;شده&amp;amp;shy; است. پیام سوره&amp;amp;shy;ها فراتر از موضوع بحث است، اما در یک وحدت موضوعی بسیار قدرتمند، هدایت و مقابل آن، گمراهی، را اثبات&amp;amp;shy; می‌کنند. مخاطبان پیام&amp;amp;shy;های وحی نیز فرازمانی و فرامکانی هستند و می&amp;amp;shy;توان آنها را کلان-مخاطب خواند</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مفاهیم بنیادین نظریة استخلاف شهید صدر و تأثیر آن در علوم انسانی قرآن‌بنیان</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30267.html</link>
      <description>نظریه‌پردازی بدون دست‌یابی به مفاهیم بنیادین امکان‌پذیر نیست. بنابراین، تبیین مفاهیم بنیادین و تعیین حدود معنایی آنها از مهم‌ترین کوشش‌های علمی برای نظریه‌پردازی است. نظریة استخلاف شهید صدر بر اساس دو مفهوم بنیادین استخلاف و استیمان صورت‌بندی شده است. نظریۀ یادشده از دو نظر مغفول مانده ‌است؛ اول: از نظر بسندگی مدالیل مفاهیم یادشده و انتساب آن به قرآن؛ دوم: تأثیر مفاهیم و نظریة یادشده بر علوم انسانی قرآن‌بنیان. پژوهش حاضر با هدف پیشبرد میراث علمی شهید صدر، نظریۀ استخلاف را از دو نظر یادشده واکاوی می‌کند. فرضیة اصلی پژوهش تحقق مرجعیت علمی قرآن برای علوم انسانی با نظریة استخلاف است. فرضیه‌های فرعی: 1. نابسندگی دلایل انتساب مفهوم استیمان در نظریۀ شهید صدر به قرآن کریم؛ 2. بسندگی دلایل انتساب مفهوم استخلاف در نظریۀ یادشده به قرآن؛ 3. امکان تأثیر نظریة استخلاف بر علوم انسانی. پژوهش واکاوی مفاهیم را به ‌روش دلالت‌پژوهی در قرآن کریم انجام می‌دهد که در سنت اسلامی اجتهاد در دلیل لفظی نامیده می‌شود، ولی تأثیر نظریه بر علوم انسانی در زمرة پردازش معرفت درجۀ دو است؛ زیرا با نگاهی بیرونی، نظریه و برخی از حوزه‌های علوم انسانی را بررسی می‌کند. بنابراین، دارای رویکردی فلسفی از سنخ فلسفة مضاف است. رویکرد مقاله در بررسی مفاهیم و انتساب آن به قرآن انتقادی و در بیان تأثیر آن بر علوم انسانی تبیینی ‌است. نتایج عبارت‌اند از: 1. اثبات نابسندگی دلایل استناد مفهوم استیمان در نظریه به قرآن، 2. بسندگی دلایل استناد مفهوم استخلاف به قرآن و 3. تبیین تأثیر نظریة استخلاف بر شماری از ساحت‌های علوم انسانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست الگوی هرمنوتیکی استاینر در تحلیل ترجمه‌های قرآن کریم، مورد مطالعه: واژگان چندمعنایی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30364.html</link>
      <description>در فرایند ترجمه، انتقال دقیق معنا از زبان مبدأ به زبان مقصد همواره با چالش‌هایی همراه است، به‌ ویژه هنگامی که واژگان از ظرفیت چندمعنایی برخوردار باشند. این مسأله در ترجمۀ قرآن کریم اهمیت بیشتری دارد، زیرا انتخاب هر معنا می‌تواند برداشت‌هایی متفاوت در زمینه‌های اعتقادی، تفسیری و فقهی ایجاد کند؛ از این ‌رو، گزینش معنای مناسب در زبان مقصد مستلزم تحلیلی دقیق و روشمند است. برای تبیین این چالش‌ها و دست‌یابی به فهمی عمیق‌تر از معانی واژگان، استفاده از رویکردهای هرمنوتیکی ضروری است. این رویکردها فرایند شکل‌گیری معنا در متن و انتقال آن به زبان مقصد را روشن می‌کنند و چارچوبی تحلیلی برای بررسی تصمیم‌های مترجم ارائه می‌دهند. در همین راستا، پژوهش حاضر ترجمۀ 20 واژۀ چندمعنایی قرآن کریم در ۲۶ ترجمۀ مختلف را بررسی کرده است. تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی هرمنوتیکی استاینر انجام شده که شامل چهار مرحلۀ اعتماد اولیه، تهاجم، ادغام و جبران است و امکان بررسی دقیق راهبردهای مترجمان را میسر می‌کند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و هدف آن بررسی واکنش مترجمان نسبت به معانی اولیه و ثانویۀ واژگان قرآن کریم است. نتایج نشان می‌دهد مترجمان از سه راهبرد در ترجمۀ واژگان چندمعنایی قرآن کریم استفاده کرده‌اند: تمرکز بر معانی اولیه، کاربست هم‌زمان معانی اولیه و ثانویه و ترجیح معانی ثانویه. این تنوع حاکی از فقدان رویکردی منسجم در ترجمۀ واژگان چندمعنایی است؛ با این ‌حال، در بیشتر موارد، ترجمه‌ها موفق و مطلوب بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی «نفاق» در گفتمان قرآنی با رویکرد «نیروپویایی» تالمی</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30381.html</link>
      <description>مواجهه با پیچیده‌ترین شکل تهدید نرم در جوامع اسلامی - پدیدۀ نفاق - نیازمند الگوهای تشخیصی نوینی است که هم از اصالت دینی برخوردار باشند و هم قابلیت کاربست در جهان معاصر را دارا باشند. این پژوهش با هدف ارائۀ چنین الگویی، از رهگذر بازخوانی مهندسی مفهومی نفاق در گفتمان قرآنی و با بهره‌گیری از چارچوب نوین &amp;amp;laquo;نیروپویایی&amp;amp;raquo; تالمی انجام شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی نظام‌مند 32 آیۀ شاخص در سوره&amp;amp;shy;های بقره، نساء، توبه، مؤمنون، مائده و... (به عنوان جامعۀ آماری)، الگوهای نیروپویایی حاکم بر این مفهوم را استخراج کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن کریم نفاق را نه به‌ عنوان یک رذیلۀ اخلاقی ساده و مجزا، بلکه در قالب یک&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;سامانۀ فعال عملیات روانی و خودتکثیرشونده&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp;ترسیم می‌کند که در سه لایۀ اصلی عمل می‌کند: نفاق در سطح شناختی&amp;amp;nbsp;( با 11 آیۀ شاخص) به ‌عنوان &amp;amp;laquo;بیماری مخرب نظام تشخیص حق از باطل&amp;amp;raquo; و عامل بصیرت‌زدایی معرفی می&amp;amp;shy;شود. در لایۀ&amp;amp;nbsp;کنشی&amp;amp;nbsp;(با 13 آیۀ شاخص) به ‌عنوان &amp;amp;laquo;راهبرد تخریبی&amp;amp;raquo; عمل می‌کند که با ترویج کذب در جامعه و ایجاد محاصرۀ اقتصادی و تفرقه‌افکنی، انسجام اجتماعی و اقتصادی جامعه را نشانه می&amp;amp;shy;رود. در لایۀ&amp;amp;nbsp;ارتباطی&amp;amp;nbsp;(با 8 آیۀ شاخص) به عنوان &amp;amp;laquo;مکانیسم طرد&amp;amp;raquo; عمل می‌کند که به ‌انسداد مسیر هدایت و زوال سلامت روانی جامعه منجر می‌شود. دستاورد نوآورانۀ این پژوهش ارائۀ&amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;مدل شش‌بُعدی مهندسی نفاق&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp;است. این مدل از یک‌ سو، گامی در راستای&amp;amp;nbsp;بومی‌سازی نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی&amp;amp;nbsp;در مطالعات قرآنی محسوب می‌شود و از سوی دیگر،&amp;amp;nbsp;یک چارچوب تشخیصی برای مواجهۀ هوشمندانه با اشکال مدرن این پدیده از&amp;amp;laquo;نفاق سیاسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جنگ شناختی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تخریب شبکه‌های اجتماعی&amp;amp;raquo; فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سورۀ مبارکۀ قمر بر اساس مدل سبک‌شناسی گفتمانی میشل فوکو</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30436.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل سورۀ قمر بر اساس مدل سبک‌شناسی گفتمانی در چارچوب اندیشۀ میشل فوکو انجام شده است. این&amp;amp;shy;مقاله با اتکا به دیدگاه فوکو دربارۀ گفتمان به منزلۀ شبکه‌ای از قدرت/دانش و بررسی کنش‌های دستوری (نحوی) و کنش‌های گفتاری در متن، تلاش دارد تا سازوکارهای تولید معنا و اعمال قدرت الهی در سورۀ یادشده را واکاوی کند. ابزار پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل انتقادی گفتمان متن است. با تطبیق ابعاد تحلیل سبک‌شناسانۀ گفتمانی میشل فوکو بر متن سورۀ قمر مشخص شد این سوره از طریق اعلام واقعیت‌های قطعی قیامت، ترغیب به تذکر و ایمان، ایجاد هراس عاطفی، ضمانت تنبیه یا پاداش و تأکید بر قطعیت پیام، گفتمانی اقتدارگرا و اصلاح‌گر ایجاد کرده است. همچنین، از طریق ترکیب روش&amp;amp;shy;مند ساختار تکرار، کنش دستوری و کنش گفتاری، گفتمان الهی را سامان می‌دهد که در آن قدرت الهی نه فقط در سطح معنایی، بلکه در قالب سازوکارهای زبانی و سبک‌شناختی اعمال می‌شود. در نهایت، سورۀ قمر را می‌توان به ‌عنوان متنی گفتمانی دانست که از طریق بازنمایی تاریخی، ترس از قیامت و تأکید بر تذکر، سوژۀ مطیع و تذکّرپذیر را بازتولید می‌کند. این امر نشان می‌دهد سبک‌شناسی گفتمانی فوکو روشی کارآمد برای تحلیل لایه‌های عمیق قدرت و معنا در متون دینی، به ‌ویژه قرآن کریم، فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان‌مندی تفسیر قرآن با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسانۀ هایدگر</title>
      <link>https://nrgs.ui.ac.ir/article_30476.html</link>
      <description>یکی از مسائل قابل طرح در پدیدارشناسی تفسیر قرآن بحث زبان‌مندیِ تفسیر قرآن است. اندیشمندان اسلامی در دوران معاصر دربارۀ مقولة زبان قرآن و موضوع‌های مربوط به آن به ‌وفور بحث کرده‌اند، اما زبان‌مندی تفسیر قرآن که مبحثی هرمنوتیکی-پدیدارشناختی است، تا کنون در کانون توجه قرار نگرفته است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با رویکرد پدیدارشناسانه و به روش توصیفی-تحلیلی، دو پرسش بنیادین دربارۀ زبان‌مندی تفسیر قرآن را از طریق مدل هرمنوتیکی-فلسفی هایدگر واگشایی کند؛ نخست اینکه زبان چگونه موجب خلق تفسیر می&amp;amp;shy;شود و دیگر اینکه زبان چگونه موجب گرایشِ مفسر به فهم و تفسیری خاص از آیات قرآن می‌شود. در راستای بازگشایی این پرسش&amp;amp;shy;ها، پس از توصیف و تبیین ساحات سه‌گانۀ زبان در نگرشِ هستی&amp;amp;shy;شناسیِ هایدگر، تأثیر این ساحت&amp;amp;shy;ها بر مقولۀ تفسیر بررسی و تلاش می&amp;amp;shy;شود تا دربارۀ مسالۀ زبان‌مندبودن تفسیر قرآن با استفاده از این الگوی فکری-فلسفی به قدر بضاعت بحث شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
